مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

مقاله اولیه اشتغال زنان

محرم 89تبلیغ نرفتم، درسها تعطیل بود ،هم بحثی عزیزم مقاله ای درباره اشتغال زنان نوشته بود که در نوع خودش از لحاظ جمع آوری و فهرست ادله تحقیقی جدید و جالبی بود. وقتی مقاله شون رو خوندم تصمیم گرفتم به بعضی از فقراتش حاشیه بزنم، البته هم در اصل خود مقاله و حاشیه های اون اشکالاتی وارد هست ، ولی دیدنش خالی از لطف نیست.

( حاشیه های بنده به صورت پی نوشت هست)

ناگفته نمونه که این مقاله اخیرا بازنویسی ،تکمیل و تصحیح شده که امیدوارم در وقت مناسب منتشر بشه.


 

 

غرب زدگی فرهــنگی

در موضوع اشتغال زنان

 

تهیه کننده: سیّد حسین منافی

پی‌نوشت: ***

 

 

فهرست :

مقدّمه ………………………  ص 2

فصل اوّل: ادلّه ی اشتغال زنان …………………. ص 3

دلیل اوّل: ازدواج و تربیت فرزندان ………………. ص 3

دلیل دوم: روایات ناهیه از حضور زن در نماز جمعه و جماعت ………………. ص 4

دلیل سوم: روایاتی که بر ماندن زن در خانه تأکید می کند ……………….. ص 6

دلیل چهارم ………………………….. ص 8

دلیل پنجم: روایت نهی زن از تکلّم با مرد اجنبی …………………. ص 10

دلیل ششم: روایات ناهیه از کسب علم …………………. ص 10

دلیل هفتم: روایات مذمّت سلطنت کردن زن ………………….. ص 10

مؤیّدات حرمت اشتغال زن در خارج از خانه ……………………. ص 12 

فصل دوم: ادلّه ی جواز اشتغال زنان …………………… ص 15

کلمات فقهاء متأخر در مورد این مسأله ………………… ص 18

خاتمه: تأثیرات روانی اشتغال زنان …………………………ص 19    

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

«غرب زدگی فرهنگی درموضوع اشتغال زنان»

کلید واژگان: « زن – اشتغال – فساد – ادلّه »

چکیده: این مقاله به بررسی موضوع اشتغال زنان در خارج از خانه از دیدگاه شرع و آثار روانی آن می پردازد. در این رساله در دو فصل ادلّه ی جواز و منع به طور تفصیلی مورد بررسی قرار گرفته و در آن اثبات شده که شارع مقدّس با این موضوع به شدّت مخالف است و این مطلب ازچند دسته از روایات استفاده می شود ودر خاتمه به آثار روانی آن در اشخاص و جامعه اشاره شده است.

مقدّمه : یکی از مسائلی که در عصر حاضر مورد ابتلای شدید قرار گرفته و آثار سوء فراوانی را به دنبال داشته، مسأله ی حضور زن در اجتماع واشتغال او در خارج از خانه دو شادوش مردان است. از این رو تحقیق در مورد حکم شرعی آن، ضروری به نظر می آید. از این جهت که این موضوع پیش زمینه ی تحقیقی چندانی ندارد، ضرورت تحقیق در مورد آن دو چندان شده است. در این امر نیز مثل همه ی امور، وظیفه ی ما رجوع به فرمایشات رسول اکرم وائمه ی معصومین (علیهم السلام) است تا ایشان ما را به راه رستگاری ارشاد و راهنمایی کنند.در این عصر اگر کسی این روایات مبنی بر عدم رضایت شارع به حضور زن در اجتماع را مطرح کند، به تهجّر متّهم می شود. اگر عمل به دستور خداوند و عدم تأثیر پذیری از جوّ حاکم بر کشور و جهان تهجّر است،پس تهجّر بسیار امر نیکویی است. ذکر این نکته لازم است که بررسی یک مسأله فقط به این نیست که آن مسأله به طور صریح در آیات و روایات آمده باشد، بلکه باید به لوازم موضوع نیز دقّت داشت که نظر شارع در مورد آن لوازم چیست و در مسأله ی  اشتغال زنان بیشتر از همین راه برای استفاده ی حکم آن بهره برده می شود. یکی از نکات مهم در برخورد با آیات و روایات، این است که با ذهنی کاملاً عرفی با آنها مواجه شویم، نه اینکه قبل از مواجهه ی با آیات و روایات، ذهن خویش را از قواعدی پر کنیم و آن قواعد را مسلّم گرفته و بعد از آن به تحلیل آیات و روابات بپردازیم؛ زیرا که خطاب آیات و روایات به عرف آن عصر بوده است، پس نباید با قواعدی که بعد ازعصر نصّ رواج پیدا کرده به سراغ آیات و روایات رفت.

فصل اوّل:بررسی ادلّه ی ممنوعیت اشتغال زنان :

برای اثبات ممنوعیت اشتغال زنان می توان از دسته های مختلفی از روایات بهره جست که در این جا به این دسته از روایات اشاره می شود:

1- این دسته از چند مقدمه تشکیل می شود: الف – آیات و روایات فراوانی در تشویق مردان وزنان به ازدواج وارد شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود: خداوند در سوره ی نور می فرماید:« وأنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم وإمائکم إن یکونوا فقراء یُغنِهم الله و الله واسعٌ علیمٌ »[1]و روایت امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا که فرمود:« ما بُنی بناءٌ فِی الإسلام أحبّ إلی الله عزّوجلّ من التزویج .»[2]

و صحیحه ی محمّد بن مسلم ازامام صادق (علیه السلام):«قال أمیر المؤمنین (علیه السلام):تزوّجوا فانّ رسول الله(صلی الله علیه وآله) قال:«من أحبّ أن یتّبع سنتّی فانّ من سنتّی التزویج.»[3]و روایات بسیار دیگر. (1)

ب- در بعضی از روایات به استحباب فرزند دار شدن و کثرت آن اشاره شده است: مثل روایت نبوی:« إنّ خیر نسائکم الوَلود الودود العفیفة ...  .[4]» در این روایت ازتعبیر «وَلود» که صیغه ی مبالغه است استفاده شده است.و صحیحه ی محمّد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) که فرمود:« إنّ رسول الله (صلّی الله علیه و آله) قال: تزوّجوا فانّی مکاثرٌ بکم الاُمم غداً یوم القیامة حتّی انّ السقط یجیءُ محبنطئاً علی باب الجنّة فیقال له : اُدخل الجنّة فیقول: لا حتّی یدخل أبوای الجنّة قبلی[5] .» (2)

ج- در بعضی از روایات بر تربیت فرزندان توسّط پدر و مادر تأکید شده است: مثل روایت نبوی:« أکرموا أولادکم و أحسنوا آدابهم یُغفر لکم[6].» و این مطلب روشن است که تربیت پدر و مادر نقش بسزایی در رشد و هدایت فرزندان دارد. و این مطلب هم روشن است که زن اگر به کاری در خارج از خانه مثل ادارات مشغول شود ، علاوه بر دوری فرزند از برخورداری از مهرمادری به مقدار مورد نیاز ،فرزند به شکل صحیح تربیت خانوادگی پیدا نمی کند و در نتیجه پایگاه الفت و محبتش با اشخاصی در خارج خانه شکل می یابد که مضرّات آن بر هیچ عاقلی پوشیده نیست.(3)

این دلیل را به گونه ی دیگری نیز می توان تقریر کرد که بنابر آن تقریر، دلیل منع مختص زنانی می شود که دارای فرزند باشند به این تقریب که زنانی که دارای فرزند می باشند نباید در خارج از خانه مشغول کار شوند ؛ زیرا در غیر این صورت نمی توانند به شکل صحیح فرزندان خود را تربیت کنند به بیانی که در مقدّمه ی سوم تقریب اوّل گذشت.

