مـعـیـن الـحـق

 

اگر خدای متعال کمک کند سعی میکنم فقط معین الحق باشم و لاغیر.                                      

موارد سجن در روایات

روایت موثقه : عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ:

یَجِبُ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یَحْبِسَ الْفُسَّاقَ مِنَ الْعُلَمَاءِ- وَ الْجُهَّالَ مِنَ الْأَطِبَّاءِ- وَ الْمَفَالِیسَ مِنَ الْأَکْرِیَاءِ  ( به معنی مستاجر . کرایه کننده )

وسائل الشیعة؛ ج‌27، ص: 301

و لکن در الجامع للشرائع؛ ص: 568 روایت به این صورت نقل شده که ظاهرا قسمت حراسة تا اخر جزو حدیث نیست و نیز اصل حدیث هم نقل به معنی شده. 

و کان أمیر المؤمنین علیه السلام یحبس جهال الأطباء، و مفالیس الأکریاء و فساق العلماء، حراسة منه للادیان، و الأبدان، و الأموال.

 

از این روایت نیز استفاده میشود که تعبیر علماء اختصاص به علمای دین دارد و به طبیب عالم نمیگفتند. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٦/٥/۱٩
تگ ها : عمومی ، نکته ، فقه

توثیقات ابن طاووس حدسی است یا حسی ؟

ایا توثیقات سید بن طاووس ره و دو شاگرد وی علامه و ابن داوود ره حسی بوده یا حدسی؟

در بدو نظر به نظر میرسد که توثیقان انها حدسی است زیرا فاصله انها تا عصر روات بسیار زیاد است. 

و لکن ممکن است گفته شود : از انجاه که سید ابن طاووس کتابخانه بسیار بزرگی داشته که حتی برخی درباره کتابخانه او کتاب تالیف کرده اند . 

و در ان کتابخانه از فنون مختلف و کتب رجال و تراجم فراوان بوده لذا مطالب برای ایشان حسی بوده و نه حدسی و از انجا که دو شاگرد وی نیز اجازه ورود به این کتابخانه عظیم را داشته اند و از ان کتابها استفاده میکرده اند لذا عند اشک در دوران بین حس و حدس بنا را بر حس میگذاریم و توثیقات و تضعیفات انان را حسی میدانیم و نه حدسی. 

هذا ما استفدنا من دروس الفقیه المحقق الاستاذ الشیخ مهدی شب زنده دار مد ظله. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/٤/۱٢

چرا باید گفت امام خامنه ای ؟

کسی پرسیده بود : چرا میگویید امام خامنه ای ؟ 

گفتم : به همان دلیل که بی بی سی تا الان حاضر نشده بگه امام خمینی! 

 

پ ن : به نظرم جواب کوتاه و کاملی بود. 

توضیح : راستی چرا تا امروز شبکه های خارجی حتی درباره امام خمینی هم حاضر نیستند تعبیر "امام" را بکار ببرند ؟ حتما یه چیزی هست دیگه!

جهت مطالعه : http://www.jahannews.com/vdcdjo0fzyt0zs6.2a2y.html

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱٥

علامه طباطبایی و خنده شاگردان

یکی از اهل علم می گفت: «زمانی با مرحوم طباطبائی در درس آیت الله محمد حسین اصفهانی شرکت می کردیم. روزی یکی از شاگردان اشکال بی اساسی را مطرح کرد و همه خندیدند و من هم خنده ام گرفت. وقـتی از کلاس بیرون آمدیم با آقای طباطبائی رو به رو شدم که چهره درهم کشیده بود. مرا که دید فرمود: «تو چرا خندیدی؟! اگر مطلبی را تو خوب و روان می فهمی باید خدا را شکر کنی نه این که به دیگران بخندی!»

ز مهر افروخته،ص 39، به نقل از اسوه ی پارسایان،ص 133 (از بیان علی احمدی میانه ای)

با استفاده از منابع اینترنتی. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٠

راهکار

دستور امام خامنه ای :

برخورد‌ها نه از سوی مردم و نه از سوی مسئولان تحقیر آمیز نباشد/

دلواپس بودن جرم نیست اما به معنای متهم کردن و نادیده گرفتن زحمات و خدمات نباشد/

دولت و طرفداران دولت و کسانی که ابراز دغدغه و دلواپسی می‌کنند،‌ اهانت نکنند/ لینک

کلیپ کوتاه همین بیانات.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۳/۱٢

چند نکته

1- اگر کسی با شماره ی ناشناس به پیام بدهد چه میکنید ؟ در ابتدا میخواهم که خودش را معرفی کند و در صورتی که با اما و اگر و حالا بعدا و خودت میفهمی و ... جواب بده بلافاصله مسدودش میکنم .

2 - در جمع های عمومی خیلی اهل صحبت های سیاسی نیستم چون میدانم که نوع مردم اطلاعات ناقص و بعضا اشتباهی از مسائل دارند. اما چند روز قبل یه نفر به یکی دیگه گفت : احمدی ن‍ژاد هم کاراش اشتباه بود. اون یکی دیگه جواب داد اره منم قبول دارم که خیلی از کاراش مخصوصا تو دو سال اخر اشتباه بود اما من که بخاطر یه نفر دست عقیده ی خودم بر نمیدارم. عقیده ی ما بر حفظ ارزشها و انقلاب است. هر کسی هم از این راه بیرون بره دورش رو خط میکشیم.

3 - همه ی ما باید خودمون رو کمک کار دولت و حکومت فرض کنیم. اما معنیش این نیست که کار حکومت صددرصد درسته ،‌ و نیز در عین احترام و همراهی با حاکمیت اما باید کارهای اشتباه را هم تذکر داد.بنابراین منافاتی بین این دو نیست.

4 - از اقای ظریف نقل شده که گفته اند " در دولت قبل هم اجازه دیدار با دانشمندان هسته ای داده شده "+

باید از ایشان پرسید که این سخن شما چه فایده ای داشت ؟  گیرم دولت قبل همچین کاری کرده باشد ، دلیل نمیشود که ان اشتباه را شما هم تکرار کنید.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۳/٩
تگ ها : نکته ، عمومی

کامل شود

تحف العقول ؛ النص ؛ ص247

وَ قَالَ ع‏ مِنْ دَلَائِلِ عَلَامَاتِ الْقَبُولِ الْجُلُوسُ إِلَى أَهْلِ الْعُقُولِ وَ مِنْ‏ عَلَامَاتِ‏

أَسْبَابِ الْجَهْلِ الْمُمَارَاةُ لِغَیْرِ أَهْلِ الْکُفْرِ (الفکر) وَ مِنْ دَلَائِلِ الْعَالِمِ انْتِقَادُهُ لِحَدِیثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقَائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ.

مبنای

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۳/٥

مباحثه حکومی

قبل از هر چیز این نوشته تتمه قسمتی از یک مباحثه و گفتگوی علمی بین حقیر و یکی دو نفر از دوستان عزیزم میباشد. که طبعا اگر ننویسم خوف ان هست که فراموش کنم.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : نکته ، فقه

تکلیف و یک نکته روانشناختی

امام خامنه ای : کشور، امروز درگیر جنگ اقتصادى، امنیتى و بالاتر از همه جنگ فرهنگى است؛ این را اگر کسى نداند، خواب خواهد ماند.

منتها حالا بعضى‌ها نمیخواهند این را بفهمند، چون اگر چنانچه باور کنند " تکلیف " به گردنشان میگذارد؛ بعضى‌ها هم کشش آن را ندارند.امّا واقعیّت قضیّه این است، کسى که اهل مبارزه است بیدار است! ++

...

این مطلب علاوه بر انچه که از ظاهر ان فهمیده میشود به یک نکته ظریف روانشناختی هم اشاره دارد که جا دارد در مورد ان حرف بزنیم.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱

مسائل مستحدثه

اگر بخواهیم کمی دقیق تر بحث کنیم باید بگوییم که مسائل مستحدثه دو قسم است :

اول : مسائلی نو ظهور که در کتب قدما درباره موضوع یا حکم ان بحث نشده. مثلا مساله بیمه نه موضوعا و نه حکما در کتب قدما از ان بحث نشده. اگر هم چیزی پیدا شود بسیار کم و پراکنده است.

