مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

ملاک موارد رجوع به حاکم شرع

در بسیاری از مسائل نظیر مقاصه ، اجرای حدود ، جهاد و غیره باید به حاکم شرع مراجعه کرد.

حال سوال این  است که در چه مسائلی باید به حاکم شرع مراجعه کرد و به عبارت دیگر : ملاک رجوع به حاکم شرع چیست؟  آیا در هر مساله ای باید به حاکم شرع مراجعه کرد؟   اگر در مساله ای فقها فتوا داده اند که اذن حالک  لازم است ملاکش چیست؟

انچه در ابتدای نظر به ذهن میرسد این است که در مسائل فردی نیاز به رجوع به حاکم نباشد اما در مسائلی که مربوط به اجتماع است یا مسائلی که فردی است اما تبعات اجتماعی به دنبال دارد  نیاز به اذن حاکم است.

یکی از مصادیق این بحث : جواز سب به سب است. یعنی اگر کسی دیگری را سب کرد شخص مقابل هم حق دارد در مقابل به وی سب کند. اما آیا اذن و اجازه حاکم شرع هم لازم است یا خیر؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : مباحثه ، نکته ، فقه

استفاده شخصی از اموال دولتی و پرداخت بهای آن قبل یا بعد از استفاده

سوال : آیا کارمند میتواند از اموال اداره یا مرکز دولتی استفاده شخصی کند و بعد از استفاده هزینه ی آنرا پرداخت کند؟  همچنین میتواند از ابتدا و قبل از استفاده پولی بابت استفاده از وسایل دولتی پرداخت کند و بعد از اموال ان اداره استفاده کند؟ مثلا  در ابتدای ورود به اداره مبلغی به حساب اداره واریز کند و بعد از تلفن و برق اداره استفاده کند. و یا  ابتدا از برق اداره استفاده کند و بعد مبلغی بابت آن به صندوق اداره پرداخت کند؟

 در کل آیا استفاده شخصی از اموال دولتی در قبال پرداخت وجه آن اشکال دارد یا خیر؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : فقه ، نکته

هر چه ممنوع شود مطلوب میگردد/ الناس حریص علی ما منع

آیا با تمسک به جمله " الناس حریص علی ما منع " میتوان گفت که نباید با بد حجابی برخورد کرد؟ آیا برخورد با برخی مفاسد باعث رشد آن میشود؟

 نوشته زیر بررسی این مطلب است ، ضمنا در گذشته نوشته ای با عنوان حجاب اجباری ++  به این مطلب پرداخته شده بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : فقه ، عمومی ، حدیث ، حل شبهه

تفصیل ، قاطع شرکت است

در کتب فقهی و اصولی عبارتی هست بدین صورت که : " تفصیل قاطع شرکت است."

مراد از این تعبیر این است که اگر شارع در موضوعی یا مساله ای تفصیلی را بیان کرد معلوم میشو که این دو موضوع حکمشان یکی نیست زیرا در غیر این صورت تفصیل دادن امری لغو و بیهوده است.

مثلا اگر فرمود : شراب دو قسم است شراب سرخ و شراب شفاف ، باید حکم این دو شراب با هم فرق کند و الا اگر حکم هر دو یکی باشد چه ضرورتی دارد که شارع مقدس  موضوعات را از هم جدا کند ؟ اگر حکم هر دو حلیت است بگوید شراب حلال است و اگر حرمت است بگوید شراب حرام است و وجهی ندارد که بخواهد همه اقسام شراب را جداگانه نام برده و بعد هم در نهایت یک حکم برای همه صادر کند. به همین دلیل است که گفته اند تفصیل قاطع شرکت است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٦/٢۸
تگ ها : فقه ، نکته

قصد وجه در عبادات

گفته شده که قصد وجه ( یعنی قصد وجوب و استحباب ) در عبادات لازم نیست هر چند برخی از قدما به آن معتقد بوده اند. این بحث که قصد وجه لازم است یا خیر هم  طبق مباحثی بوده که ظاهرا برخی از متکلمین در آثار خود مطرح کرده اند.

و لکن در بین معاصرین تقریبا اجماع است که نیازی به قصد وجه در عبادات نیست و تنها دلیل ادعا شده هم اجماع بوده که این اجماع بر لزوم قصد وجه نا تمام بلکه  برخی گفته اند اجماع بر خلاف آن داریم.