2- روایاتی که بیانگر این مطلب است که نماز زن در خانه از شرکت او در مساجد برای اقامه ی نماز جماعت یا جمعه افضل است: مثل این روایات :   الف – قال الصادق (علیه السلام):«خیر مساجد نسائکم البیوت.[7]» ب – قال النبی(صلی الله علیه و آله): « صلاة المرأة وحدها فی بیتها کفضل صلاتها فی الجمع خمساً و عشرین درجه[8].» ج- «صحیحه ی هشام بن سالم از ابی عبدالله (علیه السلام) قال: «‌صلاة المرأة فی مخدعها أفضل من صلاتها فی بیتها و صلاتها فی بیتها أفضل من صلاتها فی الدار[9].» د – در روایت طویل جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) آمده است :« لیس علی النساء أذان و لا إقامة ولا جمعة ولا جماعة ... .[10]» این دستور از طرف شارع در حالی است که نماز در مسجد واقامه ی نماز جماعت وجمعه فضیلت بسیاری دارد که به گوشه ای از آن اشاره می شود : الف- روایت نبوی : « لاصلاة لجار المسجد الّا فی المسجد ... .[11]» ب- « عن ابی عبدالله (علیه السلام): یا فضل! لا یأتی المسجد من کلّ قبیلة الّا وافدها و من کلّ أهل بیت الّا نجیبها... .[12]» ج- روایت نبوی :«من أتی الجمعة ایماناً واحتساباً إستأنف العمل... .[13]» د-  روایت نبوی دیگر: « صلاة الجماعة أفضل من صلاة الفرد بخمسٍ و عشرین درجة... .[14]» با وجود این همه تأکید بر رفتن به مسجد واقامه ی نماز جماعت و جمعه و ثواب فراوانی که برآن ها مترتّب است، ولی شارع به زن دستور داده که از حضور در این موارد صرف نظرکند. این مطلب به خوبی نگرش شارع نسبت به حضور زن در اجتماع را تبیین می کند و واضح است که اشتغال زن در خارج از خانه مهم تر از مسجد رفتن واقامه ی نماز جمعه وجماعت نیست مگر در موارد اضطرار که حرمت آن برداشته می شود همان طور که بقیه ی محرمات نیز این چنین می باشند. (4)

3- روایاتی که فضیلت زن را در این می داند که مردی او را نبیند و بر ماندن زن در خانه تأکید کرده است :الف- « روی عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام): إنّ رسول الله (صلی الله علیه و آله)قال:أخبرونیِ أیّ شیء خیرٌ للنساء؟ فقالت فاطمة (علیها السلام): أن لایَرَین الرّجال ولایراهّن الرجال فاعجب النبی (صلی الله علیه و آله) وقال: إنّ فاطمة بضعۀ منّی.[15]» ب-روایتی که بیان می کند که امیرالمؤمنین بر حضرت زهرا وارد شد در حالی که امیرالمؤمنین ناراحتی شدیدی داشت پس حضرت زهرا از سبب ناراحتی ایشان پرسیدند، پس حضرت فرمودند:رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)درباره ی زن پرسید، پس در جواب گفتیم که زن عورت است، پس ایشان پرسیدند :چه زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است؟و ما جواب آن را ندانستیم. پس حضرت زهرا به امیر المؤمنین فرمود:« به سوی رسول اکرم بازگرد و به او خبر ده که نزدیک ترین حالت زن به خدا، آن زمانی است که ملازم قعر خانه اش باشد، پس امیر المؤمنین به سوی رسول اکرم حرکت کرد و به ایشان این مطلب را خبر داد، پس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:« إنّ فاطمة بضعۀ منّی.[16]» (5)

ج- روایت امیرالمؤمنین از رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال:«النساء عورة احبسوهنّ فی البیوت و استعینوا علیهنّ بالعری.[17]» د- « عن فاطمة بنت الحسین عن أبیها عن جدّها علی بن أبی طالب(علیه السلام) عن النبی (صلی الله علیه وآله) قال:« النّساء عیّ وعورات فداووا عیّهن بالسکوت وعوراتهّن بالبیوت.[18]» یعنی : زنان عاجز و عورتند پس عجزشان را به سکوت و عوراتشان را با نگه داشتن ایشان در خانه مداوا کنید. وشبیه این مضمون را هشام بن سالم از امام صادق از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است.[19]. و – روایت عبد الرحمن بن سیّابة  از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: « إنّ الله خلق حوّا من آدم فهمّة النساء الرجال فحصّنوهنّ فی البیوت.[20]» ه- روایت وهب از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: « قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): خلق الرجال من الأرض و إنّما همّهم فی الأرض و خُلقت المرأة من الرجال و إنّما همّها فی الرجال فاحبسوا نسائکم یا معاشر الرجال.[21]»

ی- روایت عمّار بن موسی از امام صادق (علیه السلام) قال: قلت له: هل یؤمّ الرجل بأهله فی صلاة العیدین فی السطح أو بیت؟ قال(علیه السلام): لایؤمّ بهنّ و لایخرجنَ و لیس علی النساء خروجٌ و قال: أقلّوا لهنّ من الهیئة حتی لایسألن الخروج.[22]»  ز- امیرالمؤمنین در وصیّت به امام حسن (علیه السلام)  فرمودند:«إیّاک ومشاورة النّساءفإنّ رأیهنّ إلی أفَن وعزمهّن إلی وهن فاکفُف علیهّن من أبصارهنّ بحجابک ایّاهنّ فإنّ شدّة الحجاب أبقی علیهنّ ولیس خروجهّن بأشدّ مِن إدخالک مَن لایُوثَق به علیهّن و إن استطعتَ أن لا یعرفنَ غیرک فافعَل .[23]» ترجمه: « از مشورت با زنان بپرهیز که نظرشان روبه ضعف وتصمیم ایشان رو به سستی است و با پنهان کردن ایشان جلوی چشمانشان را بگیر؛ به درستی که شدّت حجاب و مخفی کردن برای آنها باقی تر ومنفعت دار تر است و خارج شدن آنها از خانه شدید تر از این نیست که کسانی که به آنها اطمینان نداری را وارد بر زنان کرده و با آنها آشنا کنی و اگر توانستی کاری کنی که زنان مردی غیر از تو را نشناسند این کار را انجام ده. » به مقتضای این دسته از روایات، اشتغال زن در خارج از خانه مورد رضایت شارع نیست و تا جایی که امکان دارد باید از آن جلوگیری کرد.

4- دسته ی چهارم : روایاتی است  که به شکل های مختلف و در موارد گوناگونی  که لازمه ی امری، خروج زن در جامعه است ،از حضور او در جامعه نهی می کند و به او دستور می دهد که تا جایی که ممکن است به این امور نپردازند؛ زیرا که لازمه ی آن امور، حضور خروج او از خانه است. ولی اموری که لازمه ی آن خروج از خانه نیست ، شارع آن را برای زنان تجویز می کند، مثل بافندگی که بحث از آن خواهد آمد. اینک به این روایات اشاره می شود:

الف- روایاتی که زن را از حضور در غرفه ها ( بالا خانه ها ) نهی می کند مثل روایت طویل جابر جعفی  از امام باقر(علیه السلام) که فرمود:« ولایجوز لهّن  نزول الغُرف.[24]» وروایت امام صادق (علیه السلام) :قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«لا تنزلوا النساء الغُرف[25] ...»

