مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

مقاله ای درباره ی حجاب اجباری

از مباحث بروز و در خور توجه فقهی ، بحث حجاب اجباری است، چند وقت قبل مقاله ای در همین موضوع در پایگاه اطلاع رسانی حضرت ایت الله العظمی مکارم شیرازی - مد ظله -خواندم که به نظر نوشته ای درخور تقدیر و تحسین بود. لینک مقاله. 

متن مقاله :

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

یادگاری

امروز 28 بهمن 1390 مقدمات ثبت این وبلاگ در پایگاه ساماندهی تارنماهای اینترنتی فراهم گردید. و من الله توفیق.

...اوایل اسفند 1390 این وبلاگ در پایگاه ساماندهی به ثبت رسید.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
تگ ها : عمومی

مبانی در علت مجرور بودن اسم بدون وجودحرف جر و مضاف

گاه در کلام عرب بدون اینکه حرف جری در کار باشد اسم ما بعد مجرور است و هیچ کلمه ای هم که شانیت مضاف واقع شدن هم داشته باشد وجود ندارد و در تمام این موارد اسم مجرور ، مقرون به حرف عطف مثل : بل ، فاء ، واو میباشد. در این حال احتمالاتی متصور است :

الف : حرف جری متصور است.

ب : مضاف محذوف است.

ج : عطف بر مجرور سابق است.

احتمال سوم از لحاظ قواعد بهتر است  ولی در این احتمال در بسیاری از امثله راه ندارد.

احتمال دوم هم نسبت به احتمال اول ضعیف است زیرا ما تاکنون حذف مضاف نداشتیم و یا خیلی کم است.

پس بهترین احتمال همان احتمال اول است، حال چه حرفی باید در تقدیر باشد ؟ تنها راه ، استفاده از سیاق کلام است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

مبانی در استعمال حروف جارّه به جای یکدیگر

 هر گاه حرف جری به معنای حرف جر دیگر استعمال شود : مثلا " علی " که برای استعلا است به معنای مجاوزه استعمال شود ( اذا رضیت علیّ ) : در این صورت سه مبنی وجود دارد :

الف : برخی گویند این حرف جر در مثل اذا رضیت علیّ ، وضع شده برای مجاوزه.

ب : حرف جر برای یک معنی وضع شده مثلا " باء " برای الصاق و " علی " برای استعلا و .... و لکن اکنون استعمال در غیر ما وضع له شده  که میشود مجاز. قرینه مجاز هم فعل یا شبه فعل ( متعلـَق ) است.

ج : در این صورت  نه استعمال حقیقی است و نه مجازی بلکه مثلا  حرف " علی " در مثال ما  ، نایب از " عن " میباشد کما اینکه در مفعول مطلق  و در مثال سقیا نایب از سقاک الله  است نه اینکه سقیا استعمال در سقاک الله شده باشد و این مبنی برای کوفییون و سیوطی است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

آیا عالـَمون جمع عالـَم است؟

 گفته شده که عالـَمون جمع عالـَم است و لکن سیوطی در شرح اشعار ابن مالک گوید : این قول رد شده زیرا عالمون فقط بر عقلا دلالت دارد اما عالم بر غیر عقلا نیز دلالت دارد چون عالم اسم است  برای غیر خدا و ما سوی الله در حالی که جمع باید از معنای مفرد بیشتر باشد.

ن ک به : ابتدای کتاب سیوطی " النهجة المرضیه".

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

الفرق بین "لا" الزائده و " لا "الملغی عن العمل

قال الرودانی : الفرق بین " لا " الزائده و " لا " الملغاة : ان الزائده هی التی لا عمل لها اصالة و الملغاة هی التی لها عمل اصالة لکن اهملت . – و ظاهره ان الزائده باقیة علی کونها للنفی ینافیه قولهم الحرف الزائد هو الذی لا معنی له و لا یختل الکلام بسقوطه الا ان تکون اغلبیا ، و الاوجه الفرق بان الزلئده یستغنی الکلام  عنها بخلاف الملغاة.

