مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

قصد وجه در عبادات

گفته شده که قصد وجه ( یعنی قصد وجوب و استحباب ) در عبادات لازم نیست هر چند برخی از قدما به آن معتقد بوده اند. این بحث که قصد وجه لازم است یا خیر هم  طبق مباحثی بوده که ظاهرا برخی از متکلمین در آثار خود مطرح کرده اند.

و لکن در بین معاصرین تقریبا اجماع است که نیازی به قصد وجه در عبادات نیست و تنها دلیل ادعا شده هم اجماع بوده که این اجماع بر لزوم قصد وجه نا تمام بلکه  برخی گفته اند اجماع بر خلاف آن داریم.

همچنین گفته اند صرف اینکه بدانیم این فعل مورد طلب مولاست و امر به جامع بین وجوب و استحباب تعلق گرفته برای تحریک و انبعاث  به سوی مطلوب کفایت میکند و نیازی به قصد وجه نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
تگ ها : فقه ، نکته

ایمان به غیب اولین شرط طلبگی

حکیمی میگفت : " اولین شرط طلبگی ایمان به عالم غیب است. " یعنی ایمان داشته باشد که در راه اهداف مقدسش خداوند متعال او را یاری و هدایت میکند و اگر به وظیفه اش در این هدف الهی توجه داشته باشد خدای بزرگ او را تنها نخواهد گذاشت.

قوله تعالی : " من یتق الله یجعل  له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه "

"هر کس تقوا پیشه کند خداوند برای او راه چاره ای قرار خواهد داد و به گونه ای که فکرش هم نمیکرد او را روزی میدهد و هر کس توکل بر خداوند کند خدای بزرگ او را کفایت میکند". طلاق / ایه 2 و 3

شرط دیگر طلبگی توکل بر خداست که هر کس بر خدا توکل کند خداوند اورا کفایت میکند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

ملاک در تعارض و تزاحم و ثمره ضابطه ی تزاحم

 در تعارض مشکل از ناحیه جعل نیست بلکه مشکل از ناحیه عجز مکلف در امتثال است. در مثل حرمت غصب و وجوب نجان نفس ، متعلق امر و نهی دو چیز است و به لحاظ مقام امتثال انجام یکی مقارن با عصیان دیگری شده نه متحد با آن. به عبارت دیگر دو عنوان از حیث مصداق  ملازم شده اند نه از حیث مصداق.

بنابراین ضابطه تزاحم این است که امتثال یکی ملازمه اتفاقی با امتثال دیگری دارد ( اگر ملازمه دائمی بود باز هم مساله از باب تعارض بود نه تزاحم)

و لکن در تعارض : هر دو عنوان ممکن است یکی باشد اما از حیث مصداق بر هم منطبق میشود، مثل صلوة در دار غصبی.

ضابطه تزاحم از حیث ثمره : هر کجا تزاحم ممکن باشد ترتب ممکن است و هر کجا ترتب ممکن است تزاحم است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
تگ ها : اصول فقه ، نکته

شاه پسوند و شاه پیشوند / تفاوت بین پسوند و پیشوند شاه

برخی ها را رضا شاه و برخی ها را شاه رضا مینامند. گفته شده که بین این دو گونه تعبیر فرق است. اگر کلمه " شاه " مقدم شود به معنای "سید" است و دلالت دارد بر اینکه آن شخص از بنی هاشم و فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها است اما اگر کلمه ی " شاه " در اخر کلمه اضافه شود به همان معنای معروف سلطان و حاکم است.

مثلا پادشاهان صفوی که بنا به نقلی "سید" بوده اند را ، با تقدم کلمه " شاه " استعمال میکنند : شاه اسماعیل ، شاه سلطان حسین ، شاه عباس ...

اما سایر پادشاهان نظیر قاجاریه و پهلوی و افشاریه را که " سید" نبوده اند چنین بکار میبرند : محمد شاه ، رضا شاه ، نادر شاه ...

از دقت در این نکته معلوم میشود که چرا بسیاری از امامزادگان دارای پیشوند " شاه " هستند و معنای شاه هم به معنای سید است نه معنای معروف. : به نام چند امامزاده دقت کنید : شاه عبدالعظیم الحسنی ( شهر ری ) شاه جمال ( قم ) شاه سید علی ( قم ) و ...