ب- روایاتی که از سوار شدن زنان بر مرکب نهی می کند مثل روایت نبوی:  «نهی النبی أن یرکب السّرج بفرج یعنی المرأة ترکب بسرج .[26]»

و سخن امیر المؤمنین(علیه السلام) که فرمود:« لاتحملوا الفروج  علی السروج فتهیّجوهنّ للفجور.[27]» که در این روایت، حکمت نهی از سوار شدن زنان بر مرکب، زمینه سازی این عمل برای شهوت رانی وفجور زنان بیان شده است .و در روایت جابر آمده است :«ولایجوز للمرأة رکوب السرج الّا مِن ضرورة أو فی سفر[28].» (6)

ج-روایاتی که از حضور زنان در تشییع جنازه نهی می کند مثل سخن امام باقر(علیه السلام) که فرمود: «لا تخرج المرأة الی الجنازة[29].» وهم چنین در روایت طویل جابر جعفی آمده است :« لیس علی النساء...ولا اتّباع الجنائز.[30]» و هم چنین در وصیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به امیر المؤمنین از این مطلب نهی شده است[31]. این در حالی است که ثواب تشییع جنازه بر کسی پوشیده نیست . ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود:« کان فیما ناجی به موسی ربّه أن قال: یا ربّ ما لِمَن شیّع جنازة ؟قال: اُوکّل به ملائکة من ملائکتی معهم رایات یشیّعونهم من قبورهم إلی محشرهم[32].» د- روایاتی که ازعیادت زنان از مریض نهی می کند.در روایت جابر[33]و وصیت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به امیر المومنین (علیه السلام) به این مطلب اشاره شده است[34]. این در حالی است که عیادت مریض ثواب فراوانی دارد.

و- روایتی که از حضور زنان بر سر قبر نهی می کند وآن روایت طویل جابر جعفی است[35].

5- روایتی که از تکلّم زن با مرد نامحرم نهی می کند. این روایت را شیخ صدوق در امالی در خبر مناهی ذکر نموده است.« إنّ النبیّ(صلّی الله علیه و آله) نهی أن تخرج المرأة من بیتها بغیر إذن زوجها ... و نهی أن تتکلّم المرأة عند غیر زوجها و غیر ذی محرم منها أکثر من خمس کلمات ممّا لابدّ لها منه[36].» علّت این نهی نیز روشن است و آن سببیت تکلّم زن نسبت به وجود فحشای احتمالی است. در حالی که اشتغال زن در خارج از خانه موجب تکلّم فراوان با نا محرم است. (7)

6- روایاتی که از  این که زنان کسب علم کنند نهی کرده است مثل روایت امام صادق(علیه السلام): «‌قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)» «لا تنزلوا النساء الغُرَف ولا تعلّموهنّ الکتابة وأمروهنّ بالمغزل وعلّموهنّ سورة النور[37].» یعنی: زنان را در بالا خانه ها جای ندهید و به آن ها نوشتن را نیاموزید و ایشان را به بافندگی امر کنید و به آن ها سوره ی نور را بیاموزید. در روایت طویل جابر جعفی نیز به این مطلب اشاره شده است. و روشن است که اشتغال در خارج از خانه غالبآً نیازمند تعلیم است، یعنی زن باید آموزش دیده باشد تا بتواند در زمینه ی خاصّی مشغول به کار شود. (8)

7- روایات فراوانی که از سلطنت وتدبیر کردن زنان نهی کرده است .روشن است که این واژگان به معنای خصوص رئیس کلّ کشور یا شهری شدن نیست، بلکه هر نوع کار اداری که زن ارباب رجوع شود را شامل می شود.اینک به این روایات اشاره می شود:

الف- « عن الصادق (علیه السلام) من آبائه قال: شکا رجلٌ من أصحاب امیر المؤمنین (علیه السلام) نسائه فقام (علیه السلام)خطیباً فقال: معاشر الناس لا تُطیعوا النساء علی حال و لاتأمنوهنّ علی مالٍ ولا تذروهنّ یدبّرن أمر العیال...[38]» ب- «صحیحه ی عبدالله بن سلیمان از ابی عبدالله (علیه السلام): لَیأتینّ علی الناس زمانٌ یظرف فیه الفاجر و یقرب فیه الماجن و یضعف فیه المنصف .قال: فقیل له: متی یا امیر المومنین ؟ فقال: إذا تسلّطنَ النساء وتسلّطن الإماء واُمّر الصیان... .[39]» این نکته لازم به ذکر است  که وقتی امری از علائم آخر الزمان به این نحو ذکر می شود، دلیل بر این است که آن امر به شدّت مورد نهی شارع است، علاوه بر اینکه در سیاق امور محرّمه ذکر شده است.ج-«عن ابن عبّاس قال :حججنا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) ... فقال :« مِن أشراط القیامة إضاعة الصّلوات واتّباع الشّهوات والمیل الی الأهواء... فقال: فعندها تکون أمارة النساء و مشاورة الإماء.[40]» (9)

د- در روایت جابر جعفی آمده است :«و لا تولّی المرأة القضاء و لا تولّی الأمارة ولاتستشار...[41]»

و- سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرمودند:«لاتطلعوا النساء علی حالٍ و لا تأمنوهنّ علی مالٍ ولا تثقوا بهنّ فیِ الفعال فإنّهنّ لا عهد لهنّ عند عاهدهنّ و لا ورع لهنّ عند حاجتهنّ ولا دین لهنّ عند شهوتهنّ یحفظن الشّر و ینسین الخیر... .[42]» ه- روایت نبوی : « لا یفلح قومٌ ولّوا أمرهم إمرأة.[43]» ی- روایت نبوی دیگر: « لن یفلح قومٌ أسندوا أمرهم إلی إمرأة.[44]» چگونه ممکن است که زن در خارج از خانه در اداره یا غیر آن مشغول کار شود در حالی که وظیفه ی دیگران این باشد که او را بر مالی امین قرار ندهند و بر فعل او اتّکا نکنند. (10)

در پایان این فصل به روایاتی که مؤیّد مبغوضیت اشتغال زنان در خارج از خانه نزد شارع است پرداخته می شود :

1- روایاتی که از حضور زنان در حمام ومجالس عروسی و عزا نهی می کند مثل روایت نبوی :« من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلا یدعُ حلیلته تخرج إلی الحمّام[45].» و در روایت جابر جعفی آمده است :« و لا یجوز للمرأة أن تدخل الحّمام فانّ ذلک محّرم علیها[46].» (11) و روایت امام صادق (علیه السلام):«قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : مَن أطاع امرأته أکبّه الله علی وجهه فی النّار. قال : و ما تلک الطاعة؟ قال: تطلب إلیه الذهاب الی الحّمامات و العُرسات و العیدان و النائحات و الثیاب الرقاق فیجیبُها[47].» (12) وجه تقریب استدلال به این دسته این است که رفتن به حمام و عروسی وعزا موضوعیتی ندارد و از باب نمونه برای رفتن زن از خانه است، مخصوصاً شرکت در مراسم عزا؛ زیرا ممکن است رفتن آنها به مراسم عروسی یا حمام درآن زمان موجب مفسده ای می گردیده است، ولی شرکت در مراسم عزا به خودی خود مفسده ای در آن متصّور نیست؛ ضعف استدلال به این دسته به این خاطر است که در شرکت زنان در مراسم عزا نیز مفسده هایی متصّور است و آن ها  پریشان کردن مو در هنگام مصیبت در مقابل نامحرمان یا حضور زن در مجلسی که  زنان دیگر موهای خود را در هنگام مصیبت پریشان می کردند. و لذا حدیث در این جهت مجمل می شود، پس نمی توان به این دسته از روایات استدلال کرد.