فراجع : صبان 10 قسمت 2.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

علت وضع حروف جارّه و وجه تسمیه و تعداد آن

 علت وضع حرف جر : کشیدن معنایی از ماقبل  به ما بعد است و چون رابط بین ما قبل و ما بعد حرف جر هست ، لذا نیاز به متعلِــق و متعلـَـق داریم ( زیرا حروف بدون این دو معنی نمیابند – حرف مستقلا معنی ندارد).

این متعلق هم باید فعل یا شبه فعل باشد ( حدث باشد) زیرا در غیر این صورت عارضی نیست تا بدان متعلق شود.

برخی برای حروف جر نامهای دیگری نهاده اند از قبیل :  

حروف منصوب :  زیرا مدخول این حروف مفعول با واسطه اند و محلا منصوب ، و لکن برخی گفته اند این صحیح نیست زیرا فقط حروفی که برای تعدیه اند  مفعول با واسطه اند.

حروف اضافه : زیرا معنای فعل یا شبه فعل ما قبل را به مابعد اضافه میکند.

حروف صفات : زیرا در اسم صفتی مثل تبعیض یا ظرفیه و امثال ان را ایجاد میکند.

حروف جر هم وجه تسمیه اش این است که : در لحظه اول نظر به اعراب شده .

حال چرا به کسره " جر " گفته اند ؟ زیرا معتنایی را به ما بعد میکشد.

در مورد تعداد حروف جر :  برخی 17 و برخی 20 مورد را ذکر کرده اند و سه مورد اختلافی عبارتند از : کی ، لعل ، متی .

البته برخی این سه مورد را قبول میکنند ولی  " خلا ، حاشا و عدا " را که برای استثنا هستند را قبول نمیکنند.

7 مورد از حروف جر مختص به اسم ظاهر است و از این هفت مورد سه مورد مختص به هر اسم ظاهری است و چهار مورد  دیگر مختص به وقت است  .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

نهج البلاغه و سخن یکی از بزرگان

حضرت آیت الله ممدوحی– دام ظله–  از علمای بزرگوار کلامی قریب به این معنی داشتند که  : بهترین ترجمه ی نهج البلاغه ترجمه ی مرحوم فیض الاسلام - ره – است و در انتخاب کلمات دقت خاصی داشته اند، و از بهترین شروح آن شرح این میثم بحرانی ره است و حرفهایش فراتر از حرفهای زمان خود است، البته آیت الله مکارم - مدظله -هم شرحی بر نهج البلاغه دارند که برای عموم مردم و طبقه دانشجو نوشته شده است. همچنین تاکنون فهرست جامعی درباره نهج البلاغه نگاشته نشده و همه ی فهرست های نوشته شده ناقص است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥

یک پیشنهاد / نرم افزار محاسبه ی خمس

یکی از دغدغه های توده های متدین جامعه نحوه ی محاسبه ی خمس است ، زیرا هم فروعات فراوان و اقسام مختلف دارد و هم افرادی که متبحر و متخصص در محاسبه ی خمس باشند کم است ، از طرفی هم چون غالب افراد معمولا سالی یکبار محتاج محاسبه ی خمس میشوند گاه اهمیت یادگیری مسائل آن  به حاشیه رانده میشود بنابراین لازم است راهی برای آسان کردن محاسبه ی خمس اندیشیده شود، و به نظر میرسد میتوان با تهیه نرم افزاری ویژه ، راهی آسان برای محاسبه ی خمس پیدا کرد به این صورت که هر کس با مراجعه به نرم افزار و انتخاب نام مرجع تقلید خود و وارد کردن مقدار درامد ماهیانه ، زمان دریافت اولین درآمد ، مقدار سرمایه کسب و و سایر اطلاعات لازم ، نرم افزار عملیات ریاضی آن به طور خودکار انجام می دهد و خمس مکلف محاسبه میشود.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
تگ ها : فقه ، عمومی

دعای غریق

شیخ صدوق در کمال الدین و سید اجلّ رضى الدین بن طاوس در مهج نقلا عنه آورده‏اند که عبد اللّه بن سنان از صادق آل محمّد علیهم السلام آورده که فرمود:

زود است که برسد شما را شبهه و بمانید بى‏علم و بى‏امام هدایت کننده و نجات نیابید در آن شبهه، مگر آن که دعاى غریق را بخوانید. گفتم چگونه است دعاى غریق.
فرمود: مى‏گوئى:

یا اللّه یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبـت قلبى على دینک.