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٤

دو شبهه فقهی-حقوقی/1: پخش اعترافات بر ضدافراد/2: نقل تخلف قبل از اثبات دردادگاه

دو مساله که از لحاظ فقهی برای بنده جای سوال دارد :

اول : آیا پخش اعترافات شخصی در تلویزیون بر علیه اشخاص دیگر صحیح است یا خیر؟ نظیر آنچه در برنامه مثلث درباره یکی از کاندیداهای انتخابات 88 پخش شد. آیا صرف اعتراف شخصی بر علیه شخص دیگر و قبل از اثبات آن در دادگاه و بدون حضور متهم از لحاظ حقوقی امری مورد تایید است؟

آیا در هر صورت شخصی که اعترافات بر علیه او پخش شده حق دفاع از خود در همان رسانه را دارد یا خیر؟

آنچه ابتداءا و بر اساس قواعد به ذهن میرسد جایز نبودن همچین اقداماتی هست.

دوم : انچه که معروف شده که نقل تخلف اشخاص قبل از اثبات ان در دادگاه جرم است آیا صحیح است یا خیر؟ هم جهت حرمت مورد تامل است و هم جهت جواز.

وجه منع چنین اقدامی این است که : تا جرمی در محکمه ی صالحه اثبات نشود ممکن است هر گونه نقل آن نوعی تجاوز به حقوق متهم محسوب شود و ... .

وجه جواز : مثالهای نقضی است که به ذهن میرسد. مثلا اگر از شما بپرسند فلانی عادل است و بدرد نماز جماعت میخورد یا خیر ؟ شما در جواب میگویید خیر فلانی کذاب است ، در حالی که کذاب بودن او به عنوان یک جرم و معصیت در دادگاه ثابت نشده و گمان نکنم کسی در این مورد قائل به حرمت نقل کذاب بودن او کرده باشد.

یا مثل اینکه کسی از شما بپرسد آیا فلانی برای معامله و شراکت خوب است یا خیر ؟ شما بگویید خیر فلانی کلاهبردار است در حالی که کلاهبرداری او هنوز ثابت نشده. آیا در جایی که یقین به تخلفی داریم و این تخلف در دادگاه ثابت نشده ، مجاز به نقل آن نیستیم؟

در صورت منع نقل معاصی دیگران در موارد نیاز و در مقاطع مختلف زندگی اجتماعی آیا نتیجه ی آن اختلال نظام و ... نیست ؟

همچنین ممکن است در مساله تفصیل دهیم که در جایی که حقی از کسی ضایع شده ، صاحب حق میتواند برای دیگران - و قبل از اثبات در دادگاه - نقل کند که مثلا فلانی تخلفی کرده و حق مرا ضایع نموده بدلیل روایت عامی : ان لصاحب الحق مقالا ( صحیح مسلم 3/1225 و بخاری 3/155)

اما غیر صاحب حق نمیتواند جرم و تخلف را قبل از اثبات در دادگاه برای دیگران بازگو نماید.

( آنچه نوشته شد اولا : از حیث حکم تکلیفی بود و نه وضعی ثانیا : صرفا جهت بحث علمی است و نفیا و اثباتا در مقام رد یا تایید نیست )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠

فضیلت ترویج دین حتی برای اموات

استفتاء شماره 1410 از مجموعه استفتائات آیت الله بهجت ره جلد اول :

سوال : با فضیلت ترین عملی که میتوان برای میت انجام داد چیست؟

جواب : کاری در ترویج مذهب حق ، از قبیل نشر کتب و ... انجام دهد و ثواب آنرا به او هدیه کند.

...

( تذکر : البته این کار بعد از پرداخت بدهی ها و حقوق واجب شرعی که بر عهده میت است انجام شود )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته ، تبلیغ

تفصیل ، قاطع شرکت است

در کتب فقهی و اصولی عبارتی هست بدین صورت که : " تفصیل قاطع شرکت است."

مراد از این تعبیر این است که اگر شارع در موضوعی یا مساله ای تفصیلی را بیان کرد معلوم میشو که این دو موضوع حکمشان یکی نیست زیرا در غیر این صورت تفصیل دادن امری لغو و بیهوده است.