همچنین گفته اند صرف اینکه بدانیم این فعل مورد طلب مولاست و امر به جامع بین وجوب و استحباب تعلق گرفته برای تحریک و انبعاث  به سوی مطلوب کفایت میکند و نیازی به قصد وجه نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٦/٢٧
تگ ها : فقه ، نکته

قاعده لطف در روایات

از مبانی مطرح در بحث اجماع ، قاعده لطف است ، اما آیا قاعده لطف که در مباحث کلامی هم مطرح است ، ریشه روایی دارد؟

به این روایت دقت کنید :

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ ج‌1، ص: 159 : 

 مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ زَعْلَانَ عَنْ أَبِی طَالِبٍ الْقُمِّیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ :

قُلْتُ أَجْبَرَ اللَّهُ الْعِبَادَ عَلَى الْمَعَاصِی قَالَ لَا قُلْتُ فَفَوَّضَ إِلَیْهِمُ الْأَمْرَ قَالَ قَالَ لَا قَالَ قُلْتُ

فَمَاذَا قَالَ : لُطْفٌ مِنْ رَبِّکَ بَیْنَ ذَلِکَ‌.

 

حال آیا این لطف همان ، قاعده مطرح در علم کلام است یا خیر؟

پ ن : علی ما ببالی : برخی اساتید معظم منکر اصل قاعده لطف شده اند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٦/٢٦

روایتی که موید یا دال بر برائت است ( و کمتر به ان اشاره شده )

برخی در سند جمله ی : "الناس فی سعة ما لا یعلمون " که به عنوان روایت مشهور شده ، و از ادله برائت شمرده شده ، اشکال کرده اند که این جمله در کتب حدیثی معروف نیست ، اما  ممکن است روایت دیگری مضمون این جمله را تایید بلکه دلالت کند و آن روایت کتاب کافی (ط - الإسلامیة)؛ ج‌1، ص: 66 است که میفرماید :

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ جَمِیعاً عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اخْتَلَفَ عَلَیْهِ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ دِینِهِ فِی أَمْرٍ کِلَاهُمَا یَرْوِیهِ أَحَدُهُمَا یَأْمُرُ بِأَخْذِهِ وَ

الْآخَرُ یَنْهَاهُ عَنْهُ کَیْفَ یَصْنَعُ فَقَالَ یُرْجِئُهُ حَتَّى یَلْقَى مَنْ یُخْبِرُهُ فَهُوَ فِی سَعَةٍ حَتَّى یَلْقَاهُ وَ فِی

رِوَایَةٍ أُخْرَى بِأَیِّهِمَا أَخَذْتَ مِنْ بَابِ التَّسْلِیمِ وَسِعَکَ‌.

هر چند این حدیث در مورد تعارض دو خبر است اما ممکن است بگوییم نکته مورد مد نظر امام علیه السلام شک در حکم است ، به صورت علم اجمالی ، و امام در این فرض میفرماید : تکلیفی ندارید و هر کاری که دوست دارید انجام دهید تا حکم برای شما روشن شود. ( واضح است که مکلف این فعل را ترک میکند یا انجام میدهد. هم در برائت و هم در مورد خبرین متعارضین )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٦/٢٦

تاملی در قانون اساسی و نظام حکومتی جمهوری اسلامی/ تکمیل میشود

** این نوشته نیاز به ویرایش و تکمیل دارد و در اینده انجام خواهد شد.

این نوشته در مقام بیان برخی ایرادات قانون اساسی و اشکالات و ضعف های قانونی در نظام جمهوری اسلامی است. رونوشت این نوشته برای برخی از مسئولین عالی رتبه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق اینترنت ، ارسال میگردد

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٦/٢٦
تگ ها : فقه ، مباحث جدید

منظور از عبارت : الانصاف " درکلمات شیخ اعظم ره.

سوال :

اینکه مرحوم شیخ انصاری رحمه الله مکرر می فرماید «الانصاف» مگر غیر از ادله اربعه دلیل دیگری به نام انصاف وجود دارد؟ لطفا وجه آن را بیان کنید.

دوست عزیزی پاسخ داده اند که :

منشأ انصاف یکی از این امور است:
1- اینکه مرحوم شیخ چون بی تمایل به نظریّه انسداد نیست، حجّیت ظنّ غیر حجّت بالخصوص را با تعبیرانصاف بیان می کند.
2- مذاق شریعت. یعنی ممکن است مطلبی را با دلیلی نتوان اثبات کرد، ولی مذاق شریعت آن را اقتضاء می کند.

و پاسخ ما هم چین بود :

ظاهرا منظور شیخ انصاری ره از عبارت " و الانصاف " همان تجمیع ظنون هست که نشان میدهد تراکم ظنون به قدری در نظر ایشان قوی شده باشد که از قواعد فقهی یا اصولی رفع ید کند و به احتیاط و امثال آن تمسک کند. با این بیان این شبهه از بین میرود که : مگر انصاف جزو ادله فقهی هست که شیخ اعظم ره این چنین تعبیر میکند ؟

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته