مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

امروز در کلاس درس

قدیمی ها میگفتند که عدالت تو کلاس درس هم باید رعایت بشه، مثلا اگه اکثر بچه ها باهوش هستند ، اول استاد باید وقت برا بچه های با هوش بزاره تا زودتر بتونن به کاراشون برسن و پا سوز بقیه نشن، و بعد برا چند نفر بقیه که کم هوش ترند وقت بزاره.

 ما یه کلاس داریم روزای یکشنبه به نام " نقد وهابیت "، اونم دقیقا ساعت سه بعد از ظهر، در نتیجه منی که تا صبح تا ظهر کلاس بودم باید دو و نیم بعد از ظهر از خونه بزنم بیرون، امروز  یکی از همکلاسی ها بعد از یه ربع تاخیر اومد سر کلاس نشست، ولی چه نشستنی،؟ کاش تو خونه مونده بود و هیچ وقت نمیومد کلاس، از هر جهت معلوم بود که از درسهای قبلی چیزی متوجه نشده، دقیقا صندلی اول و روبرو استاد نشست وقتی استاد درباره عقل گرا نبودن وهابیت حرف میزد اینا یه سوال خیلی پرت و دور از بحث مطرح کردند که اگر من جای استاد بودم حتما یه چیزی بهشون میگفتم، بعد هم چند تا سوال عجیب و غریب و مسخره مطرح کرد که کلی از وقت کلاس رو تلف کرد، اولین بار بود که نسبت به یه همکلاسی همچین حس بدی بهم دست داده بود ، بعد از کلاس دیدم نمیشه من به این یکی هیچی نگم، جلو رفتم و بهش گفتم : شما پایه چندمی؟ طرف که فهمیده بود باید منو بپیچونه به شوخی گفت : پایه اول. ( در حالی که تو اون کلاس فقط طلاب پایه هفت به بالا میتونن شرکت کنن)

منم یه جوری که بهش بر نخوره گفتم : خب همون پایه اول هم زیادته. آخه این چه سوال بی ربطی بود که پرسیدی؟ اونم فورا دوزاریش افتاد تا جلسه ی دیگه بیشتر حواسشو جمع کنه،

+ این اولین دفعه ای بود که مجبور شدم به یه همکلاسی چنین حرفی بزنم.

+از امروز تصمیم گرفتم تا کامنت جدیدی نبینم پست تازه ای ننویسم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٧/٢٤
تگ ها : عمومی