دوم : مسائل مستحدثه به این معنی که در کتب قدما درباره ان مفصلا بحث شده ولکن موضوعات جدید ان احکام نیازمند بررسی مجدد است. مثلا مساله تقیه از احکام مستحدثه نیست و هم در احادیث ائمه و هم در کلمات فقها فراوان از ان بحث شده اما اینکه تقیه در زمان ما به چه نحو است و ایا موضوع ان باقی است یا نه نیازمند بررسی مجدد است و به این معنی انرا باید جزو سائل مستحدثه نامید. نیز برخی مسائل جهاد.

پ ن : این مطلب منافی با انچه دیگران فرموده اند نیست بلکه توضیح و تدقیقی در بیان مسائل مستحدثه است.

پیشنهاد میکنم یکی از موضوعات دسته دوم برای بحث فقه سال اینده انتخاب شود. مثل بحث تقیه یا جهاد که برخی از مجلدات جواهر و وسائل هم در همین  موضوع است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : عمومی ، نکته ، فقه

آیا جهاد یک استثنا است ؟

در فقه بحث شده که ایا اصل در اسلام جهاد است و یا اینکه اصل جهاد امری استثنا است  و اصل بر صلح است. اگر مبنای اول را بپذیریم ایا مراد از جنگ ، فقط جنگ سخت است یا شامل جنگ نرم هم میشود ؟

نیز باید بگوییم که دستور به سکوت و مقابله نکردن با برخی حکومت ها هم در نظر ائمه علیهم السلام خود نوعی مقدمه چینی برای جهاد و تشکیل حکومت بوده. مثل رزمنده ای که پاورچین پاورچین و بی صدا خود را میخواهد به بالای سر دشمن برساند و کار او را یکسره کند. پس خود ائمه علیهم السلام هم همواره اندیشه قیام و تشکیل حکومت داشته اند و لکن در ابتدا سعی در فراهم کردن مقدمات ان و نیرو سازی داشته اند. چنان که از جمله از احادیث هم این مطلب فهمیده میشود. ( نظیر احادیثی به این مضمون که امام علیه السلام بااشاره به گله ی کوچکی گوسفند- حدود 7-8 راس - میفرمایند که اگر به همین تعداد یار واقعی داشتیم هرگز ساکت نمینشستیم.)

بنابراین به معنایی خود ائمه هم دائما به دنبال تشکیل حکومت و قیام علیه طاغوت بوده اند و لکن با توجه به اماده کردن مقدامت ان .

نیز بحث شده که مقدار واجب جهاد چقدر است ؟ چنان که به خاطر دارم برخی گفته اند مقدار واجب یک بار در هر سال است. 

جهاد از مسائل منصوص در قرآن کریم است و مباحث فقهی ان بسیار جالب و در خور توجه است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۳/۱
تگ ها : فقه ، نکته

من یمانی هستم

کِتَابُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَیْحٍ، عَنْ مُعَلًّى الطَّحَّانِ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ‏ یَزِیدَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَشِیرٍ عَنِ ابْنِ عُیَیْنَةَ بْنِ حُصَیْنٍ قَالَ:

عَرَضَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْماً خَیْلًا وَ عِنْدَهُ أَبِی عُیَیْنَةَ بْنِ حُصَیْنِ بْنِ حُذَیْفَةَ بْنِ بَدْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا أَبْصَرُ بِالْخَیْلِ مِنْکَ فَقَالَ عُیَیْنَةُ وَ أَنَا أَبْصَرُ بِالرِّجَالِ مِنْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ النَّبِیُّ ص کَیْفَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ خَیْرَ الرِّجَالِ الَّذِینَ یَضَعُونَ أَسْیَافَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ وَ یَعْرِضُونَ رِمَاحَهُمْ عَلَى مَنَاکِبِ خُیُولِهِمْ مِنْ أَهْلِ نَجْدٍ فَقَالَ النَّبِیُّ ص کَذَبْتَ

إِنَّ خَیْرَ الرِّجَالِ أَهْلُ الْیَمَنِ وَ الْإِیمَانُ یَمَانٍ وَ أَنَا یَمَانِیٌ‏

وَ أَکْثَرُ قَبَائِلِ دُخُولِ الْجَنَّةِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَذْحِجٌ وَ حَضْرَمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ بَنِی الْحَارِثِ بْنِ مُعَاوِیَةَ حَیٍّ مِنْ کِنْدَةَ إِنْ یَهْلِکْ لِحْیَانُ فَلَا أُبَالِی فَلَعَنَ اللَّهُ الْمُلُوکَ الْأَرْبَعَةَ جَمَداً وَ مِخْوَساً وَ مِشْرَحاً وَ أَبْضَعَةَ وَ أُخْتَهُمُ الْعَمَرَّدَةَ.


بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏57 ؛ ص232

البته در اینکه مراد از یمانی بودن پیامبر چیست بحث است و چنان که به خاطر دارم یمانی بودن پیامبر به معنی یمنی بودن ایشان نیست بلکه مراد منطقه یا طایفه و گروهی خاص بوده که ظاهرا در مدینه یا مکه زندگی میکرده اند. ( تفسیر دقیق مطلب نیازمند تحقیق است )  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٠
تگ ها : نکته ، حدیث

عصر ظهور

امروز استاد معظم ، در ابتدای درس خارج فقه خود اشاره ای به حوادث یمن داشتند جوری که اگر یک دقیقه ی دیگر صحبت میکردند اشکمان سرازیر میشد. بعد هم شدیدا به یاد قلب عالم هستی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه افتادم. آیا وقت ظهور ما زنده هستیم یا نه ؟ امشب بیشتر وقتم به مطالعه علائم ظهور و امثال این مسائل گذشت. میخواستم مطالبی در این زمینه بنویسم. اما  وقتش نیست. توصیه میکنم که کتابهای علائم ظهور را مطالعه کنید. در این زمینه کتاب عصر ظهور علامه کورانی از کتابهای خوب در این زمینه هست. ببااینکه قبلا انرا کاملا مطالعه کردم اما برای چندمین بار به این کتاب مراجعه کردم.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٠
تگ ها : عمومی ، نکته

خورشید

امام خمینی خطاب به مقام معظم رهبری :

«اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط تاکنون باقی است جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی میدانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و ازمبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.»

[روزنامه جمهوری اسلامی (1366/10/22)، صحیفه نور، ج 20، ص 173 

بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا ( منزل شما )  آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، +

این قضیه ی خورشید هم داره جالب میشه. !!!!!!!+

پ ن : جهت مطالعه ++

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٠
تگ ها : نکته ، عمومی

معرفی یک سایت مفید

سایتی مفید و مناسب حال و هوای این روزهای کشور که به بررسی شایعات و پاسخ به انها میپردارد. به همه تلاشگران عرصه بیداری و روشنگری باید خدا قوت گفت.

چند نمونه از مطالب این سایت : شایعه حادثه ی مهاباد + حجاب از دیدگاه آیت الله طالقانی + شایعه ای درباره آیت الله علم الهدی +

فارغ از صحت جواب هایی که به شایعات داده میشود اما وجود چنین سایت هایی که در زدودن غبار کذب و دروغ تلاش میکنند جای تقدیر و تشکر دارد.ضمنا از طریق واتس آپ و سایر شبکه های اجتماعی موبایلی هم میتوان به این سایت دسترسی داشت.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٩
تگ ها : نکته ، عمومی

4 بند مختصر

1 - شاید الان حدود یک ماه باشد - یا بیشتر که از خبر تجاوز ماموران سعودی به دو نوجوان ایرانی میگذرد و در این مدت خبری از عذر خواهی رسمی دولت سعودی نشنیدیم.

آنوقت آقای ظریف الممالک پیام تبریک برای وزیر خارجه جدید عربستان میفرستند. +

2 - به نظر میرسد که بعضی ها " اقتضاد مقاربی با غرب" را با اقتصاد مقاومتی دربرابر اشتباه گرفته اند. امید که عاقل مردی پیدا شود و از خواب غفلت بیدارشان کند.

3 - وقتی انتقاد یا مطلبی نسبت به دولت مطرح میشود میگویند : چرا همین ها را به دولت قبل نمیگفتید ؟

لازم است یا آوری شود که خود ما بودیم که از منتقدین اصلی جریان انجرافی و بی تدبیری های دولت قبل بودیم. منتها اینقدر ها عاقل بودیم که بدانیم برخی دوست داشتند به بهانه نقد دولت ، تیشه به ریشه نظام بزنند.  در همین دولت فعلی هم اگر کسی به بهانه نقد دولت بخواهد با اصل نظام مقابله کند مطمئنا با اون مقابله خواهد شد.