من گفتم: یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دینک. امام فرمود:

 درست است که خداى عز و جل مقلب القلوب و الابصار است، ولى تو چنانچه من مى‏گویم: بگو: یامقلب القلوب ثبّت قلبى على دینک.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٠

بهترین کتاب برای اطلاع از اجماعات قدما

 یکی از بهترین منابع برای اطلاع از اجماعات قدما کتاب " تنقیح الرائع " فاضل مقداد ره است ، نام کامل کتاب : تنقیح الرائع لمختصر الشرایع است و نام کامل نویسنده : حلی ، مقداد بن عبد الله سیوری ( متوفی 826 ه ق ) است . این کتاب در چهار جلد به چاپ رسیده.

کتاب التنقیح الرائع در زمان خود از نظر استقراء تام کلمات فقهای بزرگی هم چون سید مرتضی (م ۴۳۶ ق)، شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق)، ابن ادریس (م ۵۹۸ ق)، علامه حلی (۷۲۶ ق)، شهید اول (م ۷۸۶ ق)، و حتی نظریات محقق حلی (م ۶۷۶ ق)، در الشرایع و سایر کتاب‌های وی، کم نظیر است. احاطه مؤلف به تمام آثار شیخ طوسی، علامه حلی و شهید اول این کتاب را دارای ارزشی وافر کرده است. 

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

سه کتاب مقتل و ویژگی های انها

برخی از مطلعین نقل کرده اند : مقتل مقرم از لحاظ سند از کتاب نفس المهموم خاتم المحدثین شیخ عباس قمی ره قوی تر است ، و کتاب " المقتل الحسینی الماثور " از جناب استاد محمد جواد طبسی مقتلی روایی است. اگر چیزی در نفس المهموم نقل نشده باشد احتمال عدم صحت و استناد  آن زیاد است ، بدلیل روش نویسنده محترم آن در نوشتن کتاب. زیرا داب محدّث قمی ره بر این بوده که ضعیف ترین روایاتی که قابلیت استناد را دارند ، مطرح فرمایند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : کتابشناسی

ممکن است شروط عقلائیه را نادیده گرفت؟

عقلا گویند معوض به دست کسی می رسد که عوض از او گرفته شده، حال آیا ممکن است شروط عقلائیه را لحاظ نکرد و بر خلاف آن شرط کرد؟ ( بر خلاف شروط شرعیه که نمی شود بر خلاف ان شرط کرد یا آن را نادیده گرفت )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

نهایه و مبسوط شیخ طوسی ره

نهایه ی شیخ طوسی ره از مبسوط متقن تر است و بعد از مبسوط هم نوشته شده. نهایه و تهذیب از مهمترین کتابهای شیخ الطائفه ره هستند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

برای احاطه بر همه ی احادیث یک مساله و جمع بین انها

 از مرحوم آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه شنیدم که در درس خود فرمودند : در بیان روایات و جمع بین آنها در مسائل فقهی بهترین کتاب ، حدائق محدث بحرانی ره است که تمام روایات را بیان میکند و بعضا مباحث مربوط به سند را هم مطرح میکند حتی از جواهر هم بیشتر اهتمام به روایت دارد زیرا جواهر ( و شاید هم فرمودند وسایل ، تردید از بنده است ) از فقه الرضا نقل نمیکند ولی حدائق نقل میکند و برای اطلاع بیشتر به روایات ، مازاد بر حدائق باید به مستدرک میرزای نوری ره مراجعه شود.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

فرق بین هبه و هدیه

شاید شاید فرق میان هبه و هدیه این باشد که هدیه مطلق الارسال است ولی هبه عقد است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق بین معروف و مشهور

ممکن است گفته شود : "مشهور" در مقام احکام و شهرت فتوایی استعمال میشود ولی   " معروف " مربوط به موضوعات است، و شاید به این جهت در  در قواعد فقهی گفته اند : المعروف عرفا کالمشروط شرعا." ( تنها جایی که این قاعده را دیده ام کتاب منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی اثر آیت الله محمد ابراهیم جناتی مد ظله ص 405 میباشد)

شاید  هم " معروف " در جایی استعمال شود که قولی قائلین زیادی داشته باشد ولی هنوز به سر حد مشهور نرسیده، بهر حال این مجموع آنچه بود که از اساتید معظم شنیده بودم ولکن فکر میکنم  شایداختلاف در تعبیر اعاظم چیزی جز تفنن در عبارت نیست.

