مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

طلبه جوان و آسیب های تبلیغ

یادم هست در مدرسه حقانی درس میخواندم، حجره شماره 72 طبقه سوم، برایم مثل غار حرا بود برای تفکر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله.

کافی بود قلم و کاغذ را آماده میکردم و مشغول نوشتن میشدم، زمستان86 بود. آن سال پایه ششم حوزه بودم و همان سال هم تازه معمم شده بودم  و بعد از چند ماهی عازم تبلیغ شدم، بعد از بازگشت از تبلیغ ، با جمعی از دوستان تصمیم گرفتیم تجارب تبلیغی خود را در نشریه ای جمع آوری کنیم . نتیجه آن نشریه مائده بود که البته عمر آن به بیشتر از یک شماره نرسید . سه تا از مقاله های آن نشریه را من نوشته بودم و امروز تصمیم گرفتم مقاله اول ان نشریه را اینجا بگذارم....

 


طلبه جوان و آسیب های تبلیغ

بدون شک بسیاری از کارهای روزمره ی ما در کنار فوایدی که دارد ممکن است خطراتی هم به دنبال داشته باشد و آگاهی از مضرات یک فعل در کنار اطلاع از فوایدش می‌تواند زمینه ساز تصمیمات صحیح و درست باشد وتبلغ نیز مخصوصاً در دوران جوانی، از این مقوله مستثنی نیست.

هر تبلیغی در کنار فواید فراوانی که دارد ممکن است، آسیب‌های زیر را نیز برای خود مبلغ جوان در پی داشته باشد:

دور شدن از جو تحصیل:

مبلغ پایه 5 یا 6 برای یک دهه تبلیغی از حدود یک ماه قبل از اعزام مشغول جمع آوری مطلب و احیاناً ‌دچار نوعی استرس و اضطراب هستند. به کدام منطقه اعزام می‌شوم؟ آیا تبلیغم موفق خواهد بود؟ ... و بعد هم که به سفر تبلیغی می‌رود مدتی از درس‌های عقب می‌افتد و بعد از بازگشت دهان به عوام مردم خو گرفته و یکی دو هفته وقت لازم است، تا بتواند خود را با جو درسی مانوس کند و دروس عقب افتاده را جبران کند.

این آسیب در طلابی که از ضریب هوشی کمتری برخوردارند، بیشتر است. همچنین درصد آسیب در مبلغینی که به شهر‌های بزرگ اعزام می‌شوند ویا مبلغین متأهل بیشتر است.

اثر پذیری از اجتماع:

جوان مبلغ از آنجا که شخصیتش به طور کامل شکل نیافته. به طور غریری  و ناخود‌آگاه از محیط پیرامون خود رنگ می‌گیرد و تفکر عوامانه پیدا می‌کند. وقتی بحث حجاب یا موسیقی می‌شود کسی که خود باید در مقابل این پدیده‌ها موضع بگیرد، و نظر دین را بیان کند، می‌گوید:

مردم دیگر به این حرف‌ها گوش نمی دهند،‌یا می‌گوید: زمان این حرف‌ها گذشته یا می‌گوید: اصلاً‌این‌ها را قبول ندارم و ... حال آنکه مبلغ باید بتواند اجتماع را به طرف خود بکشد و نه اجتماع او را ، و این کار از هر کسی ساخته نیست.

مبلغ 20 ساله به علت کم تجربگی ممکن است، مورد سوء استفاده‌های تبلغی یا سیاسی شود. این امر مخصوصاً در محل‌هایی که مستعد اختلاف هستند فراوان دیده شده. مثلاً بین دو طایفه در یک روستا دعواست؛ بعضی از نزدیکان مبلغ با بدگوئی از فلان طایفه سعی می‌کنند او را تحریک کنند، تا علیه طایفه دیگر حرفی بزند و چه بسیار افراد کم تجربه ای که در این دام گرفتار شده اند.

بیزاری از حوزه و روحانیت:

طلبه جوان و تازه وارد به حوزه اگر به مناطقی اعزام شود که نسبت به روحانیت دید خوبی ندارند، قطعاً مورد انتقاد واقع می‌شود و طلبه‌ی جوان چون هنوز با بافت حوزه آشنا نیست چه بسا که این نقدها را می‌پذیرد و حوزه را مقصر اصلی مشکلات اجتماع می‌دند.

نویسنده، افراد زیادی را دیده است که از این پرتگاه سقوط کرده‌اند و هستی آن‌ها بر باد رفته است. همچنین طلبه جوان ممکن است مورد فحاشی یا متلک های افراد ناصالح واقع شود و از همان اوایل طلبگی، از لباس روحانیت وحشت پیدا کند و از این که به حوزه آمده خود را ملامت کند.

دلبستگی‌ها:

یکی از مشکلاتی که برای مبلغ جوان ممکن است رخ دهد _ مخصوصاً برای کسانی که روحیات عاطفی دارند و برای دلباختن مستعد هستند ـ ایجاد دلبستگی بین فرد مبلغ و مکان تبلیغ است.

یکی از انگیزه های مخفی تبلیغ کسب عاطفه و محبت از مردم است ... نفس انسان خود به خود اقتضا می‌کند که کمبود عواطف و محبت خود را را با لطف و محبت دیگران جبران کند ، به طوری که وی دوست دارد هر سال به منطقه ای که به او محبت میکنند برود در آنجا تبلغ کند. چنین دلبستگی‌هایی هر چند خالی از فایده نیست ولی آسیب هایی را هم به دنبال دارد.