4 - امسال به نام سال همدلی دولت و ملت نامگذاری شده و باید دانست که همدلی و همزبانی به معنی تملق و پاچه خواری و خود را به نفهمی زدن و ندیدن نیست. از مصادیق بارز همدلی و همزبانی کمک به پیدا کردن نقاظ ضعف و مواضع آسیب زا است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٩

قیام در عصر غیبت و کلامی از امام حسین علیه السلام

وقعة الطف ؛ ؛ ص172 خطب الحسین [علیه السّلام‏] أصحابه و أصحاب الحر:
 

فحمد اللّه و أثنی علیه، ثم قال: أیها الناس؛ إنّ رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله‏] و سلّم قال: «من‏ رأى‏ سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللّه؛ ناکثا لعهد اللّه؛ مخالفا لسنّة رسول اللّه؛ یعمل فی عباد اللّه بالإثم و العدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول، کان حقّا على اللّه أن یدخله مدخله»

ألا و إنّ هؤلاء قد لزموا طاعة الشیطان، و ترکوا طاعة الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطّلوا الحدود، و استأثروا بالفی‏ء، و أحلّوا حرام اللّه، و حرّموا حلال اللّه، و أنا أحقّ من غیّر.

________________________________________
ابو مخنف کوفى، لوط بن یحیى، وقعة الطفّ، 1جلد، جامعه مدرسین - ایران ؛ قم، چاپ: سوم، 1417 ق.

قبلا درباره مساله قیام در عصر غیبت مطالبی نوشته شد. (اینجا+)

گفته شد که ادله ی امر به معروف ممکن است اقتضا کند که قیام حتی در عصر غیبت لازم است. این کلام امام حسین علیه السلام را که گویا ناظر به مساله نهی از منکر است به عنوان شاهدیا مویدی بر صحت مدعای ذکر نمودیم. امام علیه السلام در اخر عبارت از کلمه " احق " استفاده میکنند. به عبارت دیگر : همه حق دارند دربرابر سلطان جائر قیام کنند اما امام معصوم احق و شایسته تر به این مطلب است.

نکته ی ظریف در اینجا این است که کسانی که قیام در عصر غیبت را قبول ندارند حق ندارند در مقابل حکومت اسلامی ایران ایستادگی کنند. زیرا به هر حال انها هر نوع قیامی را حرام میدانند و مهم نیست که صاحب ان حکومت چه کسی باشد. و از عجایب است که کسی قیام در عصر غیبت را حرام بداند اما بخواهد با نظام جمهوری اسلامی مقابله کند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٩
تگ ها : فقه ، حل شبهه ، نکته

عظمت انقلاب اسلامی

میگفت: انقلاب امام خمینی اشتباه بود. قدرت شیعه را در یک جا جمع کرد و این باعث میشه که دشمن دورادور ما جمع بشن و به راحتی بتونن ما رو از بین ببرن. در حالی که اگر انقلاب اسلامی ایران نبود دشمن نمیتوانست جماعت شیعه را از بین ببرد. الان دورادور ما دشمنان صف کشبده اند . اگر انقلاب اسلامی ایران نبود داعش هم در کار نبود. این همه شیعه کشی هم اتفاق نمی افتاد.

گفتم : اتفاقا پیدایش شیعه نشانه قدرت شیعه هست نه ضعف ان. زمانی بود که دشمنان بدون داعش هم به راحتی شیعیان را له میکردند. اما امروز حتی با امثال داعش و بزرگتر از داعش هم هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.

زمانی بود که یک سگ امریکایی شرف داشت به یک ایرانی مسلمان. اما امروز دشمن جرات ندارد حتی یک گلوله به طرف ما پرتاب کند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/۱۸

گل یا گوسفند ؟

نادانی و فریب حرف های رنگ و وارنگ خوردن تا کی ؟

یکی از دوستام مهمون داشت. این اقا که مثلا خودش رو مذهبی و به روز حساب مبکرد میگفت : چقدر دین ما مسخره هست که وقتی بچه ای تازه به دنیا میاد جلوش خونریزی میکنیم و گوسفند میکشیم اما تو کشورهای دیگه وقتی بچه به دنیا میاد شاخه گل هدیه میدن.

اما جواب این حرف جاهلانه واضح هست :

اولا که ذبح و قربانی دستور قران کریم هست همان طور که قران کریم در سوره کوثر بعد از م‍ژده میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها به پیامبر خدا صلی الله علیه و اله به پیامبر دستور میدهد که به شکرانه ان نماز بخواند و قربانی کند. " فصل لربک وانحر " سوره کوثر ایه 3

ثانیا : شاخه گل چه به درد نوزاد تازه متولد شده میخورد؟ در حالی که از گوشت قربانی عده ای از فقرا و مومنین و دوستان و خویشان استفاده میکنند. حال خوشحال کردن دیگران و رسیدگی به انها بهتر است یا دادن شاخه گلی که هیچ فایده ای ندارد ؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٥

چند روز

چند روزی پرشین بلاگ اختلال داشت. 

واقعا برای یک مسئول رده بالا ، زیبنده نیست که دو پهلو حرف بزند. مثلا بگوید شما _ نیروی انتظامی - موظف به اجرای اسلام نیست ، یا مثل حکایت ... . 

دوپهلو حرف زدن گاهی از حرف نردن بدتر است. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٢/٦
تگ ها : عمومی ، نکته

درباره شهادت ثالثه در تشهد

آیا تشهد ثالثه در تشهد جایز است یا خیر ؟ 

http://m-sanad.com/1144

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/٤

مداحی پر معنی

مداحی زیبا از اقای واعظی به مناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها  ++

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱/۳۱
تگ ها : نکته

تقیه و اقسام ان

گاهی اعتماد به نفس دوستان انسان را به شک می اندازد. 

درباره تقیه و اقسام ان بحث میکردیم. مطمئن بودم که تقیه سه قسم است اما دوستان اهل فضل قاطع و محکم گفتند که تقیه دو قسم بیشتر نیست. تقیه خوفی و مداراتی. 

این شد که مجبور شدم دوباره سری به بحث تقیه بزنم. 

خلاصه وار : تقیه سه قسم است : خوفی ،‌ اکراهی ، مداراتی. 

شیخ اعظم تقیه مداراتی را مستحب و حضرت امام ره  انرا واجب میدانند ، مرحوم شیخ در ان " ضرر تدریجی " را شرط میدانند اما حضرت امام ره در ماهیت تقیه مداراتی جز جلب محبّت و ایجاد وحدت کلمه چیزی را شرط نمی کند.

شیخ تقیه مداراتی را جوز تقیه خوفی میداند ولی حضرت امام تقیه مداراتی را قسمی مجزا میداند. 

البته برخی تقیه را چهار قسم دانسته و تقیه کتمانی را هم اضافه کرده اند ور در تعریف اقسام تقیه گفته اند : 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٠
تگ ها : فقه ، نکته

امام خامنه ای و تمثل در خورشید

شنیده شده که اگر کسی ایت الله امام خامنه ای را در خواب ببیند تعبیر آن " امام رضا علیه السلام " است البته صحت و سقم مطلب را نمیدانم و اهل تشخیص چنین مطالبی هم نیستم اما این مطلب درباره حقیر به دفعات فراوان تجربه شده که  گاه عنایت الهی را در خواب به صورت معظم له میبینم چنان که میبینم پشت سر ایشان نماز میخوانیم یا باایشان صحبت میکنیم یا با ایشان قدم زنان از رودخانه ای زلال عبور میکنیم و امثال ان. (واللعن علی منکرها).

و نیز در بیداری دیده ام که معظم له درباطن خورشید هستند. نه از باب تشبیه و تمثیل و تعابیر ادبی . بلکه حقیقت ایشان متمثل در شکل خورشید بوده. 

و نیز در رویای صادقه ای دیده ام که از حضرت ولی عصر ارواحنا فداه طلب امان و نجات کشور میکردند. 

و اگر نبود ذکر فضیلتی از این بزرگ مرد و البته استخاره ای که برای نقل این مطلب کردم هرگز این مطلب را بازگو نمیکردم. 

