مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

اجرای عدالت وظیفه عموم مردم است

از ایه کریمه 25 سوره مبارکه حدید که میفرماید :

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ

لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ

قیام برای اجرای عدالت وظیفه همه مردم است و خود مردم باید عدالت را اجرا کنند نه اینکه مردم در کناری بایستند و از حاکم انتظار اجرای عدالت داشته باشند.

بله قیام بحق مردم باید در زیر سایه رهبران الهی و تحت نظر انها باشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٦/٤/۱٠

بهشت بردن مردم

ایا حکومت اسلامی مردم را به بهشت میبرد ؟ 

نهج البلاغة؛ ص: 178خطبه 155

فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی فَإِنِّی حَامِلُکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِیلِ الْجَنَّةِ

وَ إِنْ کَانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِیرَةٍ 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٤/٩

مباحثه حکومی

قبل از هر چیز این نوشته تتمه قسمتی از یک مباحثه و گفتگوی علمی بین حقیر و یکی دو نفر از دوستان عزیزم میباشد. که طبعا اگر ننویسم خوف ان هست که فراموش کنم.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : نکته ، فقه

مسائل مستحدثه

اگر بخواهیم کمی دقیق تر بحث کنیم باید بگوییم که مسائل مستحدثه دو قسم است :

اول : مسائلی نو ظهور که در کتب قدما درباره موضوع یا حکم ان بحث نشده. مثلا مساله بیمه نه موضوعا و نه حکما در کتب قدما از ان بحث نشده. اگر هم چیزی پیدا شود بسیار کم و پراکنده است.

دوم : مسائل مستحدثه به این معنی که در کتب قدما درباره ان مفصلا بحث شده ولکن موضوعات جدید ان احکام نیازمند بررسی مجدد است. مثلا مساله تقیه از احکام مستحدثه نیست و هم در احادیث ائمه و هم در کلمات فقها فراوان از ان بحث شده اما اینکه تقیه در زمان ما به چه نحو است و ایا موضوع ان باقی است یا نه نیازمند بررسی مجدد است و به این معنی انرا باید جزو سائل مستحدثه نامید. نیز برخی مسائل جهاد.

پ ن : این مطلب منافی با انچه دیگران فرموده اند نیست بلکه توضیح و تدقیقی در بیان مسائل مستحدثه است.

پیشنهاد میکنم یکی از موضوعات دسته دوم برای بحث فقه سال اینده انتخاب شود. مثل بحث تقیه یا جهاد که برخی از مجلدات جواهر و وسائل هم در همین  موضوع است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : عمومی ، نکته ، فقه

آیا جهاد یک استثنا است ؟

در فقه بحث شده که ایا اصل در اسلام جهاد است و یا اینکه اصل جهاد امری استثنا است  و اصل بر صلح است. اگر مبنای اول را بپذیریم ایا مراد از جنگ ، فقط جنگ سخت است یا شامل جنگ نرم هم میشود ؟

نیز باید بگوییم که دستور به سکوت و مقابله نکردن با برخی حکومت ها هم در نظر ائمه علیهم السلام خود نوعی مقدمه چینی برای جهاد و تشکیل حکومت بوده. مثل رزمنده ای که پاورچین پاورچین و بی صدا خود را میخواهد به بالای سر دشمن برساند و کار او را یکسره کند. پس خود ائمه علیهم السلام هم همواره اندیشه قیام و تشکیل حکومت داشته اند و لکن در ابتدا سعی در فراهم کردن مقدمات ان و نیرو سازی داشته اند. چنان که از جمله از احادیث هم این مطلب فهمیده میشود. ( نظیر احادیثی به این مضمون که امام علیه السلام بااشاره به گله ی کوچکی گوسفند- حدود 7-8 راس - میفرمایند که اگر به همین تعداد یار واقعی داشتیم هرگز ساکت نمینشستیم.)

بنابراین به معنایی خود ائمه هم دائما به دنبال تشکیل حکومت و قیام علیه طاغوت بوده اند و لکن با توجه به اماده کردن مقدامت ان .

نیز بحث شده که مقدار واجب جهاد چقدر است ؟ چنان که به خاطر دارم برخی گفته اند مقدار واجب یک بار در هر سال است. 

جهاد از مسائل منصوص در قرآن کریم است و مباحث فقهی ان بسیار جالب و در خور توجه است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : فقه ، نکته

قیام در عصر غیبت و کلامی از امام حسین علیه السلام

وقعة الطف ؛ ؛ ص172 خطب الحسین [علیه السّلام‏] أصحابه و أصحاب الحر:
 

فحمد اللّه و أثنی علیه، ثم قال: أیها الناس؛ إنّ رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله‏] و سلّم قال: «من‏ رأى‏ سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللّه؛ ناکثا لعهد اللّه؛ مخالفا لسنّة رسول اللّه؛ یعمل فی عباد اللّه بالإثم و العدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول، کان حقّا على اللّه أن یدخله مدخله»

ألا و إنّ هؤلاء قد لزموا طاعة الشیطان، و ترکوا طاعة الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطّلوا الحدود، و استأثروا بالفی‏ء، و أحلّوا حرام اللّه، و حرّموا حلال اللّه، و أنا أحقّ من غیّر.

________________________________________
ابو مخنف کوفى، لوط بن یحیى، وقعة الطفّ، 1جلد، جامعه مدرسین - ایران ؛ قم، چاپ: سوم، 1417 ق.

قبلا درباره مساله قیام در عصر غیبت مطالبی نوشته شد. (اینجا+)

گفته شد که ادله ی امر به معروف ممکن است اقتضا کند که قیام حتی در عصر غیبت لازم است. این کلام امام حسین علیه السلام را که گویا ناظر به مساله نهی از منکر است به عنوان شاهدیا مویدی بر صحت مدعای ذکر نمودیم. امام علیه السلام در اخر عبارت از کلمه " احق " استفاده میکنند. به عبارت دیگر : همه حق دارند دربرابر سلطان جائر قیام کنند اما امام معصوم احق و شایسته تر به این مطلب است.

نکته ی ظریف در اینجا این است که کسانی که قیام در عصر غیبت را قبول ندارند حق ندارند در مقابل حکومت اسلامی ایران ایستادگی کنند. زیرا به هر حال انها هر نوع قیامی را حرام میدانند و مهم نیست که صاحب ان حکومت چه کسی باشد. و از عجایب است که کسی قیام در عصر غیبت را حرام بداند اما بخواهد با نظام جمهوری اسلامی مقابله کند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٩
تگ ها : فقه ، حل شبهه ، نکته

تکمیل شماره یک قیام در عصر غیبت

`پس از مطالعه اینجا+ را هم ببینید

......

قبلا ( اینجا ++ ) درباره قیام در عصر غیبت مطالبی را ذکر کردیم. البته انچه که سابق نوشته ایم با توجه به فهم و سواد قبل و بضاعت اندک ما بوده و طبعا قابلیت این را دارد که به مرور زمان تکمیل شود.

حال در صدد تکمیل بحث سابق هستیم. روایاتی ذکر شدکه قیام در عصر غیبت مورد نهی روایات است. مثلا :

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٠
تگ ها : فقه ، حل شبهه

درباره شهادت ثالثه در تشهد

آیا تشهد ثالثه در تشهد جایز است یا خیر ؟ 

http://m-sanad.com/1144

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/٤

استحباب نماز لیلة الرغائب

در خصوص استحباب نماز لیلة الرغائب ، حرف و حدیث هایی است که نوشته زیر در مقام دفاع از استحباب آن میباشد. 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/٤

تقیه و اقسام ان

گاهی اعتماد به نفس دوستان انسان را به شک می اندازد. 

درباره تقیه و اقسام ان بحث میکردیم. مطمئن بودم که تقیه سه قسم است اما دوستان اهل فضل قاطع و محکم گفتند که تقیه دو قسم بیشتر نیست. تقیه خوفی و مداراتی. 

این شد که مجبور شدم دوباره سری به بحث تقیه بزنم. 

خلاصه وار : تقیه سه قسم است : خوفی ،‌ اکراهی ، مداراتی. 

شیخ اعظم تقیه مداراتی را مستحب و حضرت امام ره  انرا واجب میدانند ، مرحوم شیخ در ان " ضرر تدریجی " را شرط میدانند اما حضرت امام ره در ماهیت تقیه مداراتی جز جلب محبّت و ایجاد وحدت کلمه چیزی را شرط نمی کند.

شیخ تقیه مداراتی را جوز تقیه خوفی میداند ولی حضرت امام تقیه مداراتی را قسمی مجزا میداند. 

البته برخی تقیه را چهار قسم دانسته و تقیه کتمانی را هم اضافه کرده اند ور در تعریف اقسام تقیه گفته اند : 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٠
تگ ها : فقه ، نکته

موسیقی و امام خامنه ای

با دوستی درباره موسیقی و دیدگاه رهبر معظم ، صحبت میکردیم. جمله گفتند که برایم عجیب و قابل تامل بود. یا بهتر بگویم : تا تحقیق نکنمنه میتوانم رد کنم و نه میتوانم قبول کنم. به هر حال این باعث شد تا در روزهای بعد جستجویی در سخنان رهبر معظم انقلاب دامت برکاته داشته باشم  ونتیجه قسمتی از مطالعات نوشته های زیر شد : 

1 - همان موسیقی که علما در گذشته حرام کرده اند همچنان حرام است. 

2 - موسیقی در مشرق زمین فقط یک قسم بوده و ان هم موسیقی لهوی بوده اما غرب از این جهت از ما جلو تر بوده اند ، در بین انها موسیقی دو نوع داشته که یکی نوع ان لهوی  و یک نوع دیگر هم موسیقی بوده که جنبه لهوی نداشته بلکه به نحوی بوده که انسان عاقل حاضر میشود برای شنیدن ان پول خرج کند.

