مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

وجه حرمت تحصیل فلسفه

حرمت تحصیل فلسفه

فلسفه با سه علم دیگر یعنی ، اصول فقه ، منطق و فیزیک همسایه دیوار به دیوار است. و همیشه این علوم به جز فیزیک مخالفینی داشته.

مثلا عده ای اخباری شده و علم اصول فقه را منکرند. عده ای استدلالات عقلی منطقی را ناقص میدانند و میگویند : پای استدلالیان چوبین بود ... علم فلسفه هم که نور علی نور است و مخالفان سر سختی دارد.

کسانی که مخالف تحصیل فلسفه هستند و بعضا  انرا حرام میدانند دقیقا مقصودشان چیست ؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢٩
تگ ها : نکته ، فقه ، فلسفه

شیخ اشراق حوزه پرواز کرد

انا لله و انا الیه راجعون

امام زمان ، به شما تسلیت میگویم. امروز صبح همین خواستم وارد کلاس شوم کاغذی را دیدم که روی آن نوشته بود : ایت الله حاج شیخ یحیی انصاری شیرازی دار فانی را وداع گفت.

مرد بزرگی که از همان سالهای اوایل طلبگی با ایشان آشنا شدم. هرگز توفیق شاگردی ایشان رانداشتم اما همیشه برای من مجسمه ای از تقوا و  اخلاق بود.  30 سال شاگردی علامه طباطبایی ره کرده بود.  در منزل خشتی خود اتاقی داشت معروف به اتاق علامه ، که میفرمودند علامه طباطبایی هر وقت به منزل ما می آمدند در این اتاق مینشستند. و عکسی هم از علامه و امام خمینی در ان اتاق بود. الله اکبر از این همه وفاداری و قدر شناسی.

میگفتند نسب شریفش به جابر بن عبد الله انصاری ( صحابی پیامبر و زائر امام حسین علیهم السلام در اربعین ) میرسد ، همیشه سعی داشت دو زانو بنشیند ، از اخلاق او قلب رقیق و اهل گریه بودن بود و نیز بسیار خوش اخلاق و فوق العاده مهربان بود ، شجاع و ظلم ستیز بود ، در هنگام تدریس سرش را پایین می انداخت ، وقتی از ایشان سوال شد که چرا سر را پایین می اندازید میفرمودند : خواستم تا اگر کسی خواست از مجلس درس خارج شود خجالت نکشد ... ... ... چه بگویم که داغ این مرد توان نوشتن در من باقی نگذاشته. پدرش حاج شیخ زکریا ، بود که همزمان با رییس علی دلواری علیه انگلیس ها قیام میکند. منتهادلواری در بوشهر بوده و ایشان در داراب فارس. و عجیب اینجاست که در تاریخ معاصر کمتر از پدر فقیه و دانشمند ایشان که مجاهدی بزرگ بوده نام برده میشود.

ایت الله انصاری در فلسفه دارای تالیفات بودند و در افق اعلای فلسفه و عرفان قرار داشت.قد رشید و زبان بسیار مودبانه و شیرینش ...

کافیست در جلالت و عظمت این کوه اخلاق و تواضع و بزرگی حکایتی منقول از امام خمینی ره که روزی به حضرت امام میفرمایند : شما نگران پیشامد ها اتفاقات ناگوار برای انقلاب نیستید ؟

امام خمینی ره میفرمایند : تا زمانی که آیت الله بهجت و آیت الله شیخ یحیی انصاری برای انقلاب دعا میکنند خیر. ( مضمون حکایت که در ذهن دارم )

فردا در تشییع آن فیلسوف عارف و پارسا حضور خواهم داشت باشد تا نفس خوبانی که وی را تشییع میکنند این دل اتش گرفته آرام گردد.

به هر حال آن سبو و بشکست و آن پیمانه ریخت.

اکنون با دلی شکسته و قلبی مالامال از اندوه این مصیبت جانکاه را به محضر امام عصر عج رهبر معظم انقلاب و همه خوبان عالم تسلیت میگویم.

پ ن :

دلم برای چند چیز میسوزد : اول از فقدان ایشان برای جامعه . ب : از محرومیت خود از نفس قدسی آن پیر پارسا. ج : از اینکه چرا نسل جوان ما این ستارگان معنویت را نشناخت و چرا جامعه از از فیوضات این بزرگان بی بهره بود.افسوس که من و شما نشناخیم. افسوس.