مثلا اگر فرمود : شراب دو قسم است شراب سرخ و شراب شفاف ، باید حکم این دو شراب با هم فرق کند و الا اگر حکم هر دو یکی باشد چه ضرورتی دارد که شارع مقدس  موضوعات را از هم جدا کند ؟ اگر حکم هر دو حلیت است بگوید شراب حلال است و اگر حرمت است بگوید شراب حرام است و وجهی ندارد که بخواهد همه اقسام شراب را جداگانه نام برده و بعد هم در نهایت یک حکم برای همه صادر کند. به همین دلیل است که گفته اند تفصیل قاطع شرکت است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩
تگ ها : فقه ، نکته

در حالات شبهای قبل از عید نوروز

این روزها صدا و سیما آنچنان در حال تبلیغ خرید شب عید و گرمی بازار هست که گویا اگر کسی برای خرید به بازار نرود جزئی از اصول دینش ناقص شده و یا احیانا دچار بیماری مذمن روحی هست در حالی که مناسب بود در این روزگار فراموشی خدا و در این دوران اسراف و تجمل گرایی و گرانی کمی هم توصیه به قناعت ، ساده زیستی، اعتدال در خرید، کمک به دیگران،  پرهیز از چشم و هم چشمی و چیزهایی از این قبیل میکرد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها : عمومی

عظمت دانش فقه

در مجلسی بحث از وسعت گستردگی دانش فقه بود، و این که برای اداره حکومت اسلامی در عصر غیبت نیاز به دانش گسترده ی  فقه است، بزرگی فرمودند : امام خمینی ره بعد از بازگشت از پاریس مبانی فقهی شان تغییر کرد. ( ظاهرا منظورشان این بود که برای اداره ی حکومت نیاز به مبانی جدید و دقیقتری است.)

سپس فرمودند : امام ره حدود پنج شب در تفسیر عرفانی سوره حمد صحبت کردند اما بخاطر عده ای از جهال آنرا تعطیل کردند اما اگر ایشان فقط دو شب در دانش فقه بعد از بازگشت از پاریس سخن میگفتند  مجبور به تعطیل کردن درس خود میشدند. ( کنایه از اینکه دانش فقه به قدری دقیق و وسیع است که خیلی ها طاقت حتی شنیدن انرا نداشتند)

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها : نکته ، فقه

بی توجهی

عصر پنجشنبه که از کنار دکه ی روزنامه فروشی عبور میکردم چند لحظه ای به عادت همیشگی توقف کردم تا نگاهی به تیتر روزنامه ها بیندازم. نکته ای نه چندان جالب در  تیتر بعضی روزنامه ها توجه من را به خود جلب کرد.

بعضی روزنامه ها با تیتر بزرگ خبر ارتحال ایت الله خوشوقت را نوشته بودند

بعضی ها با تیتر متوسط و معمولی .

 بعضی روزنامه ها هم اصلا چیزی ننوشته بودند یا جوری درباره اش نوشته بودند که گویا اصلا ارتحال ایشان اتفاق خاصی نبوده.

اما روزنامه هایی که ارتحال ایشان را امری کوچک و ساده جلوه داده بودند و یا اصلا چیزی ننوشته بودند روزنامه هایی بودند که داعیه " زنده باد مخالف من " آنها گوش فلک را کر کرده بود و برای رواج اخلاق و برابری یقه های خود را چاک کرده بودند.

هرچند به اعتقاد آقایان مواضع سیاسی ایشان مورد قبول حضرات " زنده باد مخالف من " نبود اما در بعد مقام علمی و فضائل آن عارف واصل و مهذب نفوس کمترین اختلاف و شک شبهه ای نزد اهل علم و ارباب معرفت نبود و همگان بر اوج و اعتلای معنوی و علمی این فقیه بزرگوار اذعان داشتند.

شایسته نبود که به صرف اختلاف نظر سیاسی ، شان و مقام علمی و اخلاقی آن مرد بصیر و دانشمند نادیده گرفته شود و نسبت به سالها تلاش و مجاهدت آن مرد یگانه ناسپاسی شود.

به راستی بی توجهی وبی رغبتی نسبت به بزرگان اخلاق و معنویت نشانه ی چیست؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها : عمومی

خاطرات و ناگفته هایی از آیت الله خوشوقت ره

روز گذشته خبر ارتحال عالم ربانی و معلم عالیقدر اخلاق و عرفان حضرت آیت الله خوشوقت ره که از زبده ترین شاگردان علامه طباطبایی ره بود دلهای اهل معرفت را داغدار کرد. هر چند حقیر توفیق بهره مندی از محفل پر فیض آن عالم ربانی را نداشته ام اما همیشه مشتاق زیارت وجود مبارکشان بودم ، به همین مناسبت خاطراتی جسته گریخته را که از علما و بزرگان حوزه راجع به ایشان شنیده ام نقل میکنم .