( در قالب مثال : مثلا شنیدن یک مناجات با موسیقی خاص ، لهوی نیست یا شنیدن یک سرود حماسی همراه با موسیقی که لهوی نیست و انسانی که اهل عیاشی نیست هم حاضر میشود برای شنیدن ان هزینه کند)

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢۳

وجه حرمت تحصیل فلسفه

حرمت تحصیل فلسفه

فلسفه با سه علم دیگر یعنی ، اصول فقه ، منطق و فیزیک همسایه دیوار به دیوار است. و همیشه این علوم به جز فیزیک مخالفینی داشته.

مثلا عده ای اخباری شده و علم اصول فقه را منکرند. عده ای استدلالات عقلی منطقی را ناقص میدانند و میگویند : پای استدلالیان چوبین بود ... علم فلسفه هم که نور علی نور است و مخالفان سر سختی دارد.

کسانی که مخالف تحصیل فلسفه هستند و بعضا  انرا حرام میدانند دقیقا مقصودشان چیست ؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢٩
تگ ها : نکته ، فقه ، فلسفه

فهرست مسائل برائت جهت پزوهش بیشتر

هر چه باشد ما طلبه هستیم و باید عالمانه حرف بزنیم .

یکی از مسائل جنجالی بین طلاب مخصوصا طلاب مبتدی بحث اظهار لعن است ، و چنان درباره آن هم بحث میکنند گو اینکه این حوزه ی ما هیچ بزرگتری ندارد تا براییافتن جواب به او مراجعه کنیم . برخی هم چنان در این زمینه میتازند که گویا اگر در حوزه بزرگتری باشد خودشان حتما قدر متیقن آن هستند. و البته این مساله در طرفین هم هست چه ان کسی که نظر الف را میپسندد و چه کسی که نظر خلاف الف را میپسندد. و البته طبیعت بحث های عاطفی هم چنین است و لکن خداوند متعال در کنار عاطفه ، عقل و منطق هم داده تا با نیروی عقل ، عواطف را کنترل کنیم.

حال ببینیم مسائل کلی برائت چگونه است ؟

1 – اصل وجوب برائت از مخالفین

2 – وجوب اعلام و ابراز و اظهار برائت

3 – چگونگی اعلام و ابراز برائت و شرایط آن

پس از فراغ از اثبات مسائل دسته اول و دوم و فرض مسلم دانستن انها ، نوبت به این میرسد که شرایط و موانع اعلام برائت چه میتواند باشد ؟ به نظر میرسد اظهار برائت در صورتی واجب است که در مقام تزاحم با مسائل دیگر ، مرجوح واقع نشود اما اگر در مقام تزاحم با امور دیگر مصلحت اعلام برائت مرجوح واقع شود ، اصل وجوب این اظهار میتواند تبدیل به جواز یا حرمت شود و نمونه های رعایت مصالح در روایات هم دیده میشود مثلا :

وَ قِیلَ لِلصَّادِقِ- عَلَیْهِ السَّلَامُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یُسَمِّیهِمْ. فَقَالَ: «مَا لَهُ‏- لَعَنَهُ‏ اللَّهُ‏- یَعْرِضُ بِنَا». اعتقادات الإمامیه (للصدوق) ؛ ؛ ص107

به امام صادق گفته شد که مردی در مسجد با صدای بلند دشمنان شما را سب میکند و به نام انها تصریح میکند ، امام علیه السلام فرمودند : او را چه شده ؟ خدا او را لعنت کند ... .

حال باید دید تشخیص مصلحت به عهده چه کسی است ؟

آیا به عهده ی خود مکلف است ؟

یا به عهده ی حاکم و سیاست گزار مسلمین است ؟

یا به عهده ی اهل خبره است ولو که حاکم نباشد ؟

و نیز مکلف در صورتی که خود نتواند تشخیص دهد باید به چه کسی مراجعه کند ؟ و نیز باید بحث شود که اگر حاکم ، در موردی بر خلاف نظر مکلف یا سایر اهل خبره  حکمی داد ( نه صرف نظر و توصیه بلکه حکم کند بر وجوب یا حرمت نوعی از اظهار مثلا ) آیا این حکم بر نظر مکلف یا سایر اهل خبره حاکم است یا خیر ؟

...........

مساله دیگر در این باب بررسی تفاوت بین لعن و سب است ، ایا این دو مترادف هستند ؟ یا عام و خاص مطلق هستند و یا تباین دارند ؟

و نیزباید بحث شود که آیا هر دو مورد از مصادیق برائت هستند یا خیر.

...........

مساله دیگر در این باب بررسی نوع تعامل با سایر مذاهب اسلامی از دیدگاه فقه امامیه است . ایا اصل بر همزیستی مسالمت آمیز است ؟ یا اصل بر جدایی و دوری گزیدن از سایر فرق و قطع ارتباط با انان جز در موارد ضروری است؟

بدوا به ذهن میرسد که مساله بسیار جای تامل و کار کردن دارد وروایات مختلفی در این بین است فعلا دو روایت را ذکر میکنیم و سایر روایات را در مجالی دیگر خواهیم نوشت ان شا الله.

عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا وَ بَیْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ مِمَّنْ لَیْسُوا عَلَى أَمْرِنَا

قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ‌

صحیحه معاویه بن وهب میگوید به امام صادق ع عرض کردم : با اهل سنت چگونه برخورد کنیم ؟ فرمودند :

همانگونه برخورد کنید که امام شما برخورد میکند.

به خدا سوگند که امامان شما به عیادت مریضان انها میروند و  و در تشییع جنازه انها حاضر میشوند و برای انها شهادت میدهند و امانت انها را به انها باز میگردانند.

و نیز روایت زید شحام :

عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ یُطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یَأْخُذُ بِقَوْلِیَ السَّلَامَ وَ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ

فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ- صِلُوا عَشَائِرَکُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ

فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ

فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَةِ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَةُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا

که دراین روایت به همزیستی مسالمت امیز و حسن همجواری با مخالفین تصریح شده ،

اما باید دید این مسائل تابع مصالح خاصی است که با شرایط زمان عوض میشود یا امری تعبدی است ؟ و اگر تابع مصالح عقلایی است آن مصالح چیست و مرجع تشخیص مصلحت کیست ؟

به هر حال مسائل مربوط به همزیستی مسالمت امیز نیازمند بحث و تحقیق عالمانه و دقیق است وبه جای هیاهوهای جاهلانه بهتر است چراغ فکر را روشن کنیم و علم تحقیق  را بر دوش بگیریم تا به فهم کلمات محمدی و معارف علوی نائل گردیم ان شا الله.

در خاتمه تبرک میجوییم به کلام زیبایی از امام صادق علیه السلام که فرمودند :

 

 عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَنَا إِلَى النَّاسِ وَ لَمْ یُبَغِّضْنَا إِلَیْهِمْ

 

  ________________________________________

ابن بابویه، محمد بن على، إعتقادات الإمامیة (للصدوق)، 1جلد، کنگره شیخ مفید - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1414ق.

کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق

 

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٩

عقل اجتماعی و استنباط فقهی

برخی مسائل فقهی تعبدی هستند نظیر مسائل طلاة و طهارت بنابراین بیشتر از دانستن قواعد اصولی و رجالی و امثال این چیزها به چیز بیشتری احتیاج نیست اما برخی مسائل فقهی ، تعبدی محض نیست بلکه تابع یک سری مصالح عمومی هستند که برای استنباط انها علاوه بر دانش اصول و رجال و فنون مختلف فقهی به نوعی عقل و تدبیر و نوعی دقت و ریزبینی احتیاج است. مسائل فقه سیاسی از جمله همین مسائل است لذا میبینیم که در این گونه مسائل لحن روایات و نیز محتوای روایات در اعصار مختلف متفاوت است ، حتی به لحاظ افراد هم ممکن است لحن روایات مختلف باشد بر خلاف مسائل تعبدی که در همه ی اعصار سیاق روایاتشان شبیه هم هستند.

مثلا در برخی روایات تاکید فراوان شده که ولایت و دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام بدون عمل صالح فایده ندارد و در برخی روایات تاکید شده که عمل صالح بدون ولایت فایده ندارد. شاید روایات دسته اول مربوط به زمانی بوده که عده ای معتقد شده اند که اگر ولایت علی داشته باشیم ، دیگر هر گناهی را میتوان انجام داد و دسته دوم مربوط به اشخاص یا زمانی است که معتقد بودند عمل صالح کفایت میکند و نیازی به ولایت نیست.

یا در مسائل لعن و سب دشمنان نیز چنین است ، برخی روایات دستور به اعلام برائت و سب دشمنان میدهند و در برخی دیگر اعلام عمومی سب را منکر میدانند. جمع این قبیل روایات مختاج نوعی عقل سیاسی و اشنایی با مصالح و مفاسد جامعه اسلامی است که با صرف آشنایی فنون متعارف دانش فقه قابل فهم نیست.


أَنَّهُ قِیلَ لَهُ إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یَسُبُّهُمْ فَقَالَ مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَرَّضَ بِنَا قَالَ اللَّهُ‏ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ‏ الْآیَةَ قَالَ وَ قَالَ الصَّادِقُ ع فِی تَفْسِیرِ هَذِهِ الْآیَةِ- لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ یَسُبُّوا عَلَیْکُمْ فَقَالَ مَنْ سَبَّ وَلِیَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ.

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏71 ؛ ص217

"به امام صادق علیه السلام گفته شد که مردی در مسجد دشمنان شما اهل بیت را لعن میکند ، امام علیه السلام فرمودند : چرا چنین میکند ؟ خدا او را لعنت کند ... ."