× مثل این که میگویند فلان نظر بین فقها معروف است یا فلان قول مشهور است .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

سیره ی عقلا و سیره ی متشرعه و فرق آن دو

نکته ای مهم درباره سیره ی متشرعه : سیره ی متشرعه یعنی : لولا تعبد الشارع لکان لغوا. مثل اینکه در نماز " شدّ الوسط " (بستن کمر) مستحب باشد و اگر تعبد شارع نبود این " شدّ الوسط " لغو است، بنابراین سیره متشرعه در تعبدیات است.

بین سیره ی متشرعه و سیره عقلا هم فرق مهمی وجود دارد :

 در حجیت سیره عقلا دو امر شرط است :

 اول : اتصال به زمان  معصوم

دوم : امضاء معصوم علیه السلام

ولی در سیره ی متشرعه این دو شرط نیست ، به این معنی که خود سیره ی متشرعه یعنی ما اُخذ من الشرع ، به عبارت دیگر خود سیره ی متشرعه کاشف از وجود حکمی شرعی است و امضاء و اتصال در بطن آن نهفته است.

نکته : سیرهی عقلائیه اگر در موضوع باشد نه اتصال میخواهد و نه امضاء ، بلکه فقط در احکام است که نیاز به امضاء و اتصال دارد.

نکته : سیره ی عقلا باید مصادم با حکم شرعی نباشد .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : اصول فقه ، نکته

فرق بین اباحه و جواز

ممکن است گفته شود  فرق است بین اباحه و جواز. اباحه یعنی مقتضی الزام ندارد ولی جواز یعنی مقتضی جواز را دارد. به عبارت دیگر عدم المقتضی ( اباحه ) غیر از مقتضی العدم ( جواز ) است.  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق میان اوجه و اوفق در مکاسب

شیخ اعظم انصاری ره در مکاسب گاه تعبیر به اوفق میکند و گاه تعبیر به اوجه ، و ممکن است فرق بین آن دو این باشد که : اوجه یعنی :به نظر خود نویسنده ( شیخ انصاری ره) و اوفق یعنی : مطابق قواعد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

روش برخورد شهید ثانی ره با قول مشهور

فانّ دآبه ( ای : دآب الشهید الثانی ره ) عدم جعل الشهره – بل و لا عدم ظهور الخلاف بمجرّده – دلیلا و ان وجد له من الاخبار الغیر الصحیحه شاهدا.  ( ریاض ج 12 ص 165).

روش شهید ثانی ره این است که شهرت را به عنوان دلیل قبول نمیکند هرچند که اخبار ضعیفی هم مطابق با قول مشهور وجود داشته باشد.

 بر خلاف صاحب النـُجعه ( علامه تستری ره) که گویا قائل به این بوده که نظر مشهور خود دلیل شرعی است. ( نظر صاحب النجعه از مسموعات نویسنده است).

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : اصول فقه ، نکته

شرایط الغاء خصوصیت

 تاکنون مقاله ی مجزایی درباره شرایط الغاء خصوصیت که به طور مبسوط مساله را مورد بحث قرار داده باشد ندیده ام اما در مجموع میتوان گفت :

الغاء خصوصیت سه شرط دارد :

 الف : وجود قرینه بر الغاء خصوصیت ، مثل اینکه فرموده اند الخمر حرام لانه مسکر، این عبارت لانه مسکر قرینه بر این است که خمر خصوصیت ندارد ، والعلۀ تعمّم کما تخصص.

ب : آن مورد مخالف قاعده نباشد ، پس از حکم مخالف قاعده اولیه نمیشود الغای خصوصیت کرد. مثلا دختر باکره ی رشیده باید از پدر اذن بگیرد ، حال اگر دختر ثیّب باشد میتوان الغاء خصوصیت کرد؟

ج : آن حکم ، حکم تعبدی نباشد، مثلا معفو بودن خون کمتر از درهم حکم تعبدی است ، هر چند عرف بین خون کمتر از درهم و بیشتر از ان فرقی نمی بیند ولی الغاء خصوصیت از آن ممکن نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، اصول فقه ، نکته

طبری به چه کسانی اطلاق شده ؟

 طبری بر دو نفر اطلاق می شود :

اولی : شیعه مذهب و قلیل الکتاب است ، نامش : ابوجعفر ،محمد بن جریر بن رستم آملی و صاحب کتاب دلائل الامامۀ است، وی از فقهاء قرن پنجم و معاصر با شیخ طوسی ره و نجاشی ره است.