پ ن : به صورت کلی خواب دیدن سادات اهل علم و تقوا خیر است.  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٠

سید محمد پیغمبر

چنان که به خاطر دارم قریب به این مضمون در کتاب جرعه از دریاست که علما و بزرگان مستقیما نمیتوانند با ارواح انبیا و ائمه مرتبط شوند بلکه علو روح انها اقتضا میکند که واسطه ای در ارتباط روحی انها وجود داشته باشد که این واسطه معمولا سه تن از اعاظم علما هستند که یکی از انها "سید محمد پیغمبر " است که جد مقام معظم رهبری است ، و وجه تسمیه وی به  "پیغمبر" این است که پیامی را از ناحیه مقدسه اورده اند.

و لکن چنان که به ذهن دارم در کتاب شرح اسم وجه دیگری برای این تسمیه بیان شده است.  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٠

ورق های پاره شده

گویا تعبیر ورق پاره را برای قطع نامه های شورای امنیت اولین بار حضرت امام خمینی ره وارد ادبیات سیاسی ایران کرده اند.

امام خمینی ره : 

( ملت ایران ) اکنون نیز از پای نمی‌نشیند تا آنچه از روز اول به عنوان غرامت و برای تأدیب مجرم ( صدام ) خواست جامه عمل پوشد، و تصمیمات شورای امنیت و سازمانهای بی‌ارزش را جز ورق پاره‌هایی در خدمت «وتو» کنندگان نمی‌داند. +

صحیفه امام خمینی » جلد ۱۶ » صفحه ۳۸۰

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱/۱٧

عاشق مبارزه با صهیونیست ها هستیم

از اینجا ++

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢۸

ایام زهرای اطهر

امام خامنه ای : 13 آذر  1370
 +

سوم جمادی الثّانی - شهادت سیّده‌ی زنان عالم، فاطمه‌ی زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) است.

من از ملت ایران درخواست میکنم که در آن روز، مغازه‌ها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمه‌ی زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتی و کارخانجاتی که کارهای خاصی دارند، چیزی نمیگوییم؛ لیکن کسبه و دکاندارها و بازارها و خیابانها احترام کنند. ان‌شاءاللَّه روز سه‌شنبه را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمه‌ی زهرا (سلام‌اللَّه علیها) بهره‌مند بشویم.

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢۸

سگ و زنا

شاید تا امروز فتواهای شرمآور و جالبى از حنفىها شنیده باشید،اما امروز با فتوائى از مالکىها آشنا خواهیم شد . این فتواى جالب و صد البته بسیار شرمآور در باره زنى است که به سگ زنا مىدهد. ابن حزم اندلسى در این باره مىنویسد:

وأما الزِّنَى فإن الْمَالِکِیِّینَ یَحُدُّونَ بِالْحَبَلِ وَلَعَلَّهُ من إکْرَاهٍ وَیَرْجُمُونَ الْمُحْصَنَ إذَا وطىء امْرَأَةً أَجْنَبِیَّةً فی دُبُرِهَا أو فَعَلَ فِعْلَ قَوْمِ لُوطٍ مُحْصَنًا کان أو غیر مُحْصَنٍ. وَلاَ یَحُدُّونَ واطىء (واطئ) الْبَهِیمَةِ وَلاَ الْمَرْأَةَ تَحْمِلُ على نَفْسِهَا کَلْبًا وَکُلُّ ذلک إبَاحَةُ فَرْجٍ بِالْبَاطِلِ وَلاَ یَحُدُّونَ التی تزنى وَهِیَ عَاقِلَةٌ بَالِغَةٌ مُخْتَارَةٌ بِصَبِیٍّ لم یَبْلُغْ وَیَحُدُّونَ الرَّجُلَ إذَا زَنَى بِصَبِیَّةٍ من سِنِّ ذلک الصَّبِیِّ.

اما زنا: مالکىها (زن بىشوهرى را) که حامله شده، حد مىزنند؛ هرچند که شاید مجبور به این عمل شده باشد، و مرد همسر دار را که با زن اجنبى از پشت نزدیکى کند سنگسار مىکنند؛ همچنین اگر عمل قوم لوط را انجام دهد؛ چه همسر دار باشد یا نباشد .اما اگر با حیوانات نزدیکى کند، حد نمىزنند؛ همچنین زنى را که به سگ زنا مىدهد، حد نمىزنند و همه آنها را حلال کردن فرج براى امر باطل مىدانند. و نیز اگر زن عاقل، بالغ و مختارى به کودکى زنا دهد، حد نمىزنند؛ اما اگر مردى با دختر خردسال که همسن این کودک (که زن بالغ و ... به او زنا داده) باشد، حد مىزنند.

إبن حزم الظاهری، المحلی، ج11، ص155ـ156، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٠/۱٢

چگونه خود را عالم و دیگران را بی سواد جلوه دهیم

1 - هر کسی از ما سوالی کرد ، جوابی را نقل کرده و در نهایت بگوییم این نظر صحیح نیست و نظر ما در این مساله چیز دیگریست.

2 - وقتی اسم یکی از بزرگان را نزد ما بردند با کمی اخم بگوییم :  چی ؟ فلانی ؟اینا که اصلا سواد ندارن.

3 - گاهی از یکی از علمای گذشته ذکر خیر کنیم و بگوییم تا 200 سال دیگه هم عظمت علمی فلانی شناخته نمیشه . ( مثلا ما فکرمون 200 سال جلوتره )

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٢/۸

تصورات اشتباه درباره ازدواج

1 – بعضی ها توهم عاشقیی دارند و خیال میکنند عاشق شده اند و باید حتما ازدواج کنند. و به خودشان هم حق میدهند که به خاطر این مساله کارهای غیر متعارف کنند.

2 – میگویند ازدواج ادم را سر عقل می  اورد. بعد میروند باادمی که از لحاظ هوشی و عقلی کم دارد ازدواج میکنند به امید اینکه بعدا سر عقل بیاید.

3- فکر میکنند هنگام ازدواج باید وارد یک زندگی کامل شد و تا زمانی که زندگی کامل نشده و خانه و ماشین و غیره اماده نیست نباید ازدواج کرد.

4 – فکر میکنند ازدواج هم درد است و هم درمان ، در حالی که اگر در وقت مناسب و با شخص مناسب انجام نشود درد هست و درمان نیست.

5 – در مراسم جشن عروسی ، فکر میکنند هر چقدر بی بندو بار تر باشند عروس و داماد خوشبخت تر و شاد تر هستند در حالی که ازدواج بنای عفت و پاکی و هست نه بی بند وباری.

6 – بعضی ازدواج را صحنه رقابت میدانند در حالی که ازدواج صحنه رفاقت و گذشت است نه رقابت و گرو کشی.

7 – بعضی فکر میکنند باید گذشته فرد را نادیده گرفت ، میگویند تا حالا هر چه که بودی ، گذشت ، اما از این به بعد باید رفتارت را تغییر دهی. در حالی که باید بدانیم که رفتارهای گذشته در شکل گیری اخلاق و تصمیمات اینده موثر است و نباید گذشته را نادیده گرفت.

8- بعضی ها فکر میکنند طلاق خیلی راحت است اما طلاق واقعا راحت هم نیست. مثل انفجار یک بمب هست

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٤

وجه حرمت تحصیل فلسفه

حرمت تحصیل فلسفه

فلسفه با سه علم دیگر یعنی ، اصول فقه ، منطق و فیزیک همسایه دیوار به دیوار است. و همیشه این علوم به جز فیزیک مخالفینی داشته.

مثلا عده ای اخباری شده و علم اصول فقه را منکرند. عده ای استدلالات عقلی منطقی را ناقص میدانند و میگویند : پای استدلالیان چوبین بود ... علم فلسفه هم که نور علی نور است و مخالفان سر سختی دارد.

کسانی که مخالف تحصیل فلسفه هستند و بعضا  انرا حرام میدانند دقیقا مقصودشان چیست ؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢٩
تگ ها : نکته ، فقه ، فلسفه

فهرست مسائل برائت جهت پزوهش بیشتر

هر چه باشد ما طلبه هستیم و باید عالمانه حرف بزنیم .

یکی از مسائل جنجالی بین طلاب مخصوصا طلاب مبتدی بحث اظهار لعن است ، و چنان درباره آن هم بحث میکنند گو اینکه این حوزه ی ما هیچ بزرگتری ندارد تا براییافتن جواب به او مراجعه کنیم . برخی هم چنان در این زمینه میتازند که گویا اگر در حوزه بزرگتری باشد خودشان حتما قدر متیقن آن هستند. و البته این مساله در طرفین هم هست چه ان کسی که نظر الف را میپسندد و چه کسی که نظر خلاف الف را میپسندد. و البته طبیعت بحث های عاطفی هم چنین است و لکن خداوند متعال در کنار عاطفه ، عقل و منطق هم داده تا با نیروی عقل ، عواطف را کنترل کنیم.