از این قبیل روایات فهمیده میشود که چگونگی لعن کردن ، خود تابع شناخت یک سری مصالح و مفاسد است ، یا مثلا در روایتی دارد که : رحم اللع عبدا حببنا الی الناس. خدا رحمت کند بنده ای را که ما را نزد عامه محبوب گرداند. حال باید پرسید : چگونه میتوان شما را نزد دیگران محبوب کرد ؟ فهم این مسائل نیازمند نوعی عقل و درک صحیح از جامعه و شرایط است علاوه بر اشنایی با دانش فقه.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٠/٥

نقل های مختلف از ایت الله مصباح جهت بررسی مجدد

چند نقل مختلف از ایت الله مصباح یزدی 

http://www.rahighemakhtoom.com/imam/852-a-b

و لها توجیهات سنذکرها ان شا الله. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠
تگ ها : نکته ، فقه

احادیث ترغیب به طلبگی / منزلت فقها و علمای دینی

از بین احادیث فراوان ترغیب به فقاهت و آشنایی با دین 26 حدیث در بیان فضیلتِ دانش فقه و ارزش فقهاء و 10 حدیث در مقام و جایگاه علماء دین را گلچین کردیم.

ترجمه احادیث به صورت خلاصه و مترجم ، نویسنده میباشد.

مطلب مرتبط :

1- آیات ترغیب به طلبگی  2 - العقل و الجهل فی القران الکریم

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٥/۱۱

رفتار و همزیستی با قوانین اجرایی کشورهای غربی

استفتائات رفتار و همزیستی با قوانین اجرایی کشورهای غربی از ایت الله العظمی سیستانی مد ظله

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦

استفتائات رویت هلال از ایت الله العظمی سیستانی مد ظله

60 استفتاء درباره رویت هلال از آیت الله العظمی سیستانی مد ظله

استفتائات رویة الهلال عن المرجع الدینی آیت الله العظمی السیستانی مد ظله

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦

نگاھی به فتاوای علمای اسلام در دفاع از قدس

نگاھی به فتاوای علمای اسلام در دفاع از قدس

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٥/٤

بررسی فقهی عدم جواز لعن عایشه - مجددا پژوهش شود

یا لعن و توهین به عایشه جایز است ؟ از نهج البلاغه چنین بر میآید که توهین به عایشه - حتی اگر کافر و محارب و مرتد و یا منافق باشد - جایز نیست
خطبه 156 نهج البلاغه : و من کلام له ع
خاطب به أهل البصرة على جهة اقتصاص الملاحم:

فَمَنِ اسْتَطَاعَ عِنْدَ ذَلِکَ- أَنْ یَعْتَقِلَ نَفْسَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَفْعَلْ- فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی- فَإِنِّی حَامِلُکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِیلِ الْجَنَّةِ- وَ إِنْ کَانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِیرَةٍ- وَ أَمَّا فُلَانَةُ فَأَدْرَکَهَا رَأْیُ النِّسَاءِ- وَ ضِغْنٌ غَلَا فِی صَدْرِهَا کَمِرْجَلِ الْقَیْنِ- وَ لَوْ دُعِیَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَیْرِی مَا أَتَتْ إِلَیَّ لَمْ تَفْعَلْ-
وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٥/٤

آیا حکومت وظیفه دارد مردم را به بهشت ببرد؟

آری :  به دلیل 

الحج : 41   الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ 

و نیز ممکن است از این دو ایه هم استفاده شود :

آل‏عمران : 104 وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 

آل‏عمران : 110 کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱

اشتباهی راجع به تعلیل

از فاضل ارجمند : سید حسین منافی

یکی از بحث هایی که برخی از فقهاء در آن اشتباه کرده اند، تفاوت بین تخصیص زدن علّت و مفهوم علّت است.

توضیح مطلب، اینکه در مثال: «لا تأکل الرمّان لأنّه حامضٌ» سه جهت وجود دارد:
1- به مقتضای اینکه العلّۀ تعمّم، أکل هر چیز ترشی حرام است. 2- به مقتضای اینکه العلّۀ تخصّص، مراد از این خطاب، شامل أنار غیر ترش نمی شود. 3- اگر مفهوم تعلیل که یکی از أنحاء مفهوم وصف است را بپذیریم، مفاد این عبارت، این است که خوردن انار غیر ترش جایز است. تفاوت جهت دوم با سوم روشن است. در جهت دوم، گفته می شود: حرمت در این خطاب، شامل انار غیر ترش نیست، اگرچه ممکن است حرام باشد، ولی در جهت سوم، گفته می شود: خوردن أنار غیر ترش جایز است. اشتباه بین این دو بحث در اینجا نظیر اشتباه بین قید احترازی بودن و مفهوم داشتن است.

یکی از کسانی که بین این دو جهت اشتباه فرموده، مرحوم آیت الله خوئی (رضوان الله تعالی علیه) می باشد.

ایشان در بحث از اینکه نماز مسافری که به خاطر قوت خود یا عیال خود قصد صید دارد شکسته می شود می فرماید: «فمنها: موثّقة عبید بن زرارة المتقدّمة:
«عن الرجل یخرج إلى الصید أ یقصّر‌ أو یتمّ؟ قال: یُتمّ؛ لأنّه لیس بمسیر حقّ.»
فإنّ التعلیل یخصّص کما أنّه یعمّم، و یستفاد منه إختصاص المقام بمسیر لیس بحقّ، و أمّا الحقّ السائغ کما فی المقام فیجب التقصیر فیه، و به تقیّد تلک المطلقات. (موسوعۀ الامام الخوئی ج20 ص 113)

ایشان از حیثیّت تخصیص علّت استفاده فرموده و قائل شده که اگر مسیر حقّ بود، مثل مقام، نماز شکسته می شود، در حالی که این استدلال به جهت سوم یعنی مفهوم التّعلیل است، نه جهت دوم، یعنی مخصّصیت علّت؛ زیرا مفاد این روایت، این است که چون سفر به هدف صید، مسیرش حقّ نیست، پس نماز در آن تمام است. مخصّصیّت علّت، اقتضاء می کند که سفر صیدی که مسیر آن حقّ است، این خطاب، حکم به تمام بودن آن نمی کند، نه اینکه نماز در آن، قصر است. بله اگر مفهوم تعلیل را بپذیریم، این مطلب إثبات می گردد.
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/۳
تگ ها : فقه ، اصول فقه

ضروری دین چیست

آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی در نوشته ای راجع به ارتداد - که در سایتشان موجود است - در اینکه ضروری دین چیست ؟ میفرمایند :

ضروری دین آن است که مورد اتفاق شیعه و سنی باشد و نیازی به استدلال حتی اجماع بر صحّت آن نباشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥
تگ ها : نکته ، فقه

گاهی برخی وسایل مفید هم ممنوع است!

کسی یک قاچو را ( که الت مشترکه است ) به دست 1 ساله یا دو ساله میدهدو کودک که قدرت کنترل چاقو را ندارد به واسطه در دست داشتن چاقو زخمی میشود. حال آیا کسی که چاقو را به دست این صبی و طفل داده ضامن است یا خیر؟
از لابلای کلمات استفاده میشود که بله ضامن است.
نظیر جایی که کسی طفلی را سوار بر اسبی میکند که طفل قدرت کنترل مرکب را ندارد و لذا به دیگری میخوردو یا دچار حادثه میشود.
.........
حال اگر کسی کتابی را که مشتمل بر مطالب غلط است در اختیار کسی قرار دهد که قدرت درک و تفکیک مضامین فاسد و صحیح ان را ندارد، آیا این کار جایز است ؟
.......
اگر کسی ماهواره یا فیس بوک را ( لو سلم که جزو الات مشترک باشد ) در اختیار کسی قرار دهد که قدرت تشخیص مطالب صحیح و غلط ان را ندارد ، آیا این کار جایز است ؟

( ما قبلا ادله حرمت فیس بوک را مطرح کردیم اما بر فرض که ان هارا رد کردید اما باز هم جایز است چنین وسیله ای در اختیار عموم قرار گیرد ؟ نظیر همان چاقو که وسیله ای نافع و مفید است اما در دست طفل نباید باشد ماهواره هم وسیله ای مفید است که در دست عموم نباید باشد. فیس بوک هم نظیر چاقویی مفید که در دست نوجوان و کودک 6 ساله اگر واقع شود باعث انحراف قطعی او میشود.
...............
آیا این مطلب برای مسدود کردن چنین سایت هایی قانع کننده نیست؟

....

پ ن : ادله حرمت فیس بوک :

http://moen.persianblog.ir/post/282/

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

اصالة التمام در نماز- صلوة مسافر

در سال 1392 استادبزرگوار ما بحث صلوة مسافر را شروع کردند که از اولین مباحث ایشان مساله اصالة التمام بود که بر خلاف مشهور فقها ایشان اصالة التمام را ناتمام دانستند. یکی از دوستان ما این بحث را مکتوب کردند . استاد فرموده اند:

 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢۱

استدلال بر حرمت قمه زنی

 
 
از مربی قرآن حجة الاسلام قرائتی دامت برکاته نقل شده که :
 
 

در یکی از شهرها با وجود توصیه‏‌های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمه‎زنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست ‏برنمی‏ داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می‏آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
 
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده‏ای برای قمه‎زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» (1)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه‏ای دارد و قصه‏اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرام‎تر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .
 
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می‏شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می‏شود از ریشه «رعی‏» گرفت و هم از ریشه «رعن‏». اگر از «رعی‏» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن‏» است، ولی اگر از ریشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت ‏به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
 
وقتی که مسلمانان می‏گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن‏» را اراده می‏کردند، ولی یهودی‎ها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمان‎ها به پیغمبرشان می‏گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه‏ای را که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند به کار نبرید .
 
بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می‏زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می‏کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه‏ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می‏کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده می‏کرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث‏ به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می‏دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه‏زنی شما سوء استفاده می‏کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی‏زنیم .
منبع : رجا نیوز
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

با اهل سنت چگونه برخورد کنیم

  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:

قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا وَ بَیْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ مِمَّنْ لَیْسُوا عَلَى أَمْرِنَا؟

قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ

مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ‌ 

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‌2، ص: 636‌ / سند : صحیح

معاویة بن وهب گوید : از امام صادق علیه السلام سوال کردم :با اهل سنت چگونه برخورد کنیم؟

امام علیه السلام فرمودند :

شما به امامان خود که از انها پیروی میکنید نگاه کنید و هر کار که انها میکنند شما هم انجام دهید پس به خدا سوگند که امامان شما مریضان انها را عیادت میکنند و در تشییع جنازه انها حاضر میشوند و در محکمه به نفع یا ضرر انها شهادت میدهند و امانت آنها را باز پس میدهند. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٠/۸

پرداخت یارانه از دیدگاه فقه

عده ی زیادی درباره پرداخت یارانه ها به اقشار پردرآمد اظهار نظر میکنند اما از انجا که بسیاری از این افراد کارشناس مسائل فقهی نیستند گفته های آنها جای تامل و تاسف دارد و هر کس در مساله ای  که تخصص ندارد سخنی بگوید ، ان سخن باعث رسوایی است.

آیا پرداخت یارانه ای که جزء بیت المال مسلمین است به اقشار پر درآمد جامعه صحیح است یا خیر ؟

جواب : محل مصرف بیت المال مسلمین ، مصالح آنها است ، و نباید خیال کرد که همه ی مسلمین از بیت المال به طور مساوی حق استفاده دارند ،خیر ، محل مصرف بیت المال مصالح مسلمین است و چون استفاده ی اقشار پر در آمد از یارانه  مصلحت مسلمین محسوب نمیشود بنابراین پرداخت یارانه به آنها صحیح نیست.

بله اگر به هر دلیلی ثابت شود که پرداخت یارانه به سایر اقشار هم جزء مصلحت مسلمین است ، پرداخت یارانه به آنها اشکال ندارد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۸/٢

رفع فیلتر فیس.بوک

گفته میشود برخی سایت ها نظیر فیس.بوک در آستانه رفع فیلتر هستند. سوال این است که از نظر فقه و قواعد شریعت اسلامی ، آیا رفع فیلتر اینگونه سایت ها جایز است یا خیر ؟

جواب : لااقل به دو دلیل ممکن است قائل به حرمت رفع فیلتر این سایت شویم. 

دلیل اول : یکی از مباحث مطرح در فقه ، مساله حرمت حفظ کتب ظلال است. یعنی حرام است کسی کتاب های گمراه کننده را نگهداری کند. حال چگونه میشود قائل به حرمت نگهداری یک کتاب صد صفحه ای گمراه کننده باشیم اما سایتی که تمام مقدسات را زیر سوال میبرد و گمراه کنندگی قسمت عمده ی آن اظهر من الشمس است ، حفظ ، نگهداری ، و استفاده از آن جایز باشد ؟

دلیل دوم :  یکی از جهاتی که برای نجاست کفار گفته شده این است که مسلمانان اختلاط و مجالستشان با کفار به حد اقل برسد و الا نجاست کافر یک امر ذاتی - مثل نجاست شراب - نیست ، بلکه این حکم فقط جنبه سیاسی اجتماعی دارد. حال چگونه میشود سایتی که عمده ان را اهل کفر ، ملحدین و نواصب هستند ، به راحتی در دسترس مسلمین باشد و به این صورت با انها اختلاط داشته باشند؟ 

بگذریم از ادله ی دیگر ، نظیر مبتذل بودن ، و یا جاسوسی از مسلمین ، که هر یک از این ادله خود به تنهایی برای حکم به حرمت کافی است.

فایده : 

از مرحوم آیت الله بهجت ره نقل شده : 
هم جنسی و هم شکلی و اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسانتر میسازد .

در محضر بهجت 1/32
Homogeneity and conformity and mixing with non-Muslims makes it easier to dominate and rule over muslims. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٧/٢٤

منظور از عبارت : الانصاف " درکلمات شیخ اعظم ره.

سوال :

اینکه مرحوم شیخ انصاری رحمه الله مکرر می فرماید «الانصاف» مگر غیر از ادله اربعه دلیل دیگری به نام انصاف وجود دارد؟ لطفا وجه آن را بیان کنید.

دوست عزیزی پاسخ داده اند که :

منشأ انصاف یکی از این امور است:
1- اینکه مرحوم شیخ چون بی تمایل به نظریّه انسداد نیست، حجّیت ظنّ غیر حجّت بالخصوص را با تعبیرانصاف بیان می کند.
2- مذاق شریعت. یعنی ممکن است مطلبی را با دلیلی نتوان اثبات کرد، ولی مذاق شریعت آن را اقتضاء می کند.

و پاسخ ما هم چین بود :

ظاهرا منظور شیخ انصاری ره از عبارت " و الانصاف " همان تجمیع ظنون هست که نشان میدهد تراکم ظنون به قدری در نظر ایشان قوی شده باشد که از قواعد فقهی یا اصولی رفع ید کند و به احتیاط و امثال آن تمسک کند. با این بیان این شبهه از بین میرود که : مگر انصاف جزو ادله فقهی هست که شیخ اعظم ره این چنین تعبیر میکند ؟

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته

معنای عبارت مما انفردت به الامامیه

عبارت «ممّا انفردت به الإمامیّه» که در کلمات سید مرتضی ره مخصوصا در کتاب الانتصار بکار رفته است به چه معنی است ؟

برخی گمان کرده اند این عبارت به معنی اجماع امامیه است ولکن حق این است که :

که این تعبیر به معنی اجماع نیست بلکه معنای این تعبیر، این است که این نظریّه فقط در میان فقهای شیعه وجود دارد، نه اینکه همه فقهای شیعه به آن قائل باشند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٤/٥
تگ ها : فقه ، نکته

چگونه است که سب علی علیه السلام کفر نیست اما سب معاویه باعث کفر است ؟

آقایان اهل سنت و وهابی مسلک ! ،چرا وقتی معاویه دستور ناسزا گویی به علی(ع) را می دهد حکم شرک برای او صادر نمی کنید؟!! یکی از اساسی‌ترین بحثی که در رابطه با شیعه دارند و حکم به کفر می‌کنند و شرک شیعه را صادر و قتل شیعه را لازم می‌دانند، این است که می‌گویند:شیعیان به صحابه ناسزا می‌گویند.


از اینها سوال می‌کنیم:

مگر علی بن أبی طالب (علیه السلام) صحابه نبود؟! چرا وقتی بر بالای 70 هزار منبر ناسزا گفتند، شما برای معاویه، تعبیر حضرت یا امیر المومنین را به کار می‌برید؟! اگر واقعا دردتان، دفاع از صحابه است، چرا از امیر المومنین (علیه السلام) دفاع نمی‌کنید؟!

اگر اینها بحث اجتهاد را مطرح می‌کنند، اجتهاد در برابر نصّ، بی‌ارزش است. آقایان اهل‌سنت روایات صحیحی نقل کردند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:من سبّ علیا فقد سبّنی.هر کسی علی را سبّ کند، مرا سبّ کرده است.(1)
ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/٢٤

تاملی در قانون اساسی و نظام حکومتی جمهوری اسلامی/ تکمیل میشود

** این نوشته نیاز به ویرایش و تکمیل دارد و در اینده انجام خواهد شد.

این نوشته در مقام بیان برخی ایرادات قانون اساسی و اشکالات و ضعف های قانونی در نظام جمهوری اسلامی است. رونوشت این نوشته برای برخی از مسئولین عالی رتبه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق اینترنت ، ارسال میگردد

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٦/٢٦
تگ ها : فقه ، مباحث جدید

قصد وجه در عبادات

گفته شده که قصد وجه ( یعنی قصد وجوب و استحباب ) در عبادات لازم نیست هر چند برخی از قدما به آن معتقد بوده اند. این بحث که قصد وجه لازم است یا خیر هم  طبق مباحثی بوده که ظاهرا برخی از متکلمین در آثار خود مطرح کرده اند.

و لکن در بین معاصرین تقریبا اجماع است که نیازی به قصد وجه در عبادات نیست و تنها دلیل ادعا شده هم اجماع بوده که این اجماع بر لزوم قصد وجه نا تمام بلکه  برخی گفته اند اجماع بر خلاف آن داریم.

همچنین گفته اند صرف اینکه بدانیم این فعل مورد طلب مولاست و امر به جامع بین وجوب و استحباب تعلق گرفته برای تحریک و انبعاث  به سوی مطلوب کفایت میکند و نیازی به قصد وجه نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٦/٢٧
تگ ها : فقه ، نکته

دو شبهه فقهی-حقوقی/1: پخش اعترافات بر ضدافراد/2: نقل تخلف قبل از اثبات دردادگاه

دو مساله که از لحاظ فقهی برای بنده جای سوال دارد :

اول : آیا پخش اعترافات شخصی در تلویزیون بر علیه اشخاص دیگر صحیح است یا خیر؟ نظیر آنچه در برنامه مثلث درباره یکی از کاندیداهای انتخابات 88 پخش شد. آیا صرف اعتراف شخصی بر علیه شخص دیگر و قبل از اثبات آن در دادگاه و بدون حضور متهم از لحاظ حقوقی امری مورد تایید است؟

آیا در هر صورت شخصی که اعترافات بر علیه او پخش شده حق دفاع از خود در همان رسانه را دارد یا خیر؟

آنچه ابتداءا و بر اساس قواعد به ذهن میرسد جایز نبودن همچین اقداماتی هست.

دوم : انچه که معروف شده که نقل تخلف اشخاص قبل از اثبات ان در دادگاه جرم است آیا صحیح است یا خیر؟ هم جهت حرمت مورد تامل است و هم جهت جواز.

وجه منع چنین اقدامی این است که : تا جرمی در محکمه ی صالحه اثبات نشود ممکن است هر گونه نقل آن نوعی تجاوز به حقوق متهم محسوب شود و ... .