2- مؤید دوم: سخن امیر المؤمنین (علیه السلام) می باشد که فرمود:« إنّما المرأة لُعبة فمن اتّخذها فلیُغطِّها.[48]» به درستی که زن بازیچه است پس هر کس زن گرفت باید او را بپوشاند. بنابراین که مراد از تغطیه عدم حضور زن در جامعه باشد.ولی استدلال به این روایت صحیح نیست ؛ زیرا اوّلاً :مراد از تغطیه مجمل است وممکن است که مراد از آن، پوشش کامل وحجاب زن باشد نه عدم حضور او در جامعه .و ثانیاً: این روایت به تعابیر مختلفی وارد شده است.میرزای نوری در مستدرک الوسائل از امیرالمؤمنین به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این روایت را نقل می کند ولی در آخر روایت از تعبیر «فلیصنَعها» استفاده شده است.[49]در کتاب مکارم الأخلاق [50] تعبیر «فلیَصُنها» به کار رفته است. در کافی[51]ازتعبیر «فلایضیّعها» استفاده شده است.آیت الله برجردی در کتاب «جامع أحادیث الشیعة»[52]می فرماید:«در کتاب غررالحکم دو نسخه وجود دارد: در یکی از تعبیر «فلیَعظها» و در دیگری از تعبیر«فلیغطّها» استفاده شده است.» با وجود اینکه فقط یکی از این تعابیر از حضرت صادر شده واختلاف تعابیر به خاطر اشتباه برخی از نُسّاخ است ،لذا نمی توان به روایت استشهاد کرد؛زیرا برخی از این تعابیر مثل «فلایضیّعها»و«فلیعظها»و«فلیصنَعها» برمنع از حضور زن درجامعه دلالت نمی کند. (13)

3- مؤید سوم : در روایتی از امام صادق از پدرشان (علیها السلام)آمده است: «تقاضی علیّ وفاطمة إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی الخدمة فقضی علی فاطمة بخدمة ما دون الباب و قضی علی علیّ بما خلفه. قال: فقالت فاطمة (علیها السلام): فلا یَعلم ما دخلنی من السّرور الّا الله بإکفائی رسول الله تحمّل رقاب الرجال[53].» و در روایت زید بن حسن از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمودند:«کان أمیرالمؤمنین (علیه السلام) یحتطب و یستقی و یکنس وکانت فاطمة (علیها السلام) تطحن و تعجن وتخبز.[54]» یعنیک امیر المؤمنین هیزم جمع می کرد و خانه را جارو می زد و حضرت زهرا آرد درست می نمود و آن را خمیر می کرد و با آن نان درست می کرد.  با وجود اینکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) وظیفه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) که برترین زنان عالمین است را کار در خانه قرار داده وخود حضرت زهرا (علیها السلام) به آن راضی تر بوده است، پس معلوم می شود که خداوند حضور زن در خارج از خانه را دوست نمی دارد . ولی استدلال به این روایات نیز محلّ اشکال است؛ زیرا اوّلاً: این روایت فقط برتری اشتغال زن در خانه نسبت به اشتغال  او در خارج از خانه را می فهماند نه اینکه اشتغال زن در خارج از خانه مورد نهی شارع باشد. ثانیاً: شاید شرایط آن زمان مناسب با اشتغال زن در خارج از خانه خصوصاً زنان اصیلی مثل دختر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نبوده است ، مخصوصاً اینکه اشتغال در خارج از خانه که در آن زمان برای زن ممکن بوده  منحصر در مواردی چون حمل هیزم و مشک و اموری از این قبیل بوده است.

4- مؤید چهارم : آیه ی شریفه ی سوره ی احزاب: « یا نساء النبیّ لستنّ کأحدٍ من النساء إن اتّقیتنّ فلا تخضعنَ بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرض و قُلنَ قولاً معروفاً و قَرنَ فی بیوتکنّ ولا تبّرجنَ تبرّج الجاهلیة الاولی[55]» به این تقریب که خداوند در این آیه قرار و ماندن در خانه را برای زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) واجب کرده و زنان حضرت موضوعیتی ندارند و حکم شامل همه ی زنان می شود. ولی این استدلال ناتمام است ؛ زیرا خود رسول خدا(صلی الله علیه و آله)غالباً در جنگها و مسافرت ها یکی از همسران خود را همراه خود می برده است، پس شاید مراد آیه به قرینه ی فقره ی بعد آن ، این باشد که زینت کرده در خارج از خانه حاضر نشوید یا اینکه خروجی که موجب هتک حرمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گردد را انجام ندهید. شاهد این معنا روایتی است که سیّد هاشم بحرانی در تفسیر برهان به نقل از عبدالله بن مسعود نقل کرده است :«قلتُ للنبّی (صلی الله علیه وآله) :یا رسول الله!مَن یغسلک اذا متّ ؟قال:«یغسل کلّ نبّی وصیّه .قلتُ :فمن وصیّک یا رسول الله ؟ قال: علیّ بن أبی طالب .قلتُ: کم یعیش بعدک یا رسول الله ؟ قال: ثلاثین سنته فانّ یوشع بن نون وصیّ موسی عاش بعد موسی ثلاثین سنة و خرجت علیه صفراء بنت شعیب زوجه موسی فقالت: أنا أحقّ منک بالأمر فقاتَلَها فقتل مقاتلیها و أسرها فأحسنَ أسرَها و إنّ ابنة أبی بکر ستخرج علی علیّ فی کذا وکذا ألفاً من امّتی فیقاتلها فیقتل مقاتلیها ویأسرها فیحسن أسرها و فیها أنزل الله عزوجّل :«و قرنَ فی بیوتکن ّ و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیّة الاولی یعنی صفراء بنت شعیب.[56]» حتی اگر در قرینیت فقره ی بعدی یعنی «ولا تبرّجن تبرّج الجاهلیّة » شک کنیم، نمی توان به اطلاق «قرن فی بیوتکنّ» اخذ کرد؛ زیرا شک در قرینیت موجود، مانع از انعقاد اطلاق است.

فصل دوم: بررسی ادله ی جواز اشتغال زنان

1- موارد متعدّدی در صدر اسلام وجود دارد که زنان پایاپای  مردان در جامعه حضور پر رنگ داشتند و ردعی از جانب معصومین (علیهم السلام) نشدند وگاهی حضرت زهرا(سلام الله علیها) این کار را انجام دادند که برخی از این موارد اشاره می شود :

الف-بیعت پیامبر رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) با زنان: حضرت زنان را به شرکت در بیعت فرا می‌خواند و در آن جامعه ی بدوی و به دور از فرهنگ وتمدّن که زن مایه ی نکبت به شمار می آمد ، این حرکت ایشان تحّولی عظیم در ارزش دادن به حضور زن در اجتماع است. این حرکت در سه مورد تحّقق یافت: 1-در ابتدای دعوت به اسلام [57] 2-پس از فتح مکّه ودر اوج قدرت [58]3-در غدیر خم برای بیعت زنان با امیرالمؤمنین (علیهم السلام)[59].