حال ببینیم مسائل کلی برائت چگونه است ؟

1 – اصل وجوب برائت از مخالفین

2 – وجوب اعلام و ابراز و اظهار برائت

3 – چگونگی اعلام و ابراز برائت و شرایط آن

پس از فراغ از اثبات مسائل دسته اول و دوم و فرض مسلم دانستن انها ، نوبت به این میرسد که شرایط و موانع اعلام برائت چه میتواند باشد ؟ به نظر میرسد اظهار برائت در صورتی واجب است که در مقام تزاحم با مسائل دیگر ، مرجوح واقع نشود اما اگر در مقام تزاحم با امور دیگر مصلحت اعلام برائت مرجوح واقع شود ، اصل وجوب این اظهار میتواند تبدیل به جواز یا حرمت شود و نمونه های رعایت مصالح در روایات هم دیده میشود مثلا :

وَ قِیلَ لِلصَّادِقِ- عَلَیْهِ السَّلَامُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یُسَمِّیهِمْ. فَقَالَ: «مَا لَهُ‏- لَعَنَهُ‏ اللَّهُ‏- یَعْرِضُ بِنَا». اعتقادات الإمامیه (للصدوق) ؛ ؛ ص107

به امام صادق گفته شد که مردی در مسجد با صدای بلند دشمنان شما را سب میکند و به نام انها تصریح میکند ، امام علیه السلام فرمودند : او را چه شده ؟ خدا او را لعنت کند ... .

حال باید دید تشخیص مصلحت به عهده چه کسی است ؟

آیا به عهده ی خود مکلف است ؟

یا به عهده ی حاکم و سیاست گزار مسلمین است ؟

یا به عهده ی اهل خبره است ولو که حاکم نباشد ؟

و نیز مکلف در صورتی که خود نتواند تشخیص دهد باید به چه کسی مراجعه کند ؟ و نیز باید بحث شود که اگر حاکم ، در موردی بر خلاف نظر مکلف یا سایر اهل خبره  حکمی داد ( نه صرف نظر و توصیه بلکه حکم کند بر وجوب یا حرمت نوعی از اظهار مثلا ) آیا این حکم بر نظر مکلف یا سایر اهل خبره حاکم است یا خیر ؟

...........

مساله دیگر در این باب بررسی تفاوت بین لعن و سب است ، ایا این دو مترادف هستند ؟ یا عام و خاص مطلق هستند و یا تباین دارند ؟

و نیزباید بحث شود که آیا هر دو مورد از مصادیق برائت هستند یا خیر.

...........

مساله دیگر در این باب بررسی نوع تعامل با سایر مذاهب اسلامی از دیدگاه فقه امامیه است . ایا اصل بر همزیستی مسالمت آمیز است ؟ یا اصل بر جدایی و دوری گزیدن از سایر فرق و قطع ارتباط با انان جز در موارد ضروری است؟

بدوا به ذهن میرسد که مساله بسیار جای تامل و کار کردن دارد وروایات مختلفی در این بین است فعلا دو روایت را ذکر میکنیم و سایر روایات را در مجالی دیگر خواهیم نوشت ان شا الله.

عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا وَ بَیْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ مِمَّنْ لَیْسُوا عَلَى أَمْرِنَا

قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ‌

صحیحه معاویه بن وهب میگوید به امام صادق ع عرض کردم : با اهل سنت چگونه برخورد کنیم ؟ فرمودند :

همانگونه برخورد کنید که امام شما برخورد میکند.

به خدا سوگند که امامان شما به عیادت مریضان انها میروند و  و در تشییع جنازه انها حاضر میشوند و برای انها شهادت میدهند و امانت انها را به انها باز میگردانند.

و نیز روایت زید شحام :

عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ یُطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یَأْخُذُ بِقَوْلِیَ السَّلَامَ وَ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ

فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ- صِلُوا عَشَائِرَکُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ

فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ

فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَةِ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَةُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا

که دراین روایت به همزیستی مسالمت امیز و حسن همجواری با مخالفین تصریح شده ،

اما باید دید این مسائل تابع مصالح خاصی است که با شرایط زمان عوض میشود یا امری تعبدی است ؟ و اگر تابع مصالح عقلایی است آن مصالح چیست و مرجع تشخیص مصلحت کیست ؟

به هر حال مسائل مربوط به همزیستی مسالمت امیز نیازمند بحث و تحقیق عالمانه و دقیق است وبه جای هیاهوهای جاهلانه بهتر است چراغ فکر را روشن کنیم و علم تحقیق  را بر دوش بگیریم تا به فهم کلمات محمدی و معارف علوی نائل گردیم ان شا الله.

در خاتمه تبرک میجوییم به کلام زیبایی از امام صادق علیه السلام که فرمودند :

 

 عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَنَا إِلَى النَّاسِ وَ لَمْ یُبَغِّضْنَا إِلَیْهِمْ

 

  ________________________________________

ابن بابویه، محمد بن على، إعتقادات الإمامیة (للصدوق)، 1جلد، کنگره شیخ مفید - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1414ق.

کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق

 

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٩

دستورات آیت الله بهجت ره به فرزند خود در اوایل طلبگی ایشان

شنیده بودم که مرحوم آیت الله العظمی بهجت ره به فرزند خود جناب حجت الاسلام شیخ علی بهجت مد ظله در زمانی که حدودا 16 سال داشته اند برنامه ای در مسیر طلبگی ایشان داده اند ، امروز توفیق بود که ایشان را زیارت کرده و از محضرشان بپرسم : دستورات پدر بزرگوار شما در اوایل طلبگی چه بوده ، هر چند ایشان کاملا ان دستورات را به خاطر نداشت اما انچه که به یاد داشتند چنین بود : 

اول : رفتن به حرم و زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دو مرتبه در هفته که یک بار ان شب جمعه یا ظهر ( روز ؟ ) جمعه باشد.

دوم : خواندن روزانه 50 آیه از قرآن

سوم : در ان 50 آیه اگر آیاتی وجود داشت که معنایش مشکل بود به یک تفسیر ساده مثل منهج الصادقین مراجعه شود تا معانی آن ایات روشن شود.

چهارم : روزانه چند مساله شرعی خوانده شود. 

پنجم : به تنهایی از خانه بیرون نروند مگر به همراه برادر خود. ( یا شاید یکی از اهل منزل )

شاید موارد دیگری هم بوده و لکن انچه ایشان به خاطر داشتند فعلا همین بود. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٦

عقل اجتماعی و استنباط فقهی

برخی مسائل فقهی تعبدی هستند نظیر مسائل طلاة و طهارت بنابراین بیشتر از دانستن قواعد اصولی و رجالی و امثال این چیزها به چیز بیشتری احتیاج نیست اما برخی مسائل فقهی ، تعبدی محض نیست بلکه تابع یک سری مصالح عمومی هستند که برای استنباط انها علاوه بر دانش اصول و رجال و فنون مختلف فقهی به نوعی عقل و تدبیر و نوعی دقت و ریزبینی احتیاج است. مسائل فقه سیاسی از جمله همین مسائل است لذا میبینیم که در این گونه مسائل لحن روایات و نیز محتوای روایات در اعصار مختلف متفاوت است ، حتی به لحاظ افراد هم ممکن است لحن روایات مختلف باشد بر خلاف مسائل تعبدی که در همه ی اعصار سیاق روایاتشان شبیه هم هستند.

مثلا در برخی روایات تاکید فراوان شده که ولایت و دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام بدون عمل صالح فایده ندارد و در برخی روایات تاکید شده که عمل صالح بدون ولایت فایده ندارد. شاید روایات دسته اول مربوط به زمانی بوده که عده ای معتقد شده اند که اگر ولایت علی داشته باشیم ، دیگر هر گناهی را میتوان انجام داد و دسته دوم مربوط به اشخاص یا زمانی است که معتقد بودند عمل صالح کفایت میکند و نیازی به ولایت نیست.

یا در مسائل لعن و سب دشمنان نیز چنین است ، برخی روایات دستور به اعلام برائت و سب دشمنان میدهند و در برخی دیگر اعلام عمومی سب را منکر میدانند. جمع این قبیل روایات مختاج نوعی عقل سیاسی و اشنایی با مصالح و مفاسد جامعه اسلامی است که با صرف آشنایی فنون متعارف دانش فقه قابل فهم نیست.


أَنَّهُ قِیلَ لَهُ إِنَّا نَرَى فِی الْمَسْجِدِ رَجُلًا یُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِکُمْ وَ یَسُبُّهُمْ فَقَالَ مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَرَّضَ بِنَا قَالَ اللَّهُ‏ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ‏ الْآیَةَ قَالَ وَ قَالَ الصَّادِقُ ع فِی تَفْسِیرِ هَذِهِ الْآیَةِ- لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ یَسُبُّوا عَلَیْکُمْ فَقَالَ مَنْ سَبَّ وَلِیَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ.

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏71 ؛ ص217

"به امام صادق علیه السلام گفته شد که مردی در مسجد دشمنان شما اهل بیت را لعن میکند ، امام علیه السلام فرمودند : چرا چنین میکند ؟ خدا او را لعنت کند ... ."

از این قبیل روایات فهمیده میشود که چگونگی لعن کردن ، خود تابع شناخت یک سری مصالح و مفاسد است ، یا مثلا در روایتی دارد که : رحم اللع عبدا حببنا الی الناس. خدا رحمت کند بنده ای را که ما را نزد عامه محبوب گرداند. حال باید پرسید : چگونه میتوان شما را نزد دیگران محبوب کرد ؟ فهم این مسائل نیازمند نوعی عقل و درک صحیح از جامعه و شرایط است علاوه بر اشنایی با دانش فقه.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۱٠/٥

حدیث درباره رفتار با اهل سنت

 

 

موثقه ابی بصیر درباره رفتار با اهل سنت و مخالفین :

293 حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ:

رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَنَا إِلَى النَّاسِ وَ لَمْ یُبَغِّضْنَا إِلَیْهِمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ یَرْوُونَ مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَکَانُوا بِهِ أَعَزَّ وَ مَا اسْتَطَاعَ أَحَدٌ أَنْ یَتَعَلَّقَ عَلَیْهِمْ بِشَیْ‌ءٍ وَ

لَکِنْ أَحَدُهُمْ یَسْمَعُ الْکَلِمَةَ فَیَحُطُّ إِلَیْهَا عَشْراً‌     کافی ج 8 ص 229

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٩/٢٧

ذکر با سند صحیح

وسائل الشیعه ج 7 ص 223 و به سند صحیح :

وَ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَنْ قَالَ مِائَةَ مَرَّةٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُ‏ الْمُبِینُ‏- أَعَاذَهُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ مِنَ الْفَقْرِ وَ آنَسَ وَحْشَةَ قَبْرِهِ وَ اسْتَجْلَبَ الْغِنَى وَ اسْتَقْرَعَ بَابَ الْجَنَّةِ.

 وسایل ج 7 ص 221

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

مَنْ قَالَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ بِهَا سَبْعِینَ نَوْعاً مِنَ الْبَلَاءِ أَیْسَرُهَا الْهَمُّ.

وسایل ج 7 ص 229 :

َ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَدَعْ أَنْ تَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحْتَ وَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا أَمْسَیْتَ-

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تُرِیدُ

فَإِنَّ أَبِی ع کَانَ یَقُولُ هَذَا مِنَ الدُّعَاءِ الْمَخْزُونِ.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٩/٧

شرایط توثیق به دلیل کثرت روایت اجلا از ضعفا و مجاهیل

برخی از روات که وضعیت انها مجهول است را با کثرت روایت اجلا از وی توثیق میکنند. 

و لکن این سخت به طور کلی درست نیست بلکه کثرت روایت اجلا از یک شخص مجهول 

فقط با شرایطی میتواند افاده وثاقت وی کند. 

اول : اینکه احادیث نقل شده از وی توسط ثقات ، در مسائل مستحب و مکروه نباشد زیرا 

ممکن است انها بخاطر تسامح در ادله سنن حدیث وی را نقل کرده باشند. 

دوم : در امور اعتقادی اولیه نباشد. زیرا در امور اعتقادی نقل در حد تایید است نه دلیل.

سوم : کثرت به حدی باشد که افاده اطمینان کند.   

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٩/٦

الفاظ برای ارواح معانی وضع شده اند

چند روز قبل در کلاس فقه بحث بر سر مساله اصولی وضع شد. نظریه : وضع الفاظ برای ارواح معانی را نقل کردم و از عجایب این بود که این نظریه مشهور را کسی نشنیده بود.

امروز لینکی از این بحث زیبا پیدا کردم که تقدیم میکنم.اینجاو اینجا

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٩/٦
تگ ها : نکته ، اصول فقه

نقل های مختلف از ایت الله مصباح جهت بررسی مجدد

چند نقل مختلف از ایت الله مصباح یزدی 

http://www.rahighemakhtoom.com/imam/852-a-b

و لها توجیهات سنذکرها ان شا الله. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠
تگ ها : نکته ، فقه

حدیثی که در آن به خلیج فارس تصریح شده

در منابع حدیثی اهل سنت حدیثی وجود دارد که از دریای فارس یا همان خلیج فارس نام برده اند و این حدیث شریف میتواند سند خوبی باشد که واژه خلیج ع ر ب . ی واژه ای جعلی است و نام حقیقی ان از قدیم الایام خلیج فارس بوده است. 

 « حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ بْنِ أَبَانَ ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَیْلٍ ، عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ جَمِیعٍ ، عَنْ أَبِی سَلَمَةَ ، عَنْ جَابِرٍ ، قَالَ : قَامَ فِینَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ یَوْمٍ عَلَى الْمِنْبَرِ ، فَقَالَ :
 
 
” بَیْنَمَا نَاسٌ یَسِیرُونَ فِی الْبَحْرِ فَلَقِیَتْهُمُ الْجَسَّاسَةُ ” . فَقُلْتُ : وَمَا الْجَسَّاسَةُ ؟ . فَقَالَ : ” امْرَأَةٌ تَجُرُّ شَعْرَ جِلْدِهَا وَرَأْسِهَا . فَقَالَتْ : فِی هَذَا الْقَصْرِ خَبَرُ مَا تُرِیدُونَ . فَأَتَوْهُ فَإِذَا هُمْ بِرَجُلٍ مُوثَقٍ ، قَالَ : أَخْبِرُونِی ، أَوْ سَلُونِی أُخْبِرْکُمْ . فَسَکَتَ الْقَوْمُ ، فَقَالَ : أَخْبِرُونِی عَنْ نَخْلِ بَیْسَانَ ، وَعَیْنِ زُغَرَ وَعُمَّانَ ، هَلْ أَطْعَمَ ؟ . قَالُوا : نَعَمْ . قَالَ : فَأَخْبَرُونِی عَنْ حَمْأَةِ زُغَرَ هَلْ فِیهَا مَاءٌ ؟ . قَالُوا : نَعَمْ ، هِیَ مَلأَى تَدَفَّقَ جَانِبُهَا . قَالَ : فَقَالَ : وَهُوَ الْمَسِیحُ تُطْوَى لَهُ الأَرْضُ ، فَیَسْلُکُهَا فِی أَرْبَعِینَ إِلا مَا کَانَ مِنْ طَیْبَةَ ” . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ” هِیَ الْمَدِینَةُ ، مَا بَابٌ مِنْ أَبْوَابِهَا إِلا عَلَیْهِ مَلَکٌ صَالِتٌ سَیْفَهُ یَمْنَعُهُ مِنْهَا ، وَبِمَکَّةَ مِثْلُ ذَلِکَ ” . ثُمَّ قَالَ : ” فِی بَحْرِ فَارِسَ مَا هُوَ ، فِی بَحْرِ الرُّومِ مَا هُوَ ” ثَلاثًا . قَالَ : فَقَالَ ابْنُ أَبِی سَلَمَةَ : إِنَّ فِی هَذَا الْحَدِیثِ شَیْئًا مَا حَفِظْتُهُ . قَالَ : فَشَهِدَ جَابِرٌ أَنَّهُ ابْنُ صَیَّادٍ . قَالَ : فَقُلْتُ : إِنَّ ابْنَ صَیَّادٍ قَدْ مَاتَ . قَالَ : وَإِنْ مَاتَ . قَالَ : فَقُلْتُ : فَإِنَّهُ قَدْ أَسْلَمَ . قَالَ : وَإِنْ کَانَ قَدْ أَسْلَمَ . قَالَ : فَإِنَّهُ قَدْ دَخَلَ الْمَدِینَةَ . قَالَ : وَإِنْ کَانَ قَدْ دَخَلَ الْمَدِینَةَ »
 
 
 

مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی جلد ۴ ص ۱۲۰  حدیث شماره  ۲۱۴۶ 

این حدیث غیر از مسند ابی یعلی ، در تفسیر الحدیث ج 4 ص 384 تالیف محمد عزت دروزی متوفی 1383 به نقل از ترمذی هم آمده است
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٧/٢٥

آیا در نهج البلاغه دلیلی بر استصحاب وجود دارد ؟

در حین مطالعه نهج البلاغه به عبارتی در نامه 31 حضرت امیر علیه الیه السلام برخورد کردم که شاید اشاره به استصحاب داشته باشد.