وجه جواز : مثالهای نقضی است که به ذهن میرسد. مثلا اگر از شما بپرسند فلانی عادل است و بدرد نماز جماعت میخورد یا خیر ؟ شما در جواب میگویید خیر فلانی کذاب است ، در حالی که کذاب بودن او به عنوان یک جرم و معصیت در دادگاه ثابت نشده و گمان نکنم کسی در این مورد قائل به حرمت نقل کذاب بودن او کرده باشد.

یا مثل اینکه کسی از شما بپرسد آیا فلانی برای معامله و شراکت خوب است یا خیر ؟ شما بگویید خیر فلانی کلاهبردار است در حالی که کلاهبرداری او هنوز ثابت نشده. آیا در جایی که یقین به تخلفی داریم و این تخلف در دادگاه ثابت نشده ، مجاز به نقل آن نیستیم؟

در صورت منع نقل معاصی دیگران در موارد نیاز و در مقاطع مختلف زندگی اجتماعی آیا نتیجه ی آن اختلال نظام و ... نیست ؟

همچنین ممکن است در مساله تفصیل دهیم که در جایی که حقی از کسی ضایع شده ، صاحب حق میتواند برای دیگران - و قبل از اثبات در دادگاه - نقل کند که مثلا فلانی تخلفی کرده و حق مرا ضایع نموده بدلیل روایت عامی : ان لصاحب الحق مقالا ( صحیح مسلم 3/1225 و بخاری 3/155)

اما غیر صاحب حق نمیتواند جرم و تخلف را قبل از اثبات در دادگاه برای دیگران بازگو نماید.

( آنچه نوشته شد اولا : از حیث حکم تکلیفی بود و نه وضعی ثانیا : صرفا جهت بحث علمی است و نفیا و اثباتا در مقام رد یا تایید نیست )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠

فضیلت ترویج دین حتی برای اموات

استفتاء شماره 1410 از مجموعه استفتائات آیت الله بهجت ره جلد اول :

سوال : با فضیلت ترین عملی که میتوان برای میت انجام داد چیست؟

جواب : کاری در ترویج مذهب حق ، از قبیل نشر کتب و ... انجام دهد و ثواب آنرا به او هدیه کند.

...

( تذکر : البته این کار بعد از پرداخت بدهی ها و حقوق واجب شرعی که بر عهده میت است انجام شود )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته ، تبلیغ

تفصیل ، قاطع شرکت است

در کتب فقهی و اصولی عبارتی هست بدین صورت که : " تفصیل قاطع شرکت است."

مراد از این تعبیر این است که اگر شارع در موضوعی یا مساله ای تفصیلی را بیان کرد معلوم میشو که این دو موضوع حکمشان یکی نیست زیرا در غیر این صورت تفصیل دادن امری لغو و بیهوده است.

مثلا اگر فرمود : شراب دو قسم است شراب سرخ و شراب شفاف ، باید حکم این دو شراب با هم فرق کند و الا اگر حکم هر دو یکی باشد چه ضرورتی دارد که شارع مقدس  موضوعات را از هم جدا کند ؟ اگر حکم هر دو حلیت است بگوید شراب حلال است و اگر حرمت است بگوید شراب حرام است و وجهی ندارد که بخواهد همه اقسام شراب را جداگانه نام برده و بعد هم در نهایت یک حکم برای همه صادر کند. به همین دلیل است که گفته اند تفصیل قاطع شرکت است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٦/٢۸
تگ ها : فقه ، نکته

عظمت دانش فقه

در مجلسی بحث از وسعت گستردگی دانش فقه بود، و این که برای اداره حکومت اسلامی در عصر غیبت نیاز به دانش گسترده ی  فقه است، بزرگی فرمودند : امام خمینی ره بعد از بازگشت از پاریس مبانی فقهی شان تغییر کرد. ( ظاهرا منظورشان این بود که برای اداره ی حکومت نیاز به مبانی جدید و دقیقتری است.)

سپس فرمودند : امام ره حدود پنج شب در تفسیر عرفانی سوره حمد صحبت کردند اما بخاطر عده ای از جهال آنرا تعطیل کردند اما اگر ایشان فقط دو شب در دانش فقه بعد از بازگشت از پاریس سخن میگفتند  مجبور به تعطیل کردن درس خود میشدند. ( کنایه از اینکه دانش فقه به قدری دقیق و وسیع است که خیلی ها طاقت حتی شنیدن انرا نداشتند)

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها : نکته ، فقه

استفاده شخصی از اموال دولتی و پرداخت بهای آن قبل یا بعد از استفاده

سوال : آیا کارمند میتواند از اموال اداره یا مرکز دولتی استفاده شخصی کند و بعد از استفاده هزینه ی آنرا پرداخت کند؟  همچنین میتواند از ابتدا و قبل از استفاده پولی بابت استفاده از وسایل دولتی پرداخت کند و بعد از اموال ان اداره استفاده کند؟ مثلا  در ابتدای ورود به اداره مبلغی به حساب اداره واریز کند و بعد از تلفن و برق اداره استفاده کند. و یا  ابتدا از برق اداره استفاده کند و بعد مبلغی بابت آن به صندوق اداره پرداخت کند؟

 در کل آیا استفاده شخصی از اموال دولتی در قبال پرداخت وجه آن اشکال دارد یا خیر؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : فقه ، نکته

ملاک موارد رجوع به حاکم شرع

در بسیاری از مسائل نظیر مقاصه ، اجرای حدود ، جهاد و غیره باید به حاکم شرع مراجعه کرد.

حال سوال این  است که در چه مسائلی باید به حاکم شرع مراجعه کرد و به عبارت دیگر : ملاک رجوع به حاکم شرع چیست؟  آیا در هر مساله ای باید به حاکم شرع مراجعه کرد؟   اگر در مساله ای فقها فتوا داده اند که اذن حالک  لازم است ملاکش چیست؟

انچه در ابتدای نظر به ذهن میرسد این است که در مسائل فردی نیاز به رجوع به حاکم نباشد اما در مسائلی که مربوط به اجتماع است یا مسائلی که فردی است اما تبعات اجتماعی به دنبال دارد  نیاز به اذن حاکم است.

یکی از مصادیق این بحث : جواز سب به سب است. یعنی اگر کسی دیگری را سب کرد شخص مقابل هم حق دارد در مقابل به وی سب کند. اما آیا اذن و اجازه حاکم شرع هم لازم است یا خیر؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : مباحثه ، نکته ، فقه

حل شبهه / وضوی پیامبر و علت اختلاف بین فریقین در نحوی وضو گرفتن

با توجه به این که پیامبر صلی الله علیه و اله هر روز چند نوبت وضو میگرفت و نماز میخواند چگونه میشود که مساله ای که این همه شایع و فراوان بوده بین مسلمین مورد اختلاف واقع شود؟

جواب : هر چند این مساله ، جوابهای متعدد دارد ولی ما بطور خلاصه فقط به بخشی از پاسخ آن اشاره میکنیم :

 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٢۱
تگ ها : فقه ، حل شبهه

هر چه ممنوع شود مطلوب میگردد/ الناس حریص علی ما منع

آیا با تمسک به جمله " الناس حریص علی ما منع " میتوان گفت که نباید با بد حجابی برخورد کرد؟ آیا برخورد با برخی مفاسد باعث رشد آن میشود؟

 نوشته زیر بررسی این مطلب است ، ضمنا در گذشته نوشته ای با عنوان حجاب اجباری ++  به این مطلب پرداخته شده بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : فقه ، عمومی ، حل شبهه ، حدیث

المحکم فی التوسل بآل محمد صلی الله علیه و آله / بررسی ادله چهارگانه توسل و شفاعت

مخاطب این نوشته علمای وهابیت ، و جماعتی از شیعه است که ناخواسته  گاه تحت تاثیر افکار وهابیت واقع میشوند ، در این نوشته از روایات شیعی و سنی و نیز با استفاده از قرآن که مشترک بین دو گروه است و عقل و اجماع استفاده شده است. و لله الحمد .

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/٢٤

مرتد کیست ؟ وضعیت خاص اجرای حد مرتد در زمان ما

نوشته زیر صرفا یک بحث علمی است.

آنچه از نوشته زیر استفاده میشود این است که :

اولا : تحقق موضوع ارتداد منوط به قیودی است که به کشف و شناخت آن قیود مشکل است.

ثانیا : اجرای حد ارتداد ، مخصوصا در مورد کسانی که در خارج از کشور هستند منوط به شروطی است که در آن شروط در زمان ما منتفی است.

تذکر مهم : آنچه به نظر نویسنده میرسد نظر مطرح شده در این مقاله برخلاف مشهور فقها است.

.........................

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٧/٥

بررسی مساله 207 مبانی تکملة المنهاج / مهلت پرداخت دیه در قتل شبه عمد

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین

بررسی مساله 207 مبانی تکملة المنهاج / مهلت پرداخت دیه در قتل شبه عمد

 بحث در این است که دیه ی قبل شبه عمد در چه مدت زمانی قابل استیفا است؟ (یک ؛ دو یا سه سال ؟یا قول به تفصیل؟ )در مساله سه نظر است و ما ابتداءا کلمات فقها – رضوان الله علیهم – را مطرح کرده و سپس به نقد و بررسی آنها مینشینیم.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٦
تگ ها : فقه ، مباحث جدید

اختلاف سن شتر در دیه قتل شبه عمد و حل اختلاف روایی/ با فرض عدم مالیت ابل چه کنیم

فقها – رضوان الله علیهم – مقدار دیه را چه در قتل عمد و چه در قتل شبه عمد و خطا صد شتر میدانند و لکن سوال این است که صد شتری که به عنوان دیه ی قتل شبه عمد پرداخت میشود از لحاظ سن و نوع چه تفاوتی با صد شتری که در قتل خطا و عمد پرداخت میشود دارد؟

همچنین امروز که شتر مالیتش به نسبت زمان سابق کمتر شده در فرض تغلیظ دیه چه باید کرد؟

 مقاله ی ذیل در مقام بیان راهکار حقوقی مساله است.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٩

قیام در عصر غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 تکمیل این بحث در اینجا+ ببینید:

........