1-در حدود سال 1336 که ما وارد حوزه شدیم ایشان به تدریس کتاب منظومه اشتغال داشتند ، ایشان در آن زمان صبح ها به درس میرفتند اما عصر ها در حجره خود میماندند ، گاهی که عصر ها میخواستم به سراغ ایشان بروم ، از بیرون حجره      میدیدم که ایشان بر سر سجاده ی خود نشسته اند و اشک چشمانشان روی گونه هایشان سرازیر است.

2- ایشان همیشه مقدار زیادی از شب مشغول تهجد و عبادت بودند ، شبی در منزل ما در قم مهمان بود، ایشان مقداری میخوابیدند و بعد بیدار شده و مقداری نماز میخواندند و مجددا میخوابیدند و مجددا بیدار میشدند برای نماز و به همین ترتیب حدود پنج بار برای نماز شب بیدار شدند. این نحوه نماز شب خواندن سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده که نماز شب را در بین ساعات شب قسمت میکردند و نزد اهل معرفت این نحوه نماز شب ، از ریاضت های عجیب و سخت است و هر کسی را یارای این نحوه عبادت و تهجد نیست.

3- قبلا وقتی برای نماز به مسجد میرفتند گاه با تاخیر به منزل باز میگشتند ، مثلا ظهر ها گاه ساعت دو یا سه و شب ها گاه حدود ساعت ده از مسجد باز میگشتند ، روزی به ایشان عرض کردم که بنده میخواهم مهمان شما باشم.

 وقتی به همراه ایشان به منزلشان رفتیم اهل منزل نهار ( یا شام / تردید از بنده است) خورده بودند ، ایشان کیسه داشتند که در آن مقداری نان خشک بود ، از همان کیسه کمی نان خشک با شیر آوردند و با هم خوردیم و خودشان میفرمودند" من خشن غذا میخورم " اما در عین حال در مجالس عمومی و روضه ها و مهمانی ها از همان غذای معمولی تناول میکردند. آری مردان بزرگ در بیرون ظهور و بروزی دارند و در باطن تجلی دیگری دارند.

4- فرزند خود را در حدود 16 سالگی به جبهه فرستادند ، وقتی علت را جویا شدم فرمودند : در ماه رمضان دیدم ایشان دارای لطافت و نورانیتی خاص شده است ، خواستم به جبهه بروند تا اگر شهید شدند با همچین نورانیتی شهید شوند. ( ناگفته نماند که آقا زاده ایشان در جبهه دچار سانحه شدند اما بحمد لله زنده ماندند)

5- در علوم مختلف صاحب نظر بود، در فقه و اصول مسلط و مجتهد مسلم بودند و در ادبیات تخصص و تبحری خاص داشتند، در تاریخ مخصوصا تاریخ تحلیلی متخصص بودند ، هیچ حدیثی در نزد ایشان خوانده نمیشد مگر اینکه آن حدیث را دیده بودند و در مورد آن نظر داشتند، یک دوره کامل بحار را مطالعه کرده بودند ( دوره ی بحار 110 جلد و به زبان عربی است) و در مسائل علوم دینی مستحضر و حاضر جواب بودند ، گویا که این مطلب را چند ساعت قبل مطالعه کرده اند.

6- علامه طباطبایی ره درباره ایشان فرموده بودند : انصافا مردی مسلط به کار است.

آنچه ذکر شد مطالبی بود که جسته و گریخته از دو تن از دوستان قدیمی ایشان که خود از علمای طراز اول هستند ، شنیده بودم و در خاتمه به زبان دل میگویم که :

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارم

تو میروی به سلامت سلام ما برسانی

... نقل این مطلب با ذکر منبع بلامانع است . دو لینک مرتبط  لینک اول  لینک دوم

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳
تگ ها : عمومی

انا لله و انا الیه راجعون

در گذشت عارف زاهد و فقیه و مفسر قرآن حضرت ایت الله خوشوقت را به ساحت قدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه و مقام معظم رهبری و همه ی شیعیان و علاقمندان ان عارف واصل تسلیت عرض میکنیم.

علو مقامات معنوی ان مرد سفر کرده را از ایزد منان خواستاریم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳
تگ ها : عمومی