ب- دفاع حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جانشینی بر حقّ امیرالمؤمنین(علیه السلام) واعتراض او به حکومت وقت و رفتن به در خانه ی مهاجرین و انصار برای افشای ماهیّت پلید حکومت گران وطلب کمک.این گونه اعمال از شخصی معصوم مانند حضرت زهرا (سلام الله علیها) وتأیید امامی معصوم همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشان از وظیفه ی زنان نسبت به حضور در جامعه دارد.

ج-هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهم السلام) از بیعت با ابوبکر امتناع می ورزد، امّ مسطح به دفاع از حضرت بر خاسته وکنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) رفته واشعاری در شکایت از وضع موجود می سراید[60].

نقد: این موارد ذکر شده در شرایط خاص و برای امر ویژه ای است و ربطی به حضور زن در جامعه و اشتغال او در خارج از خانه ندارد؛ زیرا مورد اوّل که مسأله ی بیعت زنان بود، امری است که به خاطر پایبندی زنان بر اسلام امری لازم است؛ زیرا دین اسلام دینی مخصوص مردان نیست و زنان دوشادوش مردان باید به آن معتقد شده و با آن بیعت کرده وبه دستورات آن عمل کنند. امّا مسأله ی غصب خلافت لوث شده و در تاریخ محو می گشت و مسأله ی دفاع از ولایت مسأله ای ویژه و در شرایط ویژه بوده و لذا نمی توان حکم آن را به موارد دیگر تسرّی داد. (14)

2- دلیل دوم جواز اشتغال زن این است که روایاتی که بیانگر لزوم خانه نشینی زنان وارد شده با شرایط فرهنگی جامعه ی آن روز وارد شده است. شرایطی که زن در آن هیچ ارزش اجتماعی نداشت و رسول اکرم وائمه (علیهم السلام) به تدریج ارزش اجتماعی زنان را به آنها اعطا کردند و ممکن نبود که در آن زمان ، معصومین (علیهم السلام) بر حضور پر شور زنان در جامعه تأکید کنند و اگر این کار را می کردند مورد پذیرش قرار نمی گرفت. ولذا نمی توان در عصر حاضر به این روایات استناد کرد، پس با اجراء  أصل برائت، جواز اشتغال زنان اثبات می شود.

نقد: اوّلاً : اصل اوّلی در قضایا، حقیقیه بودن آنهاست و خارجیه بودن قضیه نیازمند دلیل است. وثانیاً: بسیاری از روایاتی که به آنها در اثبات منع استدلال شد، قابل حمل بر قضیه ی خارجیه نیست که به بعضی از آن روایات اشاره می شود:

الف: روایاتی که علّت وجوب حبس زنان در خانه را عورت بودن آنها بیان می کند[61]. ب- روایتی که علّت منع از سوار شدن زنان بر مرکب را ایجاد هیجان و فجور بیان می دارد.[62] ج- در خطبه ی امیرالمؤمنین(علیه السلام) علّت نهی از سپردن امر خانواده به زنان را اینگونه بیان می کند:«فانّهنّ إن ترکن و ما أردنَ أوردنَ المهالک و عدون أمر المالک فانّا وجدناهنّ لاورع لهنّ عند حاجتهنّ و لاصبر لهنّ عن شهوتهنّ، البذخ لهنّ لازمٌ و إن کبرن و العجب بهنّ لاحقٌ و إن عجزنَ... [63]» در روایت جابر جعفی[64] و روایت خصال[65] که مسألۀه ی عدم خروج زن از خانه را در بعضی از موارد مثل تشییع جنازه و عیادت مریض در سیاق «لیس علی النساء جمعة و لا جماعة » قرار داده است و هیچ یک از فقهاء در مورد عدم حضور زن در نماز جمعه و جماعت قائل به این نشده که این روایات به نحو قضیه ی خارجیه بوده است، پس به وحدت سیاق، بقیه ی موارد مذکور در این روایات نیز حمل بر قضیه ی حقیقیه می شود. و لذا برخی از فقها معاصر با مسأله ی اشتغال زنان به مخالفت پرداختند. آیت الله شیخ مرتضی حائری در آخرین سخنرانی اش در مجلس خبرگان به این مسأله اشاره می کند و می فرماید: « موضوع دیگر مربوط به زنهاست که از مطاوی احکام اسلامی چنین معلوم می شود که نماز جمعه و جهاد از زن برداشته شده و با اینکه نماز خواندن در مسجد ثواب بسیار زیادی دارد، حتّی خواندن هر نمازی در مسجد الحرام ثواب یک میلیون نماز دارد،طبق روایتی که در عروه الوثقی است که خود بنده آن را دیده ام ،اگر زن نماز را در منزل خودش بخواند افضل از مسجد است.یکی از علمای قم یک نامه ای برای بنده نوشته است و نامه ای هم از مدرّسین خارج رسیده است که شصت روایت جمع کرده که زنها حقّ تصدّی امورات و ولایت و حکومت و این کارها را ندارند. عرض من این است که بیش از این به اختلاط زن و مرد کمک نکنید .ما هردو زمان را درک کرده ایم .در سابق که زنها در خانه بودند دیدیم که چه جور خانه را اداره می کردند و بچّه ها خوب تربیت می شدند ، حالا خانم به اداره می رود و مرد هم سر کار خود می رود .بنده کسی را خدای نکرده متّهم به بی عفّتی نمی کنم ولی قهراً اتّفاق می افتد.[66]» علّامه ی جعفری در رسائل فقهی خود می  نویسد :« با نظر به اینکه اشتغال زنان به کارهای اقتصادی، زن بودن آنان فراموشی سپرده و در نتیجه آشیانه های حیات بخش خانواده ها در آن کشورها رو به متلاشی شدن است، اشتغال زنان منطقی نیست به عبارت کلّی تر یا ما باید از اصالت و اساسی بودن خانواده ها در اجتماع دست برداریم و معتقد شویم که بشر باید غریزه ی جنسی خود را به هر نحو که ممکن است اشباع  کند ویا این حقیقت را بپذیریم که بایستی زنان با بیشتر اهمیّت دادن به نظام خانوادگی ،مسائل تولید و توزیع و دیگر تلاش های اقتصادی و اجتماعی را در صورت اخلال رساندن به آشیانه ی حیات بخش خانواده به مردان واگذار کنند[67].»                         

   در پایان این بحث لازم به ذکر است که آنچه در روایات مورد نهی قرار گرفته است، اشتغال زنان در خارج از خانه است، ولی کارهایی مثل بافندگی که در خانه انجام می شود نه تنها مورد نهی شارع نیست، بلکه در روایات به آن ترغیب شده است مثل روایت امیر المؤمنین(علیه السلام)  از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) : «نِعم اللّهو المغزل للمرأة الصالحة[68].» و روایت امام صادق(علیه السلام)  از رسول خدا که فرمود :«لا تنزلوا النساء الغرف و لا تعلّموهن الکتابة وأمروهنّ بالمغزل و علّموهنّ سورة النور[69].» و در روایت جابر جعفی[70] امری مستحب شمره شده است.