بسم الله الرحمن الرحیم

 و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین

برخی با استناد به برخی روایات قائل به حرمت هرگونه قیام و مقابله بر علیه حکام جبار و طواغیت و مستکبرین هستند و علی الخصوص قیام رهبر عظیم الشان و معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره را مورد نقد قرار  میدهند.

این نوشته در مقام بیان نقدی مختصر بر چنین برداشتی از روایات است ؛ به امید آنکه چراغی فراسوی ارباب دانش و بینش باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٢
تگ ها : فقه ، حل شبهه

نوروز و اثبات عید بودن آن / اعمال و ادعیه مربوطه/ ویرایش شد.

مطلب مرتبط ++

خلاصه ای از مطلب : روایت معلی در اثبات نوروز را میتوان تقویت کرد کما که آیت الله خویی ره طریق شیخ طوسی ره به وی را صحیح میداند و بنابراین نوروز قطعا ریشه اسلامی دارد. ولی اگر نتوان روایت معلی را ثابت کرد ... .

................................

بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشته از چهار مساله بحث میشود :

1- آیا روایات اسلامی نوروز را به عنوان یک عید شیعی و اسلامی تایید میکند یا خیر؟

2- آیا از روایات میتوان استحباب اعمال وارد شده در نوروز – نظیر غسل و روزه – را استفاده کرد؟

3- بر فرض که روایات دال بر فضیلت نوروز صحیح باشد مراد از" نوروز " که درروایا امده است چه زمانی میباشد؟ اول فروردین یا ...؟

4- اعمال وارد شده در نوروز چیست و نحوه ی عمل به آنها چگونه است؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸

سه نکته درباره نوروز

مطلب مرتبط ++

سه نکته ی پراکنده درباره نوروز :

نکته اول : دو روایت که لفظ نوروز در انها امده است :

4073- و هدیّه‌اى براى امیر المؤمنین علیه السّلام آوردند در روز نوروز، فرمود: این چیست؟ عرض کردند: یا امیر المؤمنین امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازید.

4074- و روایت کرده‌اند که آن حضرت علیه السّلام فرمود: نوروز ما هر روز است.[1]

نکته دوم :

سوال و جوابی از علامه مجلسی ره در مورد وجوب خرید لباس شب عید توسط مرد برای همسرش:

مسألۀ 139-: اگر کسى که از ارباب استحقاق است آن قدرى که در کتابها مضبوط است در نفقۀ واجب النفقه گاه باشد زیاده بگیرند، مثلا هر عید و نوروز رخت تازه مى‌خواهند، و اکثر آن است که صرفه کنند و ذخیره شود، بیان فرمایند که چه صورت دارد؟ باید دیگر نداد تا کهنه شود یا هر عید و نوروز مى‌توان داد؟

جواب: باز به عرف و اقارب بلد بر مى‌گردد.[2]

نکته ی سوم :

 از لحاظ لغت : نیروز معرب نوروز است و تاج العروس گوید :

لیس فی کلام العربِ بناءٌ على فُوعُولٍ حَتّى أَنهم قالوا فی إِعراب نَوْرُوز نَیْرُوز فِراراً من الواوِ[3]



[1] من لا یحضره الفقیه - ترجمه؛ ج‌4، ص: 407

[2] بیست و پنج رساله فارسى؛ ص: 590

[3] تاج العروس من جواهر القاموس؛ ج‌5، ص: 181

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
تگ ها : فقه ، عمومی

حرمت تشریع و ایه افتراء

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَاماً وَ حَلاَلاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ / یونس/﴿59﴾

هر چند تشریع از محرمات مسلمه است و لکن از این آیه کریمه نمیتوان حرمت آنرا استفاده کرد کما ذکر فی : ابحاث اصولیه . مباحث الحجة .الجزء الثانی. ص 136 من جزوات الاستاذ آیت الله الشهیدی. مد ظله.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸

چهار مساله در دیه: مهلت پرداخت / مبدء سال/ ولایت در تقسیط/ ضابطه تقسیط

 بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشته ازچهار مساله بحث میشود :

اول : مهلت پرداخت دیه ی عمد از سوی جانی چقدر است؟

دوم : مبدء شروع سال در پرداخت دیه از سوی جانی چه زمانی است؟ ( بنابراین که بگوییم جانی تا یکسال مهلت پرداخت دارد)

سوم : آیا ولی دم ولایت در قسط بندی پرداخت دیه دارد یا خیر؟ مثلا بگوید هر ماه فلان مقدار پرداخت کن تا سر یکسال تمام مقدار دیه پرداخت شده باشد.

چهارم : بر فرض که ولی دم ولایت در تقسیط دیه در طول سال داشته باشد به چه معیار و ملاکی میتواند تقسیط کند؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸

مقدار دیه در قتل

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین

بحث در بررسی مقدار دیه است، بسیاری از فقهاء در پرداخت دیه ،جانی را مخیر بین اصناف سته :::: صد شتر ، دویست ،گاو، هزار گوسفند ، هزار دینار، ده هزار درهم ، یا دویست حلّه میدانند، حال سوال این است که هر یک از این اصناف اصلی براسه هستند یا همه ی اینها بدل از شتر میباشند و قیمت انها نباید از صد شتر کمتر باشد؟ برای تبیین مساله طبق روش فقها ابتدا نگاهی به کلمات اصحاب می اندازیم :

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٦

مقاله ای درباره ی حجاب اجباری

از مباحث بروز و در خور توجه فقهی ، بحث حجاب اجباری است، چند وقت قبل مقاله ای در همین موضوع در پایگاه اطلاع رسانی حضرت ایت الله العظمی مکارم شیرازی - مد ظله -خواندم که به نظر نوشته ای درخور تقدیر و تحسین بود. لینک مقاله. 

متن مقاله :

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

یک پیشنهاد / نرم افزار محاسبه ی خمس

یکی از دغدغه های توده های متدین جامعه نحوه ی محاسبه ی خمس است ، زیرا هم فروعات فراوان و اقسام مختلف دارد و هم افرادی که متبحر و متخصص در محاسبه ی خمس باشند کم است ، از طرفی هم چون غالب افراد معمولا سالی یکبار محتاج محاسبه ی خمس میشوند گاه اهمیت یادگیری مسائل آن  به حاشیه رانده میشود بنابراین لازم است راهی برای آسان کردن محاسبه ی خمس اندیشیده شود، و به نظر میرسد میتوان با تهیه نرم افزاری ویژه ، راهی آسان برای محاسبه ی خمس پیدا کرد به این صورت که هر کس با مراجعه به نرم افزار و انتخاب نام مرجع تقلید خود و وارد کردن مقدار درامد ماهیانه ، زمان دریافت اولین درآمد ، مقدار سرمایه کسب و و سایر اطلاعات لازم ، نرم افزار عملیات ریاضی آن به طور خودکار انجام می دهد و خمس مکلف محاسبه میشود.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
تگ ها : فقه ، عمومی

بهترین کتاب برای اطلاع از اجماعات قدما

 یکی از بهترین منابع برای اطلاع از اجماعات قدما کتاب " تنقیح الرائع " فاضل مقداد ره است ، نام کامل کتاب : تنقیح الرائع لمختصر الشرایع است و نام کامل نویسنده : حلی ، مقداد بن عبد الله سیوری ( متوفی 826 ه ق ) است . این کتاب در چهار جلد به چاپ رسیده.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

برای احاطه بر همه ی احادیث یک مساله و جمع بین انها

 از مرحوم آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه شنیدم که در درس خود فرمودند : در بیان روایات و جمع بین آنها در مسائل فقهی بهترین کتاب ، حدائق محدث بحرانی ره است که تمام روایات را بیان میکند و بعضا مباحث مربوط به سند را هم مطرح میکند حتی از جواهر هم بیشتر اهتمام به روایت دارد زیرا جواهر ( و شاید هم فرمودند وسایل ، تردید از بنده است ) از فقه الرضا نقل نمیکند ولی حدائق نقل میکند و برای اطلاع بیشتر به روایات ، مازاد بر حدائق باید به مستدرک میرزای نوری ره مراجعه شود.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

ممکن است شروط عقلائیه را نادیده گرفت؟

عقلا گویند معوض به دست کسی می رسد که عوض از او گرفته شده، حال آیا ممکن است شروط عقلائیه را لحاظ نکرد و بر خلاف آن شرط کرد؟ ( بر خلاف شروط شرعیه که نمی شود بر خلاف ان شرط کرد یا آن را نادیده گرفت )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق بین معروف و مشهور

ممکن است گفته شود : "مشهور" در مقام احکام و شهرت فتوایی استعمال میشود ولی   " معروف " مربوط به موضوعات است، و شاید به این جهت در  در قواعد فقهی گفته اند : المعروف عرفا کالمشروط شرعا." ( تنها جایی که این قاعده را دیده ام کتاب منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی اثر آیت الله محمد ابراهیم جناتی مد ظله ص 405 میباشد)

شاید  هم " معروف " در جایی استعمال شود که قولی قائلین زیادی داشته باشد ولی هنوز به سر حد مشهور نرسیده، بهر حال این مجموع آنچه بود که از اساتید معظم شنیده بودم ولکن فکر میکنم  شایداختلاف در تعبیر اعاظم چیزی جز تفنن در عبارت نیست.