لینک 1  لینک 2   لینک 3   لینک 4 لینک5 لینک 6

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱٠/۱٤
تگ ها : عمومی

سگ و زنا

شاید تا امروز فتواهای شرمآور و جالبى از حنفىها شنیده باشید،اما امروز با فتوائى از مالکىها آشنا خواهیم شد . این فتواى جالب و صد البته بسیار شرمآور در باره زنى است که به سگ زنا مىدهد. ابن حزم اندلسى در این باره مىنویسد:

وأما الزِّنَى فإن الْمَالِکِیِّینَ یَحُدُّونَ بِالْحَبَلِ وَلَعَلَّهُ من إکْرَاهٍ وَیَرْجُمُونَ الْمُحْصَنَ إذَا وطىء امْرَأَةً أَجْنَبِیَّةً فی دُبُرِهَا أو فَعَلَ فِعْلَ قَوْمِ لُوطٍ مُحْصَنًا کان أو غیر مُحْصَنٍ. وَلاَ یَحُدُّونَ واطىء (واطئ) الْبَهِیمَةِ وَلاَ الْمَرْأَةَ تَحْمِلُ على نَفْسِهَا کَلْبًا وَکُلُّ ذلک إبَاحَةُ فَرْجٍ بِالْبَاطِلِ وَلاَ یَحُدُّونَ التی تزنى وَهِیَ عَاقِلَةٌ بَالِغَةٌ مُخْتَارَةٌ بِصَبِیٍّ لم یَبْلُغْ وَیَحُدُّونَ الرَّجُلَ إذَا زَنَى بِصَبِیَّةٍ من سِنِّ ذلک الصَّبِیِّ.

اما زنا: مالکىها (زن بىشوهرى را) که حامله شده، حد مىزنند؛ هرچند که شاید مجبور به این عمل شده باشد، و مرد همسر دار را که با زن اجنبى از پشت نزدیکى کند سنگسار مىکنند؛ همچنین اگر عمل قوم لوط را انجام دهد؛ چه همسر دار باشد یا نباشد .اما اگر با حیوانات نزدیکى کند، حد نمىزنند؛ همچنین زنى را که به سگ زنا مىدهد، حد نمىزنند و همه آنها را حلال کردن فرج براى امر باطل مىدانند. و نیز اگر زن عاقل، بالغ و مختارى به کودکى زنا دهد، حد نمىزنند؛ اما اگر مردى با دختر خردسال که همسن این کودک (که زن بالغ و ... به او زنا داده) باشد، حد مىزنند.

إبن حزم الظاهری، المحلی، ج11، ص155ـ156، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٠/۱٢

فهرست مسائل برائت جهت پزوهش بیشتر

هر چه باشد ما طلبه هستیم و باید عالمانه حرف بزنیم .

یکی از مسائل جنجالی بین طلاب مخصوصا طلاب مبتدی بحث اظهار لعن است ، و چنان درباره آن هم بحث میکنند گو اینکه این حوزه ی ما هیچ بزرگتری ندارد تا براییافتن جواب به او مراجعه کنیم . برخی هم چنان در این زمینه میتازند که گویا اگر در حوزه بزرگتری باشد خودشان حتما قدر متیقن آن هستند. و البته این مساله در طرفین هم هست چه ان کسی که نظر الف را میپسندد و چه کسی که نظر خلاف الف را میپسندد. و البته طبیعت بحث های عاطفی هم چنین است و لکن خداوند متعال در کنار عاطفه ، عقل و منطق هم داده تا با نیروی عقل ، عواطف را کنترل کنیم.

حال ببینیم مسائل کلی برائت چگونه است ؟

1 – اصل وجوب برائت از مخالفین

2 – وجوب اعلام و ابراز و اظهار برائت

3 – چگونگی اعلام و ابراز برائت و شرایط آن

پس از فراغ از اثبات مسائل دسته اول و دوم و فرض مسلم دانستن انها ، نوبت به این میرسد که شرایط و موانع اعلام برائت چه میتواند باشد ؟ به نظر میرسد اظهار برائت در صورتی واجب است که در مقام تزاحم با مسائل دیگر ، مرجوح واقع نشود اما اگر در مقام تزاحم با امور دیگر مصلحت اعلام برائت مرجوح واقع شود ، اصل وجوب این اظهار میتواند تبدیل به جواز یا حرمت شود و نمونه های رعایت مصالح در روایات هم دیده میشود مثلا :

وَ قِیلَ لِلصَّادِقِ- عَلَیْهِ السَّلَامُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یُسَمِّیهِمْ. فَقَالَ: «مَا لَهُ‏- لَعَنَهُ‏ اللَّهُ‏- یَعْرِضُ بِنَا». اعتقادات الإمامیه (للصدوق) ؛ ؛ ص107

به امام صادق گفته شد که مردی در مسجد با صدای بلند دشمنان شما را سب میکند و به نام انها تصریح میکند ، امام علیه السلام فرمودند : او را چه شده ؟ خدا او را لعنت کند ... .