خاتمه: تأثیرات روانی اشتغال زنان در خارج از خانه:

1-  اگر چه در بسیاری از مشاغل، حضور زن موجب پر فروش شدن آن شرکت یا مجموعه شود و جذابیتش موجب جذب مشتریان فراوانی می گردد، ولی این مطلب حائز اهمیت است که این فروش زیاد به چه قیمتی تمام خواهد شد، به قیمت ترویج فساد و فحشاء در جامعه، به قیمت از بین رفتن استحکام خانواده، به قیمت تحریک مردان یا به قیمت های دیگر.

اگر زن در سر کار عریان شده و برقصد، مشتریان آن شرکت به شکل قابل توجهی رشد خواهد کرد ولی آیا می توان به خاطر فروش زیاد و سود اقتصادی دست به هر کار زشتی زد.

2-  از آنجا که اشتغال زنان در خارج در بسیاری از موارد منوط به کسب علم است، خود به خود حضور زنان در دانشگاه ها پررنگ شده همان طور که در سالهای اخیر آمار شرکت آنها در کنکور در بعضی از سال ها بیش از مردان بوده و حضور آن ها به علّت محدودیت محل تحصیل، جلوی کسب علم برای مردان را می گیرد و با توجّه به این که بسیاری از کارها وابسته به کسب علم است، در نتیجه بسیاری از مردهای بیکار شده و بیکاری آنها ازدواجشان را یا به تعویق انداحته یا به طور کلی تعطیل می کند و این موجب رواج فقر و فحشاء در جامعه می شود و از آن طرف اشتغال زنان باعث این می شود که برای خود شؤونی خیالی مثل دارای فلان مدرک علمی یا فلان شغل را قائل شده و زیر بار ازدواج با هر مردی نمی رود و بنابراین ازدواج زنان نیز به تأخیر می افتد و این نیز همانند تأخیر ازدواج در مردان موجب ترویج فسق و فجور می شود، بعد در این زمانه بر سر خود می زنیم که چرا حجاب در جامعه به این وضع اسف بار در آمده و چه راه حلّی برای آن وجود دارد. طبیعی است که وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، حضور زنان بی حجاب در جامعه و به راه افتادن مردان مجرد به دنبال آن ها افزایش می یابد.

این مطلب در مورد شغل هایی که نیازی به حضور در دانشگاه و کسب علم ندارد نیز جاری است؛ زیرا اشتغال زنان در بسیاری از امور، مانع اشتغال بسیاری از مردان می گردد.

سید حسین منافی

9/4/1389

 

 

 منابع :

1-    قرآن کریم.

2-    ابن سعد، الطبقات الکبری،دار صادر بیروت.

3-    بحرانی،سید هاشم،البرهان فی تفسیر القرآن،بنیاد بعثت تهران،1416ق.

4-    جعفری، محمّد تقی، رسائل فقهی،چاپ نرم افزار جامع فقه.

5-حسینی یزدی، سید صادق،شرح زندگانی حضرت آیت الله مؤسس و فرزند برومندشان آیت الله شیخ مرتضی حائری،انتشارات الماس ، چاپ اوّل، 1381ش.

6-حرّ عاملی،محمد بن حسن،تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة،انتشارات آل البیت.

7-طباطبایی بروجردی، حسین،جامع احادیث الشیعة،المطبعة العلمیة قم،1399ق.

8-الطبرسی،الحسن بن فضل،مکارم الاخلاق، چاپ ششم،1392ق.  

9-  علی المتقی الهندی،کنزالعمّال فی سنن الاقوال والافعال،مؤسسة الرسالة بیروت، 1409ق.

10-علی بن ابی الکرم(ابن اثیر)،الکامل فی التاریخ،دار صادر بیروت.

11-کلینی، محمّد بن یعقوب، الکافی، دار الکتب الاسلامیة، چاپ سوم.

12-مجلسی،محمّد باقر،بحارالانوارالجامعة لدرراخبارالائمّةالاطهار،مرسسة الوفاء بیروت،چاپ دوم.

13-محمّد بن حسن (شیخ طوسی)،تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة،دار الکتب الاسلامیة تهران،چاپ چهارم، 1365ش.

14-محمّد بن محمّد اشعث کوفی، الجعفریات، چاپ نرم افزار جامع فقه.

15-محّمد بن علی بن بابویه(شیخ صدوق) ، من لایحضره الفقیه، چاپ نرم افزار جامع فقه. 

16-نوری ، حسین ، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ نرم افزار جامع فقه.

 

پی نوشت‌ها:

1 – این آیات در مقام بیان این مطلب است که ارضای نیاز جنسی از راه نکاح باشد و ثانیاً نکاح و تشکیل خانواده امری نیکو و پسندیده است. بنابراین ربطی به مساله اشتغال و عدم آن ندارد.

2 –روایت شریفه مربوط به این مساله است که پس از ازدواج، فرزند دار شدن هم امری مطلوب است و از ترس فقر و ... نباید از اولاد ار شدن پرهیز کرد.

روایت قبلی هم چند صفت را برای زن بیان فرموده که اشاره به یک مطلب مرتکز در ذهن است و آن: صرف زیبایی یا ثروت یا ... شما را وادار به ازدواج با دیگران نکند بلکه جهات روحی و عاطفی هم لحاظ شود و بدیهی است زنی که صاحب اولاد نمی شود، ممکن است خود یا زوج را گرفتار عقده های روحی کند و ... .

3 – اصل کار کردن زن و اشتغال او مخصوصاً در جوامع گذشته که به نیروی انسانی بیشتری جهت اداره زندگی احتیاج بوده، امری مفروغ عنه و بدیهی است و گمان نشود که زنان در گذشته کمتر از زمان ما کار می کردند. چنان که امروز هم در جوامع روستایی، زنان به کارهای کشاورزی، دامداری، قالی بافی و ... در کنارتربیت اولاد مشغولند. آنچه که در روایات بدان توجه شده :‌کیفیت کار کردن زن است نه اصل کارکردن . برخی از روایات هم در مقام بیان شغل هایی است که با شئونات زن در جامعه اسلامی مناسبت دارد و یا مناسبت ندارد. والا اصل کارکردن زن امری است جواز آن مسلم است.

وانگهی روایت مطرح شده هم شامل مرد است و هم زن، و در مقام بیان این مطلب است که فرزندان خود را تحقیر نکنید و سعی کنید آنها را به آداب، احکام و عقاید اسلامی آشنا کنید و به هیچ وجه – نه مطابقی و نه التزامی ربطی به کار کردن زن در خارج از منزل ندارد. بله، گاه (و نه لزوماً) ممکن است بر اثر بیش از حد کار کردن زن یا مرد و دوری از محیط خانواده، فرزندان دچار آسیب های روحی شوند و این مختص به زن هم نیست. البته گاهی هم کار نکردن و دور بودن زن از جامعه، باعث می شود که وی نتواند به درستی فرزندان خود را تربیت کند.

4 – این روایات درباره کیفیت ورود زن و کار کردن او در اجتماع است و نه اصل کار کردن او والکلام فی محله.

از مجموع روایات استفاده می شود، اموری که حضور زن در آنها ضرورتی ندارد. و با حضور مرد تکلیف از سایرین برداشته می شود مثل تشییع جنازه و نیز برخی مستحباتی که مستلزم خروج بیش از حد زنان در منزل است . مثل نماز جماعت (که لازم است زن سه بار در روز از منزل خارج شود) مورد ترغیب شارع مقدس نیست. نکته: البته اگر میت ، زن باشد ممکن است گفته شود نهی شارع از آن منصرف است.