× مثل این که میگویند فلان نظر بین فقها معروف است یا فلان قول مشهور است .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

فرق بین هبه و هدیه

شاید شاید فرق میان هبه و هدیه این باشد که هدیه مطلق الارسال است ولی هبه عقد است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق میان اوجه و اوفق در مکاسب

شیخ اعظم انصاری ره در مکاسب گاه تعبیر به اوفق میکند و گاه تعبیر به اوجه ، و ممکن است فرق بین آن دو این باشد که : اوجه یعنی :به نظر خود نویسنده ( شیخ انصاری ره) و اوفق یعنی : مطابق قواعد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق بین اباحه و جواز

ممکن است گفته شود  فرق است بین اباحه و جواز. اباحه یعنی مقتضی الزام ندارد ولی جواز یعنی مقتضی جواز را دارد. به عبارت دیگر عدم المقتضی ( اباحه ) غیر از مقتضی العدم ( جواز ) است.  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

شرایط الغاء خصوصیت

 تاکنون مقاله ی مجزایی درباره شرایط الغاء خصوصیت که به طور مبسوط مساله را مورد بحث قرار داده باشد ندیده ام اما در مجموع میتوان گفت :

الغاء خصوصیت سه شرط دارد :

 الف : وجود قرینه بر الغاء خصوصیت ، مثل اینکه فرموده اند الخمر حرام لانه مسکر، این عبارت لانه مسکر قرینه بر این است که خمر خصوصیت ندارد ، والعلۀ تعمّم کما تخصص.

ب : آن مورد مخالف قاعده نباشد ، پس از حکم مخالف قاعده اولیه نمیشود الغای خصوصیت کرد. مثلا دختر باکره ی رشیده باید از پدر اذن بگیرد ، حال اگر دختر ثیّب باشد میتوان الغاء خصوصیت کرد؟

ج : آن حکم ، حکم تعبدی نباشد، مثلا معفو بودن خون کمتر از درهم حکم تعبدی است ، هر چند عرف بین خون کمتر از درهم و بیشتر از ان فرقی نمی بیند ولی الغاء خصوصیت از آن ممکن نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، اصول فقه ، نکته

صلح ابتدایی صحیح است یا خیر؟

ممکن است گفته شود : ما صلح ابتدایی نداریم و روایت الصلح جائز بین المسلمین  در مقام انشاء است. صلح برای قطع مرافعات است پس باید اول نزاع و مرافعه ای باشد تا بعد از ان صلح اتفاق بیفتد، اگر صلح ابتدایی صحیح باشد همه میتوانند شرایط بیع را به اسم صلح به هم بزنند ، و لکن یمکن ان یورد علیه اشکالات و علی الاشکالات ، اشکالات اخر.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

ادای دین تعبدی است یا ارتکازی؟ قرض از امور قصدیه است؟

 آیا قرض از امور قصدیه است یا خیر؟ مثلا میتوان از صندوق صدقات به قصد قرض پول برداشت؟

آیا اداء دین تعبدی است یا ارتکازی؟ مثلا اگر 100 تومانبدهکار باشیم، بدهی را باید از پول خود بدهیم و اگر قرض کنیم و بدهی را بدهیم صحیح نیست. نقل شده که برخی از اعاظم معاصرین ره قائل به تعبدی بودن اداء دین بوده اند و شخص باید مالک باشد تا بتواند دینش را ادا کند ولی ظاهر این است که اداء دین ارتکازی است و ولو که شخص قرض کند و بدهی اش را بدهد صحیح است زیرا عقلا صحیح میدانند.

 سوال : بنا به نظر کسانی که ادای دین را تعبدی میدانند ، مگر قبول ندارند که انسان با قرض مالک میشود؟؟؟ بنابراین باز ادای دین از مال شخص بدهکار بوده.

نکته : اصل مساله و انتساب نظریه تعبدی بودن به بعضی از معاصرین ره از مسموعات نویسنده است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

جمع بین دلیل ارتکازی و تعبدی ممکن است؟

یادم هست که روزی استاد محترمی این سوال را مطرح کردند که : آیا جمع بین دلیل تعبدی و دلیل ارتکازی ممکن است یا خیر؟ یا باید قائل به تفصیل شد؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، مباحثه

اجماعِ بر عدم جواز وطی جاریه حجت است یا خیر؟

اجماع ( لو سلم ) بر عدم جواز وطی جاریه تعبدی نیست بلکه چون نظر به احتیاط داشته اند ،در حقیقت اجماع بر احتیاط است و احتیاط هم حکم عقل است پس اجماع بر حکم تعبدی نیست و معلوم است که اجماع تعبدی است که میتواند حجت باشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، نکته

مسائلی که گفته اند تنها دلیل آن اجماع فقها است

مطلب ذیر را در کتاب یا نوشته ای ندیده ام اما یکی از اساتید محترم سالها قبل این را مطرح فرمودند و بنده نیز انرا در گوشه یادداشت کردم تا بعد ها بتوانم در موردش تحقیق کنم.

میفرمودند : ادعا شده که صد مساله فقهی داریم که تنها دلیل آن اجماع است اما از آیت الله بروجردی نقل شده که فقط 20 یا 25 مساله داریم که تنها دلیل ان اجماع است، برخی هم گفته اند تنها ده مساله است که تنها دلیل ان اجماع است که عبارتند از :

1-حرمت قطع نماز واجب در حال اختیار

2-مبطلیت تعلیق در عقود

3-اعتبار لفظ در عقد نکاح

4-مبطلیت فعل کثیر در نماز

5-بطلان وقف منقطع الاخر

6-فوریت ازاله نجاست از مسجد خواه بی احترامی باشد یا خیر

7-عدم صحت اسقاط ما لم یجب

8-اعتبار بلوغ در مفتی

9-به ارث برده شدن خیار(یا به ارث برده نشدن. تردید از نویسنده است)

10-نجاست ولد کافر

استاد فرمودند : البته این ده مساله هم صحیح نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

تفصیل بین شروط عرفی و غیر عرفی

 برخی میان شروط عرفیه و شروط غیر عرفیه قائل به تفصیل هستند و گویند : در شروط عرفیه اصل فساد است و در شروط غیر عرفیه اصل صحت است. مثلا در ارتکاز عقلایی بلوغ شرط صحت بیع نیست ، پس اگر در بلوغ شک شد بگو بالغ است ، پس بیع صحیح است ولی در ضمان بلوغ شرط است عند العرف.

 گویا محقق نائینی ره در فوائد ج 4 ص 456 یا 656 مطلبی در این باب داشته باشند و باز به ذهن دارم که خود محقق نائینی ره ، شهید ثانی ره ، صاحب جواهر ره ، و شیخ اعظم انصاری ره قائل به این تفصیل باشند، پس برای اطمینان بیشتر باید به کتابهای ایشان رجوع کرد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

معانی تعبدی و توصلی

 تعبدی و توصلی چهار معنی دارد و مراد شیخ اعظم ره از تعبدی " ما یحتاج الی قصد القربه " است. اما معانی چهارگانه توصلی عبارتند از :

الف : ما یسقط بفل الغیر ، مثل نماز پدر که بر پسر بزرگ واجب است بخلاف صله رحم.

ب : ما یسقط بفل غیر اختیاری ، مثل افتادن لباس در آب.

ج : ما یسقط بالفعل المحرم ، مثل اینکه لباس چه با آب غصبی طاهر شود یا آب مباح.

د : ما لا یعتبر فیه قصد القربه

و در مقابل این چهار نوع هم چهار گونه واجب تعبدی متصور است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

معنای حلیت و حرمت در معاملات

در معنای حلیت و حرمت در معاملات سه مبنا وجود دارد :

الف : حلیت و حرمت تکلیفی مراد است نه وضعی زیرا اوامر ظهور در تکلیف دارند نه صحت فعل.

ب : مراد ، اعم از وضعی و تکلیفی است و اراده یکی از معانی قرینه میخواهد.

ج :  حلیت و حرمت ظهور در حکم وضعی دارند و تکلیفی بودن انها نیاز به قرینه دارد ،( عکس نظر اول ) زیرا مترقب و مورد انتظار نزد عقلا حصول نقل و انتقال است و نهی شارع به مترقب عند العقلا میخورد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

اقسام قواعد فقهی

قواعد فقهی سه گونه است :

الف : قواعد منصوص

ب : مستفاد از مضمون روایات

ج : اصطیادی ( قاعده ای که روایت خاصی ندارد ولی فقها آن را قبول دارند نظیر :لا عتق الا فی الملک ، و یا : الغاصب یوخذ باشق الحوال )

 و ثمره فرق قاعده منصوص با اصطیادی این است که : قاعده اصطیادی اطلاق ندارد و تمسک به اطلاقش صحیح نیست ولی قاعده منصوص میتوان به اطلاقش تمسک کرد.

نکته : مثالهای قاعده اصطیادی نیاز به تحقیق بیشتر دارد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته

اقسام شروط

 یکی از اساتید میفرمودند : شروط هشت قسم هستند :  

1.شروط عقلائیه

2. جعلیه

3. شرعیه

4. عقلیه

5. عرفیه

6. ارتکازیه

 و دو قسم دیگر که هر چه فکر میکنم بیاد نمی اورم  و لکن فکر میکنم سهو از بیان استاد بود و به جای کلمه شش سهوا از کلمه هشت استفاده کردند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

قاعده قرعه و اشکالات ان

... خطابات القرعه حیث صارت للکثره التخصیص علیها موهونه ، و لذا قیل ان العمل بما  ورد فی القرعه فی مورد یحتاج الی الجبر بعمل المعظم ( دروس فی مسائل علم الاصول .ایه الله تبریزی ره ج 4 ص 339 )

و چه بسا شیخ اعظم ره هم در رسائل چنین مطلبی را داشته باشند زیرا هر جا که حرفی از قرعه زده شده و حکم به آن شده چند قول دیگر هم وجود دارد . پس هیچ گاه منجبر به عمل معظم نشده است.

فقط یک سوال باقی میماند که : در این صورت قاعده قرعه هیچ گاه بدرد نمیخورد و از حیّز انتفاع ساقط میشود.!