دومی : محمد بن جریر طبرى و سنی مذهب است (متولد : 224ه.ق طبرستان  و متوفی 310ه.ق بغداد) و صاحب کتاب تاریخ الرسل و الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری ، و نیز صاحب تفسیر معروف میباشد. با این همه ندیدم ماجرای واقعه مسلم و قطعی غدیر را در کتاب تاریخ معروفش که قریب 16 جلد است را نقل کرده باشد. نیز شنیده ام که محققی بنام گفته : اگر کسی از اینجا تا چین برود برای تهیه کتاب تاریخ طبری، کار بزرگی نکرده است.

با اینهمه سید توبلى ره در مدینة المعاجز و علامه مجلسى ره در بحار الأنوار و علامه سید هاشم بحرانى ره در مقدمه مدینة المعاجز این دو را یک نفر دانسته‏اند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸

آیا منسوب به لغت ، لغوی است؟

ما اشتهر من تسمیۀ اهل اللسان بـ "اللغوی" لم یعرف مدرکه ، لانّه منسوب الی اللغۀ و هی مشتقّۀ من اللغو، فلا یناسب هذه المهنۀ العلمیّه. ( الوصائل الی الرسائل ج 2 ص 142)

اقول : و فی توجیه هذا الاستعمال یمکن ان یقال : الغلط المشهور صحیح بالفعل. ( غلط مشهور صحیح بالفعل است). فتامّل.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸

صلح ابتدایی صحیح است یا خیر؟

ممکن است گفته شود : ما صلح ابتدایی نداریم و روایت الصلح جائز بین المسلمین  در مقام انشاء است. صلح برای قطع مرافعات است پس باید اول نزاع و مرافعه ای باشد تا بعد از ان صلح اتفاق بیفتد، اگر صلح ابتدایی صحیح باشد همه میتوانند شرایط بیع را به اسم صلح به هم بزنند ، و لکن یمکن ان یورد علیه اشکالات و علی الاشکالات ، اشکالات اخر.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

ادای دین تعبدی است یا ارتکازی؟ قرض از امور قصدیه است؟

 آیا قرض از امور قصدیه است یا خیر؟ مثلا میتوان از صندوق صدقات به قصد قرض پول برداشت؟

آیا اداء دین تعبدی است یا ارتکازی؟ مثلا اگر 100 تومانبدهکار باشیم، بدهی را باید از پول خود بدهیم و اگر قرض کنیم و بدهی را بدهیم صحیح نیست. نقل شده که برخی از اعاظم معاصرین ره قائل به تعبدی بودن اداء دین بوده اند و شخص باید مالک باشد تا بتواند دینش را ادا کند ولی ظاهر این است که اداء دین ارتکازی است و ولو که شخص قرض کند و بدهی اش را بدهد صحیح است زیرا عقلا صحیح میدانند.

 سوال : بنا به نظر کسانی که ادای دین را تعبدی میدانند ، مگر قبول ندارند که انسان با قرض مالک میشود؟؟؟ بنابراین باز ادای دین از مال شخص بدهکار بوده.

نکته : اصل مساله و انتساب نظریه تعبدی بودن به بعضی از معاصرین ره از مسموعات نویسنده است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

اجماعِ بر عدم جواز وطی جاریه حجت است یا خیر؟

اجماع ( لو سلم ) بر عدم جواز وطی جاریه تعبدی نیست بلکه چون نظر به احتیاط داشته اند ،در حقیقت اجماع بر احتیاط است و احتیاط هم حکم عقل است پس اجماع بر حکم تعبدی نیست و معلوم است که اجماع تعبدی است که میتواند حجت باشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، نکته

جمع بین دلیل ارتکازی و تعبدی ممکن است؟

یادم هست که روزی استاد محترمی این سوال را مطرح کردند که : آیا جمع بین دلیل تعبدی و دلیل ارتکازی ممکن است یا خیر؟ یا باید قائل به تفصیل شد؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

مسائلی که گفته اند تنها دلیل آن اجماع فقها است

مطلب ذیر را در کتاب یا نوشته ای ندیده ام اما یکی از اساتید محترم سالها قبل این را مطرح فرمودند و بنده نیز انرا در گوشه یادداشت کردم تا بعد ها بتوانم در موردش تحقیق کنم.