حال باید دید تشخیص مصلحت به عهده چه کسی است ؟

آیا به عهده ی خود مکلف است ؟

یا به عهده ی حاکم و سیاست گزار مسلمین است ؟

یا به عهده ی اهل خبره است ولو که حاکم نباشد ؟

و نیز مکلف در صورتی که خود نتواند تشخیص دهد باید به چه کسی مراجعه کند ؟ و نیز باید بحث شود که اگر حاکم ، در موردی بر خلاف نظر مکلف یا سایر اهل خبره  حکمی داد ( نه صرف نظر و توصیه بلکه حکم کند بر وجوب یا حرمت نوعی از اظهار مثلا ) آیا این حکم بر نظر مکلف یا سایر اهل خبره حاکم است یا خیر ؟

...........

مساله دیگر در این باب بررسی تفاوت بین لعن و سب است ، ایا این دو مترادف هستند ؟ یا عام و خاص مطلق هستند و یا تباین دارند ؟

و نیزباید بحث شود که آیا هر دو مورد از مصادیق برائت هستند یا خیر.

...........

مساله دیگر در این باب بررسی نوع تعامل با سایر مذاهب اسلامی از دیدگاه فقه امامیه است . ایا اصل بر همزیستی مسالمت آمیز است ؟ یا اصل بر جدایی و دوری گزیدن از سایر فرق و قطع ارتباط با انان جز در موارد ضروری است؟

بدوا به ذهن میرسد که مساله بسیار جای تامل و کار کردن دارد وروایات مختلفی در این بین است فعلا دو روایت را ذکر میکنیم و سایر روایات را در مجالی دیگر خواهیم نوشت ان شا الله.

عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا وَ بَیْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ مِمَّنْ لَیْسُوا عَلَى أَمْرِنَا

قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ‌

صحیحه معاویه بن وهب میگوید به امام صادق ع عرض کردم : با اهل سنت چگونه برخورد کنیم ؟ فرمودند :

همانگونه برخورد کنید که امام شما برخورد میکند.

به خدا سوگند که امامان شما به عیادت مریضان انها میروند و  و در تشییع جنازه انها حاضر میشوند و برای انها شهادت میدهند و امانت انها را به انها باز میگردانند.

و نیز روایت زید شحام :

عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ یُطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یَأْخُذُ بِقَوْلِیَ السَّلَامَ وَ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ

فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ- صِلُوا عَشَائِرَکُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ

فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ

فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَةِ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَةُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا

که دراین روایت به همزیستی مسالمت امیز و حسن همجواری با مخالفین تصریح شده ،

اما باید دید این مسائل تابع مصالح خاصی است که با شرایط زمان عوض میشود یا امری تعبدی است ؟ و اگر تابع مصالح عقلایی است آن مصالح چیست و مرجع تشخیص مصلحت کیست ؟

به هر حال مسائل مربوط به همزیستی مسالمت امیز نیازمند بحث و تحقیق عالمانه و دقیق است وبه جای هیاهوهای جاهلانه بهتر است چراغ فکر را روشن کنیم و علم تحقیق  را بر دوش بگیریم تا به فهم کلمات محمدی و معارف علوی نائل گردیم ان شا الله.

در خاتمه تبرک میجوییم به کلام زیبایی از امام صادق علیه السلام که فرمودند :

 

 عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَنَا إِلَى النَّاسِ وَ لَمْ یُبَغِّضْنَا إِلَیْهِمْ

 

  ________________________________________

ابن بابویه، محمد بن على، إعتقادات الإمامیة (للصدوق)، 1جلد، کنگره شیخ مفید - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1414ق.

کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق

 

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٩

دستورات آیت الله بهجت ره به فرزند خود در اوایل طلبگی ایشان

شنیده بودم که مرحوم آیت الله العظمی بهجت ره به فرزند خود جناب حجت الاسلام شیخ علی بهجت مد ظله در زمانی که حدودا 16 سال داشته اند برنامه ای در مسیر طلبگی ایشان داده اند ، امروز توفیق بود که ایشان را زیارت کرده و از محضرشان بپرسم : دستورات پدر بزرگوار شما در اوایل طلبگی چه بوده ، هر چند ایشان کاملا ان دستورات را به خاطر نداشت اما انچه که به یاد داشتند چنین بود : 

اول : رفتن به حرم و زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دو مرتبه در هفته که یک بار ان شب جمعه یا ظهر ( روز ؟ ) جمعه باشد.

دوم : خواندن روزانه 50 آیه از قرآن

سوم : در ان 50 آیه اگر آیاتی وجود داشت که معنایش مشکل بود به یک تفسیر ساده مثل منهج الصادقین مراجعه شود تا معانی آن ایات روشن شود.

چهارم : روزانه چند مساله شرعی خوانده شود. 

پنجم : به تنهایی از خانه بیرون نروند مگر به همراه برادر خود. ( یا شاید یکی از اهل منزل )

شاید موارد دیگری هم بوده و لکن انچه ایشان به خاطر داشتند فعلا همین بود. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٦

عقل اجتماعی و استنباط فقهی

برخی مسائل فقهی تعبدی هستند نظیر مسائل طلاة و طهارت بنابراین بیشتر از دانستن قواعد اصولی و رجالی و امثال این چیزها به چیز بیشتری احتیاج نیست اما برخی مسائل فقهی ، تعبدی محض نیست بلکه تابع یک سری مصالح عمومی هستند که برای استنباط انها علاوه بر دانش اصول و رجال و فنون مختلف فقهی به نوعی عقل و تدبیر و نوعی دقت و ریزبینی احتیاج است. مسائل فقه سیاسی از جمله همین مسائل است لذا میبینیم که در این گونه مسائل لحن روایات و نیز محتوای روایات در اعصار مختلف متفاوت است ، حتی به لحاظ افراد هم ممکن است لحن روایات مختلف باشد بر خلاف مسائل تعبدی که در همه ی اعصار سیاق روایاتشان شبیه هم هستند.

مثلا در برخی روایات تاکید فراوان شده که ولایت و دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام بدون عمل صالح فایده ندارد و در برخی روایات تاکید شده که عمل صالح بدون ولایت فایده ندارد. شاید روایات دسته اول مربوط به زمانی بوده که عده ای معتقد شده اند که اگر ولایت علی داشته باشیم ، دیگر هر گناهی را میتوان انجام داد و دسته دوم مربوط به اشخاص یا زمانی است که معتقد بودند عمل صالح کفایت میکند و نیازی به ولایت نیست.

یا در مسائل لعن و سب دشمنان نیز چنین است ، برخی روایات دستور به اعلام برائت و سب دشمنان میدهند و در برخی دیگر اعلام عمومی سب را منکر میدانند. جمع این قبیل روایات مختاج نوعی عقل سیاسی و اشنایی با مصالح و مفاسد جامعه اسلامی است که با صرف آشنایی فنون متعارف دانش فقه قابل فهم نیست.


أَنَّهُ قِیلَ لَهُ إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یَسُبُّهُمْ فَقَالَ مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَرَّضَ بِنَا قَالَ اللَّهُ‏ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ‏ الْآیَةَ قَالَ وَ قَالَ الصَّادِقُ ع فِی تَفْسِیرِ هَذِهِ الْآیَةِ- لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ یَسُبُّوا عَلَیْکُمْ فَقَالَ مَنْ سَبَّ وَلِیَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ.

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏71 ؛ ص217

"به امام صادق علیه السلام گفته شد که مردی در مسجد دشمنان شما اهل بیت را لعن میکند ، امام علیه السلام فرمودند : چرا چنین میکند ؟ خدا او را لعنت کند ... ."

از این قبیل روایات فهمیده میشود که چگونگی لعن کردن ، خود تابع شناخت یک سری مصالح و مفاسد است ، یا مثلا در روایتی دارد که : رحم اللع عبدا حببنا الی الناس. خدا رحمت کند بنده ای را که ما را نزد عامه محبوب گرداند. حال باید پرسید : چگونه میتوان شما را نزد دیگران محبوب کرد ؟ فهم این مسائل نیازمند نوعی عقل و درک صحیح از جامعه و شرایط است علاوه بر اشنایی با دانش فقه.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٠/٥