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

جعاله و شرط متاخر

اگر کسی برای دیگری کاری انجام دهد و بعد بگوید برایت فلان عمل را انجام دادم ، آیا بعد از عمل میتوان عقد جعاله بست؟ ایا بر اساس شرط متاخر چنین حرفی صحیح است؟ ایا این مساله نظیر تقدم قبول بر ایجاب در نکاح است؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

قضیه فی واقعه و تحقیق در مورد آن

گاه به برخی روایات  استناد نمیکنند و میفرمایند : "هذه قضیه فی واقعه " ، و فی الجمله منظور این است که : چون این روایت در یک مورد خاص و جزئی واقع شده و خلاف قواعد فقهی یا اصل میباشد ، شاید قرائن یا نکات خاصی داشته که ما از ان بی اطلاع هستیم لذا به آن روایت نمیتوان استناد کرد.

قضیه فی واقعه " را گاه  تعبیر به قضیه شخصیه ، جزئیه ، مخصوصه و ... هم کرده اند. معنای لغوی آن جزئی بودن موضوع حکم در یک واقعه است ولی معنای اصطلاحی دقیقی از ان ارائه نشده است.

 تا کنون کتاب یا مقاله ی خاصی که بطور مستوفی در این مورد بحث کرده و شرایط چنین روایاتی را بررسی کرده باشد  ، ندیده ام بجز مقاله ای که در مجله فقه ( کاوشی نو در فقه اسلامی ) شماره 27 – 28 سال 1380 درصفحه  188 بقلم " علی کرجی " با  همین عنوان  بچاپ رسیده است که میتوان از ان به عنوان تحقیقی جامع  و ارزنده در این باب نام برد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : حدیث ، فقه ، نکته

اقسام مجازات های مالی

مجازات های مالی بر سه قسم است : اتلاف ، تغییر ، تملیک ( مبانی ولایت فقیه . ایت الله منتظری ج3ص 529)

اتلاف : مثل این که سی دی مستهجن را از بین ببرند.

تغییر : مثل این که شراب را تبدیل به سرکه کنند و یا آلات لهو  را به شیء دیگر تبدیل کنند.

تملیک : مثل این که چاقو یا قمه ی مخلّین به نظم عمومی ضبط شود.

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
تگ ها : فقه ، نکته

فرق میان " فی المشهور" و "علی المشهور "

 برخی اساتید ما فرموده اند : در شرح لمعه ی شهید ثانی ره ( الروضه البهیه ) هر جا عبارت  " علی المشهور " بود فتوای شهید هم همان است ولی هر جا عبارت " فی المشهور " دارد نظر شهید ره مخالف است ، و اگر جایی خلاف این قاعده عمل شده همراه قرینه است.

و این از مسائل ظریفی است که غالب مراجعین به شرح لمعه از ان غافلند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٢
تگ ها : فقه ، نکته

تعریف قتل عمد

مقاله ای که به تازگی درباره قتل عمد نوشته ام در حقیقت تقریری از مباحث استاد معظم حجه الاسلام قائنی مد ظله است که البته نواقص ان منتسب به بنده است نه استاد محترم. 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
تگ ها : فقه ، مباحث جدید

حقوق المسلمین لا تبطل

ظاهرا قاعده ی " حقوق المسلمین لا تبطل " از قواعد مسلم نزد فقها است ولی تاکنون ندیده ام در کتابهای قواعد الفقهیه فصل مجزایی تحت عنوان " حقوق المسلمین لا تبطل " از این قاعده بحث کرده باشند. لا اقل میتوان گفت : در غالب کتب قواعد فقهی چنین فصلی وجود ندارد.

اما آنچه میتوان به عنوان مدرک این قاعده ذکر کرد روایتی است که در کتاب النکاح وسایل ذکر شده است  که تبرکا و تیمنا همه آنرا ذکر میکنیم :

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
تگ ها : فقه

نظریات و ارای جدید در قصاص

نظریات جدید در قصاص و تخییر ولی دم : به زودی.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٢
تگ ها : فقه

فتاملیه

مقاله زیر در توضیح فتامل و فافهم و ... های کتب فقهی و اصولی و... است که در نوع خود تحقیقی جدید و نو میباشد. مقاله زیر از دوست گرامی آقا سید حسین منافی هست.

...

بسم الله الرّحمن الرّحیم

کلید واژگان: « فتأمّل، فتفطّن، فافهم، فتدبّر، فتفکّر،فتذکّر. »

چکیده: در این نوشتار به این بحث پرداخته شده است که واژه هایی که در آخر بعضی ازمطالب در اصطلاح عربی مثل: فتأمّل و فافهم به کار می رود، اشاره به دقّت مطلب است یا إشکال داشتن آن و این مطلب مورد بررسی قرار می گیرد که این اصطلاحات از چه زمانی شروع شد و علاوه بر نکات خاصّ، به نکاتی عامّ در ابتدای این رساله اشاره شده است.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱

بررسی تحلیلی آیات معاملات

وقتی تازه مکاسب محرمه میخواندیم دوست عزیزم آقا سید حسن مقاله زیر را درباره ایات معاملات نوشتند و لطف کردند و یک سخه آن را در اختیار ما قرار دادند. امید که مورد قبول ارباب دانش و بینش واقع شود.

......

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱

شم فقهی همون استحسانه؟

تو یکی از پست ها مطلبی درباره شم فقهی نوشته بودم، برا بعضی ها سوال پیش اومده بود که شم فقهی یعنی چی؟ این همون استحسان اهل سنت هست؟

لازمه توضیح بدم که شم فقهی برداشتی محتوایی از مجموعه ای از احادیث ، ایات و ادله فقهی هست هر چند به اون تصریح نشده باشه، مثلا این که" الصلوه لا تترک بحال" ( در هیچ حالتی نماز ترک نمی شود) مقتضای استنباط از مجموع ادله صلوه هست هر چند در این خصوص هم حدیثی  نباشه.( البته گویا در این مساله روایاتی هم وجود داره که  گویا در سندش اشکالی هست)

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٧/٤
تگ ها : فقه ، نکته

مقاله اولیه اشتغال زنان

محرم 89تبلیغ نرفتم، درسها تعطیل بود ،هم بحثی عزیزم مقاله ای درباره اشتغال زنان نوشته بود که در نوع خودش از لحاظ جمع آوری و فهرست ادله تحقیقی جدید و جالبی بود. وقتی مقاله شون رو خوندم تصمیم گرفتم به بعضی از فقراتش حاشیه بزنم، البته هم در اصل خود مقاله و حاشیه های اون اشکالاتی وارد هست ، ولی دیدنش خالی از لطف نیست.

( حاشیه های بنده به صورت پی نوشت هست)

ناگفته نمونه که این مقاله اخیرا بازنویسی ،تکمیل و تصحیح شده که امیدوارم در وقت مناسب منتشر بشه.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۳٠

اطلاع بر تمام احادیث یک مساله

در مجلس درس مرحوم آیت الله بهجت ره شنیدم که فرمودند : اگر کسی طالب این باشد که در مساله ای به تمام احادیثش دسترسی پیدا کند پس باید به کتاب مستدرک محدث نوری ره و حدائق الناظره محدث بحرانی ره مراجعه کند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٦
تگ ها : حدیث ، نکته ، فقه

نماز قضای پدر که بر فرزند واجب است

در مساله نماز قضای پدر که بر گردن فرزند یا پسر بزرگتر است تحقیق خاصی نکرده ام ولی شم فقهی و ذوق شخصی بنده چنین قضاوت میکند که این نماز در صورتی بر فرزند بزرگتر واجب است که پدر عالما عامدا و از روی بی توحهی تام ترک نماز نکرده باشد، به عبارت دیگر نماز خوانی باشد که سهل انگار به نماز بوده و گهگاه تارک الصلوه بوده.

دلیل این مطلب هم این است که اگر قرار باشد فرزند تمام نماز های ایم بلوغ پدر را قضا کند ، این حجم سنگین از نماز قضا چیزی شبیه به تملیف ما لا یطاق خواهد بود، مخصوصا که نوعا نماز قضای پدر ، بعد از سی یا چهل سالگی ِ فرزند، بر وی واجب میشود.( در بسیاری از موارد وقتی پدر فوت میکند فرزنددر سن بالایی قرار دارد).

حال این حدس چقدر قریب به واقع است الله اعلم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٥
تگ ها : فقه ، مباحثه

تحقیقی در مساله غنا

وقتی تازه درس مکاسب محرمه رو شروع کرده بودم، فکر میکردم به زودی گره بسیاری از مسائل فقهی رو میتونم باز کنم ، این تحقیق رو اون موقع نوشتم وقتی که به خاطر تعطیلات رسمی خیلی از طلاب از قم رفته بودن و من تنها توی خونه نشستم و اینا رو نوشتم، بعد ها فهمیدم که تحقیقم اشکال داره و خیلی جاها رو خوب نفهمیدم، ضمن این که موضوع غنا یکی از مشکل ترین مباحث فقهی هست، یادم هست وقتی  ایت الله جواد فاضل رییس موسسه تحقیق رو دیدن خیلی تشویق کردند و مبلغی هم به عنوان جایزه برامون در نظر گرفتند، اما شاید این جایزه نه برای محتوای تحقیق بود که بیشتر برای تشویق یک طلبه نوپا بود، حالا متن 35 صفحه ای این تحقیق رو برا یادگاری هم که شده اینجا میزارم شاید بدرد کسی بخوره.

البته هر چند این تحقیق اشکالاتی داره ولی در جشنواره علامه حلی ره رتبه بالای شصت رو اورده و ضمنا در خاتمه ثابت کرده : جواز غنا در هر امرضروری عرفی که بدون غنا اجرای آن امر عرفی سخت است البته به قید تحریص شرعی بر آن امرضروری عرفی.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/۱۳