میفرمودند : ادعا شده که صد مساله فقهی داریم که تنها دلیل آن اجماع است اما از آیت الله بروجردی نقل شده که فقط 20 یا 25 مساله داریم که تنها دلیل ان اجماع است، برخی هم گفته اند تنها ده مساله است که تنها دلیل ان اجماع است که عبارتند از :

1-حرمت قطع نماز واجب در حال اختیار

2-مبطلیت تعلیق در عقود

3-اعتبار لفظ در عقد نکاح

4-مبطلیت فعل کثیر در نماز

5-بطلان وقف منقطع الاخر

6-فوریت ازاله نجاست از مسجد خواه بی احترامی باشد یا خیر

7-عدم صحت اسقاط ما لم یجب

8-اعتبار بلوغ در مفتی

9-به ارث برده شدن خیار(یا به ارث برده نشدن. تردید از نویسنده است)

10-نجاست ولد کافر

استاد فرمودند : البته این ده مساله هم صحیح نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

تفصیل بین شروط عرفی و غیر عرفی

 برخی میان شروط عرفیه و شروط غیر عرفیه قائل به تفصیل هستند و گویند : در شروط عرفیه اصل فساد است و در شروط غیر عرفیه اصل صحت است. مثلا در ارتکاز عقلایی بلوغ شرط صحت بیع نیست ، پس اگر در بلوغ شک شد بگو بالغ است ، پس بیع صحیح است ولی در ضمان بلوغ شرط است عند العرف.

 گویا محقق نائینی ره در فوائد ج 4 ص 456 یا 656 مطلبی در این باب داشته باشند و باز به ذهن دارم که خود محقق نائینی ره ، شهید ثانی ره ، صاحب جواهر ره ، و شیخ اعظم انصاری ره قائل به این تفصیل باشند، پس برای اطمینان بیشتر باید به کتابهای ایشان رجوع کرد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

معانی تعبدی و توصلی

 تعبدی و توصلی چهار معنی دارد و مراد شیخ اعظم ره از تعبدی " ما یحتاج الی قصد القربه " است. اما معانی چهارگانه توصلی عبارتند از :

الف : ما یسقط بفل الغیر ، مثل نماز پدر که بر پسر بزرگ واجب است بخلاف صله رحم.

ب : ما یسقط بفل غیر اختیاری ، مثل افتادن لباس در آب.

ج : ما یسقط بالفعل المحرم ، مثل اینکه لباس چه با آب غصبی طاهر شود یا آب مباح.

د : ما لا یعتبر فیه قصد القربه

و در مقابل این چهار نوع هم چهار گونه واجب تعبدی متصور است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

معنای حلیت و حرمت در معاملات

در معنای حلیت و حرمت در معاملات سه مبنا وجود دارد :

الف : حلیت و حرمت تکلیفی مراد است نه وضعی زیرا اوامر ظهور در تکلیف دارند نه صحت فعل.

ب : مراد ، اعم از وضعی و تکلیفی است و اراده یکی از معانی قرینه میخواهد.

ج :  حلیت و حرمت ظهور در حکم وضعی دارند و تکلیفی بودن انها نیاز به قرینه دارد ،( عکس نظر اول ) زیرا مترقب و مورد انتظار نزد عقلا حصول نقل و انتقال است و نهی شارع به مترقب عند العقلا میخورد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

اقسام قواعد فقهی

قواعد فقهی سه گونه است :

الف : قواعد منصوص

ب : مستفاد از مضمون روایات

ج : اصطیادی ( قاعده ای که روایت خاصی ندارد ولی فقها آن را قبول دارند نظیر :لا عتق الا فی الملک ، و یا : الغاصب یوخذ باشق الحوال )

 و ثمره فرق قاعده منصوص با اصطیادی این است که : قاعده اصطیادی اطلاق ندارد و تمسک به اطلاقش صحیح نیست ولی قاعده منصوص میتوان به اطلاقش تمسک کرد.

نکته : مثالهای قاعده اصطیادی نیاز به تحقیق بیشتر دارد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

اقسام شروط

 یکی از اساتید میفرمودند : شروط هشت قسم هستند :  

1.شروط عقلائیه

2. جعلیه

3. شرعیه

4. عقلیه

5. عرفیه

6. ارتکازیه

 و دو قسم دیگر که هر چه فکر میکنم بیاد نمی اورم  و لکن فکر میکنم سهو از بیان استاد بود و به جای کلمه شش سهوا از کلمه هشت استفاده کردند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

ظن مستفیظِ از شهرت قوی تر است یا ظن از خبر واحد؟

ظن مستفیظ ظنی است که از شهرت قدما در یک مساله بدست میاید و در خبر واحد بحثی هست که ظنی که از خبر واحد بدست میاید قوی تر است یا ظن مستفیظ که از شهرت قدما حاصل میشود ؟ کما فی الرسائل.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧

قاعده قرعه و اشکالات ان

... خطابات القرعه حیث صارت للکثره التخصیص علیها موهونه ، و لذا قیل ان العمل بما  ورد فی القرعه فی مورد یحتاج الی الجبر بعمل المعظم ( دروس فی مسائل علم الاصول .ایه الله تبریزی ره ج 4 ص 339 )

و چه بسا شیخ اعظم ره هم در رسائل چنین مطلبی را داشته باشند زیرا هر جا که حرفی از قرعه زده شده و حکم به آن شده چند قول دیگر هم وجود دارد . پس هیچ گاه منجبر به عمل معظم نشده است.

فقط یک سوال باقی میماند که : در این صورت قاعده قرعه هیچ گاه بدرد نمیخورد و از حیّز انتفاع ساقط میشود.!

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

جعاله و شرط متاخر

اگر کسی برای دیگری کاری انجام دهد و بعد بگوید برایت فلان عمل را انجام دادم ، آیا بعد از عمل میتوان عقد جعاله بست؟ ایا بر اساس شرط متاخر چنین حرفی صحیح است؟ ایا این مساله نظیر تقدم قبول بر ایجاب در نکاح است؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

قضیه فی واقعه و تحقیق در مورد آن

گاه به برخی روایات  استناد نمیکنند و میفرمایند : "هذه قضیه فی واقعه " ، و فی الجمله منظور این است که : چون این روایت در یک مورد خاص و جزئی واقع شده و خلاف قواعد فقهی یا اصل میباشد ، شاید قرائن یا نکات خاصی داشته که ما از ان بی اطلاع هستیم لذا به آن روایت نمیتوان استناد کرد.

قضیه فی واقعه " را گاه  تعبیر به قضیه شخصیه ، جزئیه ، مخصوصه و ... هم کرده اند. معنای لغوی آن جزئی بودن موضوع حکم در یک واقعه است ولی معنای اصطلاحی دقیقی از ان ارائه نشده است.

 تا کنون کتاب یا مقاله ی خاصی که بطور مستوفی در این مورد بحث کرده و شرایط چنین روایاتی را بررسی کرده باشد  ، ندیده ام بجز مقاله ای که در مجله فقه ( کاوشی نو در فقه اسلامی ) شماره 27 – 28 سال 1380 درصفحه  188 بقلم " علی کرجی " با  همین عنوان  بچاپ رسیده است که میتوان از ان به عنوان تحقیقی جامع  و ارزنده در این باب نام برد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : حدیث ، فقه ، نکته

اقسام مجازات های مالی

مجازات های مالی بر سه قسم است : اتلاف ، تغییر ، تملیک ( مبانی ولایت فقیه . ایت الله منتظری ج3ص 529)

اتلاف : مثل این که سی دی مستهجن را از بین ببرند.

تغییر : مثل این که شراب را تبدیل به سرکه کنند و یا آلات لهو  را به شیء دیگر تبدیل کنند.

تملیک : مثل این که چاقو یا قمه ی مخلّین به نظم عمومی ضبط شود.

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
تگ ها : فقه ، نکته