حضرت میفرمایند : 

أَنَّ الدُّنْیَا لَمْ تَکُنْ لِتَسْتَقِرَّ إِلَّا عَلَى مَا جَعَلَهَا اللَّهُ عَلَیْهِ مِنَ النَّعْمَاءِ وَ الِابْتِلَاءِ وَ الْجَزَاءِ فِی الْمَعَادِ وَ مَا شَاءَ مِمَّا لَا نَعْلَمُ فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکَ شَیْ‌ءٌ مِنْ ذَلِکَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِکَ بِهِ فَإِنَّکَ أَوَّلَ مَا خُلِقْتَ جَاهِلًا ثُمَّ عُلِّمْتَ

محصل کلام ایشان این است که دنیا همان گونه است که خداوند میخواهد و دراری نعمت ها و ازمایش ها و حوادث مختلف است و اگر در امری از امور دنیا به مشکلی برخورد کردی آن را به جهالت و نادانی خود ربط بده زیرا : تو در روزی که به دنیا امدی نادان بودی و سپس دانا شدی .


به عبارت دیگر : حالت سابقه ی شما نادانی بوده ، الان دچار مشکل علمی شدی و میخواهی منکر مساله حقی شوی . شک داری ، شاید هنوز عالم نشدی و مشکل علمی شما هم بخاطر همان نادانی سابق است . پس استصحاب نادانی کن. 

و به عبارت دیگر : قبلا نادان بودی. 
الان شک داری دانا شدی یا نه. 
پس : استصحاب عدم علم کن.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٧/۱۸
تگ ها : نکته ، اصول فقه

تناقض در رفتار

طیف آقای سید صادق شیرازی ، چگونه حضور افرادی نیز شیرین عبادی ( مبلغ بهاییت ) در کنگره ای با حضور افراد وابسته به طیف شما و دعوت انها به موعظه ی حسنه و گفتگو با منش و سلوک شما سازگار است ؟ 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٦/۸

آیا طلبگی شغل است ؟

آیا طلبگی شغل است ؟ 

در پاسخ باید بگوییم منظور شما از شغل چیست ؟ 

اگر منظور یک نیاز اجتماعی است ، بله طلبگی شغل است و اگر نباشد قسمت عمده ای از نیاز های فرهنگی دینی و اخلاقی مردم از بین میرود و اعتقادات و ارزش های دینی پایمال خواهد شد و مرزهای عقیدتی و فرهنگی توسط افکار غیر دینی و منحرف مورد هجمه واقع خواهد شد. 

اگر منظور از شغل یک منبع در امد باشد : هر چند ممکن است کسی از راه طلبگی هم کسب درامد کند اما شان و ارزش طلبگی بیشتر از یک منبع تامین هزینه و تامین نیاز مالی است و ارزش آن با پول و مادیات قابل اندازه گیری نیست. 

آیا طلبگی یک نیاز جامعه است ؟

همان طور که مرزهای خاکی کشور نیاز به محافظت دارد مرزهای فکری و اعتقادی هم نیاز به محافظت دارد و چه کسی جز عالم دین باید از این مرزها حفاظت کند ؟ چنان که این مطلب در احادیثی اشاره شده " العلماء منار الاسلام " یعنی وسیله ی شناخت اسلام علما هستند و در برخی احادیث از علما به " امناء " یعنی افراد امین تعبیر شده است. 

چطور میشود که طب و سلامت مردم نیاز به متخصص دارد اما دین مردم نیاز به متخصص ندارد؟ حفاظت از اعتقادات و جواب دادن به شبهات نیاز به کارشناس ندارد ؟ 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٦/۱

استفتاء حول کتاب نهج البلاغة عن ایت الله العظمی سیستانی مد ظله

بسم الله الرحمن اﻟﺮﺣﻴﻢ
سماحة المرجع الدینی الأعلى السید السیستانی (دام ظله)
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

یرجى التفضل بذکر کلمة حول کتاب (نهج البلاغة).ودمتم ذخراً للإسلام والمسلمین.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦

اصلاح طلبی از دیدگاه قران

اصلاح طلب کیست ؟

الأعراف : 170   وَ الَّذینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحینَ 

اصلاح طلب کسانی  هستند که به قران تمسک کند و نماز را به پا دارد.

جزای مردمی که اصلاح طلب باشند چیست ؟

هود : 117   وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ 

خداوند سرزمین آنان را نابود نخواهد کرد. 

رابطه ی منافقین و اصلاح طلبان چگونه است ؟

البقرة : 11   وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ 

منافقین هم خود را اصلاح طلب میدانند و زمانی که به انها میگوییم در زمین فساد نکنید میگویند ما اصلاح طلب هستیم.  در حالی که در واقع اهل فساد هستند. 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٤/٢٩

چرا هنگام بردن نام قائم عج بلند میشویم ؟

چرا هنگام بردن نام مخصوص امام عصر عج قیام میکنیم ؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱٢/٢

چرا برای امام حسین علیه السلام گریه میکنیم اما برای خدا خیر

چرا برای مظلومیت خدا گریه نمیکنیم اما برای مصیبت ها و مظلومیت های امام حسین علیه السلام گریه میکنیم ؟

 ما باید برای خدا گریه کنیم نه امام حسین علیه السلام زیرا خداکه مهمتر از امام حسین علیه السلام است. 

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۸/٢٩
تگ ها : نکته ، کلام ، حل شبهه

مژده به نابودی داعش در کلام مولی علی علیه السلام

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام 1400 سال پیش فرمودند:

حدّثنا نعیم عن الولید بن مسلم و رشدین عن ابن لهیعة عن أبی قبیل عن أبی رومان عن علیّ بن أبی طالب، قال: «إذا رأیتم الرایات السود فالزموا الأرض، فلا تحرّکوا أیدیکم و لا أرجلکم، ثم یظهر قوم صغار لا یؤبه لهم، قلوبهم کزبر الحدید، أصحاب الدولة، لا یفون بعهد و لا میثاق یدعون إلى الحقّ و لیسوا من أهله، أسماؤهم الکنى، و نسبتهم القرى، شعورهم مرخاة کشعور النساء حتى یختلفوا فیما بینهم، ثم یؤتی اللّه الحقّ من یشاء»



ترجمه: زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید - به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشتابید - سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند خداوند اهل حق – هر کسی که بخواهد- را ظاهر می سازد."

گفته می شود این سخن که مفهوم آن تماما با تروریست های "داعش" منطبق است کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند "ابو مصعب، ابوالبراء و..." و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند "البغدادی، الحرانی و..." .

ادرس روایت : 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٤/۱٩

آیا حکومت وظیفه دارد مردم را به بهشت ببرد؟

آری :  به دلیل 

الحج : 41   الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ 

و نیز ممکن است از این دو ایه هم استفاده شود :

آل‏عمران : 104 وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 

آل‏عمران : 110 کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱

اصلاح خواص امت

و قال صلّى اللّه علیه و آله: لا تصلح عوامّ امّتی إلّا بخواصّها. قیل: ما خواصّ امّتک یا رسول اللّه؟ فقال: خواصّ امّتی أربعة: الملوک، و العلماء، و العبّاد، و التجّار.


ترجمه :
پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: عوام امت مرا جز خواص اصلاح نکند، پرسیدند: خواص چه کسانى هستند؟ فرمود: چهار دسته: سلاطین، علما، عبادت کنندگان، و تجار.

