مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

مهمترین نیاز روستای شما

دخترک 6- 7 سالی بیشتر نداشت، خنده رو و بذله گو، هر روز چادر گل گلی که یه کم هم براش بزرگ بود سرش میکرد و میمومد کلاس قرآن، چهره ی معصومانه و آفتاب خورده ای داشت، فصیح و سریع حرف میزد ولی خطش تعریفی نداشت، هر روز یه مشق بهشون میدادم، یه روز نقاشی  یه روزخطاطی ، یه روز پیدا کردن حدیث و گاهی هم انشاء.

موضوع انشای اون روز این بود : مهمترین نیاز روستای شما چیست.؟

نوشته بود : روستای ما نیازهای فراوانی دارد ولی من فکر کنم مهمترین نیاز روستای ما یک امامزاده هست تا ما بتوانیم به انجا برویم و زیارت کنیم ... .

جالب این بود که هیچ کس هم تو کلاس از این حرفش تعجب نکرد.

پ ن : حدس میزدم گوینده ی خوبی میشه، یه روز به خاطر حفظ کردن یه سوره ی قرآن یک جلد کلام الله مجید بهش جایزه دادم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/۸
تگ ها : عمومی