5 – از مجموع این روایات استفاده می شود که لوخلی وطبعه ستر زدن مورد تأکید شارع است مگر این که امر اهمی در کار باشد.

6 – نزول الغرف و «رکوب السرج» ربطی به اصل کارکردن زن ندارد و حکمت،‌بلکه علت نهی از آن ، جلوگیری از تحریک شهوانی زن بر اثر ملاصقه زین اسب با فرج او می باشد و سابق بر این زنان یک طرفه بر الاغ سوار می شدند و یا در کجاوه ها می نشستند و اصلاـ این دسته از روایات ربطی به کار کردن زن ندارد.

ضمناً شیخ مفید ره در رساله احکام النساء ص 57 تعبیر الغرف الشارعات دارند و ممکن است گفته ود نهی از حضور زن در بالا خانه، مربوط به زمانی است که آن بالاخانه مشرف به خیابان باشد. همچنین روایت جابر بن یزید الجعفی ضعیف است . (وسایل ج 20 / 220).

7 – این استلزام همیشگی نیست. به عنوان مثال زنانی که در مدارس دخترانه،‌ بیمارستان های زنان و تاکسی های ویژه بانوان مشغول به کار هستند به هیچ وجه با مردان نامحرم سر و کار ندارند.

8 – این استدلال تام نیست، زیرا نهی از تعلیم منافاتی با جواز اشتغال ندارد وانگهی این روایت ناهی از کسب علم نیست بلکه فقط نهی از آمورش کتابت دارد و ممکن است مخاطب آن هم مردان باشند، یعنی مردها کتابت را به زنان یاد ندهند و همچنین است آموزش سوره یوسف که مردها آن را به زنان یاد ندهند بلکه زنها خود به یکدیگر بیاموزند.

همچنین این روایت 356 25 وسایل که نهی از آموزش سوره یوسف می کند مرفوعه و ضعیف است. بله روایت 25355 که نهی از تلعیم کتابه می کند، موثقه است ولکن معارض با سیره ائمه علیهم السلام است که فرزندان دختر آنها هم باکتابت آشنا بودند. نمونه آن، حضرت فاطمه معصوم سلام الله علیها است. که پاسخ نامه هایی که برای پدرشان حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیها ارسال شده بود را نوشتند.

همچنین بسیار بعید است کتابی که برای هدایت انسانها اعم از زن مرد فرستاده شده، زنان به قسمتی از آن نیاز نداشته باشند همچنین اگر زنی قرائت همه قرآن را فرا گرفت، خود به خود قرائت سوره یوسف را هم فرا خواهد گرفت.

بنابراین اصل نهی از تعلیم کتابت و تعلیم سوره یوسف محل بحث است تا چه رسد که از آن نهی کسب علم استفاده شود و از نهی کسب علم، نهی از اشتغال فهمیده شود.

9 – والروایه ضعیفه . اما در مورد روایاتی که قبل از این اشاره شد (لا قطیعوا النساء...) علاوه بر آنچه که در آینده درباره آن خواهد آمد، مستدل می خواستند از عبارت «ولا تذروهن یدبّرون العیال» و «لا تامنوهن علی مال» بر منع اشتغال زنان استدلال کنند ولی از این عبارات نهی از اشتغال زن بدست نمی آید، این روایت می فرماید: مرد، و تدبیر منزل را به زن واگذار نکند» به عبارت دیگر، مرد از وظایف خود شانه خالی نکند و مخاطبش هم مردان هستند و نه جماعت زنان شاهد این معنی هم حدیث :‌25373 وسایل هست که می فرماید: کل امرء تدبره امراة فهو ملعون، ولی اگر زنی آنقدر با عرضه و مدیر بود که توانست خانه را مدیریت کند و جور یک مرد بی عرضه را بکشد، این نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح هست.

اما در مورد روایت بعدی که در مورد علایم آخر الزمان مطرح شده ، صرف «اماره النساء» عیبی ندارد، اما «اماره النساء» که در روایت مطرح شده کاشف از هرج و مرج و شهوت رانی جامعه است و این هرج و مرج جامعه است که مبغوض است نه اماره النساء، به عنوان مثال: در برخی روایات به این مضمون وارد شده که : در آخر الزمان روستائیان به شهر آمده و اداره امور را به دست می گیرند.

بدیهی است صرف ورود روستائیان به شهر و رسیدن به پست و مقام عیبی ندارد ولی این مساله کاشف از نوعی هرج و مرج در اجتماع است و این هرج و مرج از علایم آخر الزمان است.

10 – یقینا امین قرار دادن زن به اولاد و آبرو مهم تر از امین بودن او در مال است، پس اگر در مال امین نباشد مرد نباید زن را بر آبرو و اولاد خود هم امین قرار دهد. وانگهی این روایات دال بر ضعف زن در برخی امور است و ربطی به اصل اشتغال زن ندارد. نهایتاً باید در مورد کیفیت اشتغال زنان به این رایت توجه کرد.

11- این روایت معارض است با روایاتی که دال بر جواز دخول زنان در حمام است و ممکن است حمل بر کراهت شود. البته این روایت ممکن است به قرینه روایات دیگر: مربوط به جایی باشد که برخی از بزرگان با حلیله خود به حمام وارد می شدند.

12 – این روایت، موثقه 25368 وسایل است و در روایات دیگر علتی هم برای آن بیان شده که اگر زن ببنید که مرد در همه امور معروف و مباح از او تبعیت می کند کم کم به امور منکر هم امر خواهد . مثلاً روایت 25363 وسایل:

تَعَوّذوا بالله من طالحات نسائکم و کونوا من خیارهن علی حذر ولا تطیعوهنَّ فی المعروف فیامرنّکم بالمنکر.

وشاید علت مخالفت در مشورت زنان هم همین باشد و الاّ بدیهی است که هر کسی به کار خوب و معروفی امر کند باید پذیرفت و با امر زن به معروف که ان معروف، تبدیل به منکر نمی شود و آنچه مهم است جری نشدن زن نسبت به منکر است. روایت با این وضوح هم اجمالی ندارد.

13 – به هر تعبیری که باشد ربطی به اشتغال زن ندارد.

والا زنان بیوه و یا دختران شوهر نکرده بر خلاف زنان ازدواج کرده می توانند وارد اجتماع شوند.

14 – والکلام فی محله.

نکته: جناب دکتر حسن اسلامی در مقاله «اخلاق و جنسیت در حدیث خصال النساء «نکات جالبی را درباره سبقه ی تاریخی احادیث مربوط به زن را بین کرده اند که فارغ از نقد و تحلیل آن، ذکرش خالی از فایده نیست. ایشان در بحث: باوری کهن در قالب حدیث نوشته اند:

این حدیث (یعنی حدیث: ‌سه خصلت است که برای زن بهترین و برای مرد بدترین صفات است الح .... نویسنده).

در واقع بیانگر نگرش مسلط به زنان در طول تاریخ بوده است که رد پای آن را پیش از اسلام می توان یافت، نگرشی که زنان را موجوداتی شرور و ماهیه متفاوت از مردان می دانست. دریونان باستان، صفات و فضائل عالی به مردان نسبت داده می شد، حال آنکه صفات نازل از آن زنان بود و دموکریت» معتقد بود که حکومت زن بر مرد نهایت بدبختی است. در ایران نیز وجود زن شری ناگیزیر قلمداد می گشت و بر جدایی خصال اخلاقی زنان و مران تأکید می شد. همچنین حوا عامل گمراهی آدم و به محنت افتادن او معرفی می شد در این فرهنگ بود که می گفتند مرد باید رود باشد و زن بند، یعنی با بخل دارایی شوهر خود را حفظ کند. در میان اعراب نیز شاهد جدایی فضائل مردانه از زنانه هستیم، در فرهنگ عربی جاهلی سخاوت برای مردان ارزشی بی بدیل به شمار می رفت حال آنکه ارزش زنان به بخل آنان بود.

