مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

قوانین خودساخته

میگفت : من همه جور امکانات برا بچه ام فراهم کردم، بهترین امکانات ورزشی تفریحی و اموزشی.

من : اینو راست میگفت.

میگفت : بچه ام تو بهترین مدرسه درس میخونه

من : اینو هم راست میگفت

میگفت : تو تربیتش خیلی دقت کردم، ما تو خونه نه دعوا داشتیم نه بددهنی نه اختلاف نه اعتیاد نه مال حروم و ....

من : اینو هم راست میگفت

میگفت : خیلی مواظب بودم با کی دوست میشه، همکلاسیاش کی هستن، و...

من : بازم راست راست میگفت.

میگفت : همیشه بهتریم معلم ها رو براش گرفتم ، من و مادرش هم اهل نمازیم و ...

من : اینو هم راست میگفت

میگفت : ولی با این همه دقت و زحمت بازم بچه ام منحرف شده، فلان و بهمان میکنه و ...

من : اینو هم راست میگفت. بچه منحرف شده بود.

میگفت : حالا نمی دونم مشکل کار از کجاست. چرا این بلا سرم اومد؟ چرا دسته گلم پژمرده شده ؟

من : خب میدونی چیه؟ روش تربیت شما روشی بوده که قاعده و قانونش رو خودت طراحی کردی و ساخته ذهن خودت بوده، ولی اگه روش تربیتی شما همونی بود که خدای بزرگ  میگفت اونوقت میدیدی که با نصف همین زحمت ها چه دسته گلی تحویل جامعه میدادی.

گفت : مثلا ؟

گفتم : همین که ماهواره تو خونه داری، همین که محرم و نامحرم تو خونه شما قاطی پاتی میگردن، همین که به جا این که گاهی ببریش زیارت امام رضا علیه السلام دائما میبریش جایی که نباید ببری، همین که  دلت نمیاد بچه هات رو برا نماز صبح بیدار کنی و میگی بزار راحت باشن و ... ، همین قواعد خودساخته حضرتعالی ، همین قانونهای بی سر و تهی که اسمش رو گذاشتی روش تربیتی من، همین تکیه بر عقل ناقص خودت ، همین غروری که حاضر نبودی اون وقتها از مشورت بزرگان استفاده کنی .... همینا بود که بچه ات رو بدبخت کرد و سر تو رو به سنگ کوبید. حالا فکر کن به جا من پیغمبر خدا – صلی الله علیه و اله – بود، برا همچین جوونی که تو داری چکار میشه کرد؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٧/٢٠
تگ ها : متن ادبی