سرخوردگی:

این احتمال وجود دارد که مبلغ جوان نتواند به وظیفه‌ی خود در تبلغ عمل کند و در نتیجه مورد انتقاد واقع شود. اگر فرد نتواند در سفر اول یا دوم خود، از پس وظیفه‌ی تبلیغ برآید، ممکن است، وی نسبت به اجتماع بدبین شود (برخلاف مورد چهارم که طلبه از حوزه بدبین می‌شد) و برای همیشه از تبلیغ صرف نظر کند  ویا لااقل برای سالیانی از تبلیغ وحشت داشته باشد.

طلبه جوان ممکن است در مقابل سختی‌های صبر و تحمیل را از بر زبان بیاورد. با پرخاش گری با مردم مواجه شود و کاری کند که شأن روحانیت نیست.

موضع تهمت:

طلبه‌ی جوان و مجرد از آنجا که معمولا در سن ازدواج قرار دارند، خود به خود مورد سوء ظن برخی افراد مغرض هستند. (مخصوصاً در مناطقی که نسبت به روحانیت دید مناسبی ندارند) و اینجا جایی است که پای تیزی، تجربه و سیاست مبلغ در میان است و جوان مبلغ چون این سه ابزار را به طور کامل در اختیار ندارد، چه بسا نتواند گلیم خود را از آب بکشد. ضمناً ارتباط برقرار کردن مردم ـ مخصوصاً جوانانی که تازه ازدواج کرده‌اند و بانوان ـ با روحانی، مشکل می‌شود. و هچ بعید نیست که خود جوان نیز، تواند در مقابل برخی صحنه‌ها خود را کنترل کند. برای حفظ حیا در این باره صحیح نیست بیشتر از این توضیح داده شود.

انگیزه‌ها:

به اعتقاد نویسنده، یکی از مخفی‌ترین مسائل تبلیغ مسئله انگیزه‌هاست. شکی نیست که هدف بسیاری از مبلغین، ترویج دین حقیقی و کم هستند افرادی که هدفشان از تبلیغ، کسب درآمد یا مقام و منزلت اجتماعی و احیاناً کسب شهرت باشد. اما یکی از انگیزه‌های خفی تبلیغ کسب عاطفه است.

توضیح این است که : شکی نیست که برخی افراد دچار کمبود محبت و عاطفه هستند که ان خود معلول عوامل مختلفی نظیر: فوت پدر یا مادر یا ...، دوری از خانواده، دور شدن از شهر و وطن مورد علاقه، بی‌علاقگی خانواده و فامیل به شخص طلبه، و ... هست. از طرفی کسی که به تبلیغ می‌رود، نوعاً‌ورد احترام و اکرام فراوان واقع می‌شود. نفس انسان خود به خود اقتضا می‌کند که آن کمبود عواطف را با لطف و محبت دیگران جبران کند. مورد محبت واقع شدن یکی از مخفی ترین و قوی ترین انگیزه هایی است که انسان را وادار به سفر تبلیغی می‌کند. ما به تبلیغ می‌رویم تا مورد محبت واقع شویم،

شهرت و گرفتار اجتماع شدن:

حتی یک تبلیغ خوب نیز از آسیب‌های تبلیغ در امان نیست. اگر کسی به خوبی بتواند وظیفه تبلیغی خود را انجام دهد و عده‌ی زیادی را جذب خود کند، تازه اول گرفتاری اوست. شهرت به خودی خود، نه مذموم است و نه ممدوح ولی برای یک طلبه بایه سه یا چهار حوزه، شهرت مانع پیشرفت است. زیرا شخص مبلغ باید سعی کند بعد از تبلیغ نیز ارتباط خود را با آن منطقه قطع نکند.

در نتیجه دامنه‌ی خدمات اجتماعی خود را توسعه می‌بخشد و این فرآیند کم کم تبدیل به یک رشد غیر قابل کنترل می‌شود و چون مبلغ هنوز به مسائل اسلامی احاطه کامل ندارد ، در اموج سهمگین این گرداب فرو می‌رود. به تعبیر بهتر در ابتدای تبلیغ ما به اختیار خودمان به سراغ اجتماع می‌رویم و اگر چنانچه به وظیفه‌ی خود به خوبی عمل کردیم و مردم به ما علاقه مند شدند، کم کم کار برعکس می‌شود و اجتماع به سراغ شما می‌آید و می‌خواهد خود را در دامن شما رها کند و وقتی اجتماع به سراغ شما آمد و شما هنوز توان کافی و اطلاعات کافی برای اداره اجتماع ندارید، اولین آهنگ های سقوط شما به گوش می‌رسد.

شما دیگر معروف شده اید و چشم پوشی از خطاهای شما به سادگی ممکن نیست. یک بار دیگر می‌گویم که این آسیب درباره کسانی صادق است که بتوانند یک تبلیغ کاملاً موفق را ارائه کنند.

در خاتمه تذکر این نکته ضروری است. که برای شناسایی هر کاری باید آسیب‌ها را با مزایا و منافع با هم در نظر گرفت و بیان منافع و مزایای تبلیغ خود نیاز به مقاله‌ای جداگانه و مفصل دارد، غرض ما در این نوشته فقط بیان آسیب ها بود.

آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