یحیی بن عدی پس از تعریف بخل می گوید: این خصلت از همه مردن ناستوده است لیکن در زنان کراهت کمتری دارد و گاه بخل زنان ستوده است.

جا حظ می نویسد که ثوب بن شحمه عنبری زن بخیل خود را طلاق داد به او گفتند که بخل برای مرد زشت نه زن، پاسخ داد: درست است اما از آن می ترسم که پسری بخیل برایم بار آورد.

ایزوتسمر با تحلیل ارزشهای عربی پیش از اسلام نتجیه می گیرد که سخاوت جاهلی بر نوعی بی اندیشگی استوار بود و گاه فرد با عملی سخاوتمندانه برای همیشه خانواده خود را به خاک مذلت می نشاند. وی سپس اشاره می کند که احمد محمد الجوفی در کتاب حیات العربیه من الشعر الجاهلیه، با تحلیل اشعار و روایات موجود در الاغانی نشان داده است که در عهد جاهلیت زنان به علت موقعیت خاصی که در اجتماع و درخانواده داشتند عموماً به بخل و امساک در بذل و بخشش گرایش بیشتری داشتند.

همچنین در شعر جاهلی زنانی را می بینیم که شوهران خود را به سبب بی اندیشگی و بی مبالاتی سرزنش می کنند. حاصل آن مضمون این حدیث با فرهنگ آن زمان سازگار بود در نتیجه کوشش می شد تا در قالب حدیث ، بیان و تثبیت شود. کافی است در این مورد به برخی از احادیث معروف اشاره کنیم که مضمون آنها کاملاً ضد قرانی است برای مثال: عنصر المعانی به فرزندش تعلیم می دهد که اگر دختری داشت به او سوادد نیاموزد و چون بزرگ شود جهد کن که هر چند زودتر شویش دهی که دختر نابوده به، و چون ببود یا به شوی یا به گور، که صاحب شریعت ما (ص) گوید: دفن البنات من المکرمات.

در اینجا وی از پیامبر اکرم نقل می کند که فرمود به گور سپرده دختران از بزرگواری است. باز به نقل عکرمه از ابن عباس نوشته اند که چون مرگ رقیه دختر حضرت رسول را به ایشان تعزیت گفتند فرمود: الحمد الله، دفن البنات من المکرمات. همچنین به حضرت رسول نسبت داده اند که فرمود:

للمراه ستران، القبر والزوج، قیل و ایهما افضل؟ قال البقر.

زن را دو پوشش است: گور و شوهر، پرسیدند کدامیک برتر است فرمود: گور هنگامی که به رسول اکرم این گونه نسبت هایی داده می شد نمی توان انتظار داشت که دیگران مصون بمانند احادیث متعددی از این دست که همه بر اساس زن ستیزی استوار است به پیامبر و ائمه نسبت داده شده ودر کتابها جزو مسلمات به شمار رفته است لیکن با پیگیری به مجهول بودن آنها پی میبریم. (پایان) (منتظر شده در سایت راسخون)

منابع مقاله ایشان هم در پاورقی آن موجود است و هر چند در مقام بررسی مطالب این مقاله نیستیم ولی توجه به آن خالی از لطف نبود.

نکته: ممکن است عدم توصیه به حضور زنان در مسجد و جماعت به خاطر اضطرار و حاجتی است که در ایام عادت بر ایشان رخ می دهد زیرا حیض گاه امری غیر منتظره است و باعث غافلگیری زن می‌شود لذا حضور او را در نماز جمعه و جماعت با مشکل مواجه می کند. هر چند این احتمال بعید است.

 

نویسنده : ×××

12/10/89



[1]- سوره  نور آیۀ 32.

-[2]مستدرک الوسائل ج14ص152

[3] -کافی ج5ص329

[4] -کافی ج5ص324

[5] -وسائل الشیعة ج20ص14

[6] -وسائل الشیعة ج21ص476

[7] -من لا یحضره الفقیه ج1ص238

[8] -وسائل الشیعة ج5ص237

[9] -من لا یحضره الفقیه ج1ص397

[10] -بحار الانوار ج100ص254

[11] -تهذیب ج1 ص92

[12] -وسائل الشیعة ج5 ص193

[13] -وسائل الشیعة  ج7ص296

[14] -وسائل الشیعة ج8ص289

[15] -وسائل الشیعة ج20ص67

[16] -بحارالانوار ج100ص250

[17] -جعفریات ص 94

[18] -وسائل الشیعة ج20ص66

[19] -بحارلانوار ج100ص 252

  -[20] وسائل الشیعة ج 20 ص 62

[21] - وسائل الشیعة ج 20 ص 62

[22] - تهذیب الاحکام ج3 ص 289

[23] -کافی ج5 ص338

[24] -وسائل الشیعة ج20ص221

[25] -من لا یحضره الفقیه ج1ص374

[26] -بحارالانوار ج100ص257

[27] -کافی ج5ص516

[28] -وسائل الشیعة ج20ص222

[29] -بحارالانوار ج 100 ص222

[30] -وسائل الشیعة ج20ص220

[31] -بحارالانوار ج100ص257

[32] -کافی ج3ص173

[33] -وسائل الشیعة ج20ص220

[34] -بحار الانوار ج100ص257

-[35]وسائل الشیعة ج20ص220

[36] من لا یحضره الفقیه ج4ص6

-[37] بحارالانوار  ج100ص261

[38] -من لا یحضره الفقیه ج3ص554

[39] -کافی ج8ص69

[40] -وسائل الشیعة ج15ص348

[41] -بحارالانوار ج100ص254

[42] -بحارالانوار ج100ص253

[43] - کنز العمال ج6 ص 79

[44] - کنز العمال ج 6 ص 79

[45]-وسائل الشیعة ج2ص51

[46] -وسائل الشیعة ج20ص222

[47] -بحارالانوار ج100ص228

[48] -جامع احادیث الشیعة ج20ص247

[49] -مستدرک الوسائل ج14ص249

[50] -مکارم الاخلاق ص218

[51] - کافی  ج5 ص 510

[52] -ج20ص247

[53] -مستدرک الوسائل ج13ص48

[54] -کافی ج 8ص165

[55] -سوره احزاب آیۀ 33

[56] -البرهان فی تفسیر القرآن ج4 ص442

[57] -الطبقات الکبری ج8ص11

[58] -الکامل فی التاریخ ج2ص252

[59] -بحار الانوار ج21ص38

[60] -بحارالانوار ج28ص314

[61] -جعفربات ص94

[62] -کافی ج5ص516

[63] -بحارلانوار ج100ص223

[64] -بحارالانوارج 100ص257

[65] -همان

[66] -شرح زندگانی حضرت آیت الله مؤسّس وفرزند برومندشان ص211

[67] -رسائل فقهی ص 173

[68] -بحار الانوار ج100ص258

[69] -بحارالانوار ج100ص261

[70] -بحارالانوار ج100ص257

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۳٠