تحریر المواعظ العددیه، على مشکینى،‏ 336،


  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱٥
تگ ها : نکته ، حدیث منبر

ضروری دین چیست

آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی در نوشته ای راجع به ارتداد - که در سایتشان موجود است - در اینکه ضروری دین چیست ؟ میفرمایند :

ضروری دین آن است که مورد اتفاق شیعه و سنی باشد و نیازی به استدلال حتی اجماع بر صحّت آن نباشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥
تگ ها : نکته ، فقه

در تحریم معلوم صرف عدم احراز عصیان کافی نیست

استاد شهیدی مد ظله در درس خارج اصول میفرمایند :

همانطور که در تکلیف وجوبی باید احراز کنیم امتثال را در تکلیف تحریمی معلوم هم باید احراز کنیم امتثال را، نه اینکه صرفا احراز نکینم عصیان را، اینطور نیست که درتکلیف تحرمی احراز عصیان قبیح باشد، بلکه آنجا هم مثل تکلیف وجوبی عقل می گوید باید احراز کنیم امتثال را،

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥
تگ ها : نکته ، اصول فقه

گاهی برخی وسایل مفید هم ممنوع است!

کسی یک قاچو را ( که الت مشترکه است ) به دست 1 ساله یا دو ساله میدهدو کودک که قدرت کنترل چاقو را ندارد به واسطه در دست داشتن چاقو زخمی میشود. حال آیا کسی که چاقو را به دست این صبی و طفل داده ضامن است یا خیر؟
از لابلای کلمات استفاده میشود که بله ضامن است.
نظیر جایی که کسی طفلی را سوار بر اسبی میکند که طفل قدرت کنترل مرکب را ندارد و لذا به دیگری میخوردو یا دچار حادثه میشود.
.........
حال اگر کسی کتابی را که مشتمل بر مطالب غلط است در اختیار کسی قرار دهد که قدرت درک و تفکیک مضامین فاسد و صحیح ان را ندارد، آیا این کار جایز است ؟
.......
اگر کسی ماهواره یا فیس بوک را ( لو سلم که جزو الات مشترک باشد ) در اختیار کسی قرار دهد که قدرت تشخیص مطالب صحیح و غلط ان را ندارد ، آیا این کار جایز است ؟

( ما قبلا ادله حرمت فیس بوک را مطرح کردیم اما بر فرض که ان هارا رد کردید اما باز هم جایز است چنین وسیله ای در اختیار عموم قرار گیرد ؟ نظیر همان چاقو که وسیله ای نافع و مفید است اما در دست طفل نباید باشد ماهواره هم وسیله ای مفید است که در دست عموم نباید باشد. فیس بوک هم نظیر چاقویی مفید که در دست نوجوان و کودک 6 ساله اگر واقع شود باعث انحراف قطعی او میشود.
...............
آیا این مطلب برای مسدود کردن چنین سایت هایی قانع کننده نیست؟

....

پ ن : ادله حرمت فیس بوک :

http://moen.persianblog.ir/post/282/

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

شبهه مصداقیه در تکلیفی که متعلق آن متعلق المتعلق ندارد

مرحوم نائینی : تکلیف یک متعلقی دارد که فعل اختیاری انسان است، این متعلق تکلیف اگر متعلق المتعلق نداشت مثل تکلم ونماز نمی شود برای آن شبهه مصداقیه فرض کرد، چون معنا ندارد که انسان در هنگام عمل در فعل ارادی خودش شک کند، مگر اینکه فعل مباشری نباشد بلکه فعل تسبیبی باشد، مثل سقوط از شاهق(بلندی) که شک بکند که فعل او سبب تولیدی قتل هست یا نیست که مجرای قاعده اشتغال است چون از موارد شک در محصل می شود چون نمی داند که آیا القاء من الشاهق سبب قتل هست یا نیست باید قاعده اشتغال جاری بشود، اما فعل مباشری لایعقل الشک فی مصداقه حین العمل.

استادشهیدی مدظله در نقد کلام نائینی میفرماید :: این فرمایش ناتمام است زیرا بالوجدان انسان در عمل اختیاریش شک می کند که این مصداق چیست، مثلا غناء عبارت است از صوت مشتمل بر ترجیع مطرب مثلا بنا بر تفسیر قدماء، یا بنا بر تفسیر متأخرین صوت مناسب با مجالس لهو ولعب، خوب انسان شک می کند که آیا این صوتش مشتمل بر ترجیع هست یا نیست، یا مثلا جهر فی القرائة گاهی انسان شک می کند به علت همهمه وسر وصدا که آیا این حمد وسوره که می خواند مصداق جهر فی القرائة است یا مصداق اخفات فی القرائة است، یا مثلا مولا می گوید دو جمله متساویه بگو یا نگو شک می کند که این دوجمله که می گوید متساوی هستند از لحاظ حروف یا متساوی نیستند، چطور می گوئید که فعل مباشری شبهه مصداقیه ندارد؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٩
تگ ها : نکته ، اصول فقه

انحلال در جعل در کلام استاد شهیدی مدظله

امروز در کلاس رفع اشکالات خارج اصول ف‌حضرت استاد شهیدی مدظله در پاسخ سوال یکی از دوستان گرانمایه ام مطالب مهمی را فرمودند ، برادر عزیزم جناب آقای منافی خلاصه ای از فرمایشات استاد در کلاس درس امروز را نوشته اند : 

انحلال در جعل

إنحلال فقط در شمولی ها متصوّر است و در بدلی ها انحلالی رخ نمی دهد.
در بحث انحلال در جعل دو نظریّه وجود دارد:


1- إنکار إنحلال در جعل: این قول شهید صدر و إمام خمینی می باشد.


مراد اینها تطابق إثبات با ثبوت در مورد عامّ و مطلقاست. یعنی اگر در مقام اثبات، عامّی وجود داشت، کاشف از این است که در مقام ثبوت نیز به نحو عموم اخذ شده است و اگر به نحو مطلق بود، کاشف از این است که در مقام ثبوت نیز به نحو مطلق می باشد. جعل متعلّق به نحو عموم، به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له خاصّ می باشد، ولی جعل متعلّق به نحو مطلق، به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له عامّ می باشد که مصاذیق و أفرادی دارد.


طبق این نظریّه انحلال در جعل مختصّ به صورتی است که در مقام اثبات عموم وجود د اشته باشد، نه إطلاق. امّا در صورتی که در مقام اثبات، مطلق وجود داشته باشد، انحلال در مجعول رخ می دهد، یعنی در مقام فعلیّت انحلال رخ می دهد.


2- پذیرش انحلال در جعل: استاد شهیدی پور این نطریّه را قائل است.
مراد از این نظریّه، این است که چه لسان اثباتی به نحو عموم باشد و چه به نحو إطلاق، در مقام ثبوت، به نحو عموم یعنی به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له خاصّ می باشد.
إن قُلتَ: این نظریّه مخالف إجماع اُصولیّین است؛ زیرا در بحث تعارض عامّ بر مطلق که برخی قائل به تقدیم عامّ شده اند، هیچ کس اشکال نکرده که در مقام ثبوت همه احکام به نحو عموم می باشد.
قُلتُ: بحث تعارض عامّ و مطلق، بحثی إثباتی است، نه ثبوتی.


دلیل بر این نظریّه این است که وجدان درک می کند که بین جعل های شمولی و جعل های بدلی تفاوت در جعل وجود دارد و از آنجا که در بدلی ها انحلال در جعل وجود ندارد، پس در شمولی ها انحلال در جعل رخ می دهد.
و اینکه تفاوت بین این دو جعل را به غیر انحلال بگذاریم، به این صورت که قائل شویم، متعلّق احکام بدلی، طبیعت نیست، بلکه اوّلین فرد از طبیعت است خلاف وجدان عرفی می باشد.

مؤیّد این نظریّه، این است که دو نحوه جعل (جعل به نحو عموم و جعل به نحو إطلاق) خلاف وجدان است، به این صورت که متعلّق برخی أحکام به نحو عموم باشد و متعلّق أحکام دیگر به نحو إطلاق باشد.


چه نکته ای وجود دارد که شارع این تفصیل را در مورد گوناگون انجام دهد؟!! 


در پایان لازم به ذکر است که شهید صدر در بحث إستصحاب حکم جزئی کلامی دارد که ظاهر آن إنکار مطلق إنحلال در جعل است (چه در موارد عموم إثباتی و چه در موارد إطلاق إثباتی) که کلامی غریب است و وجهی ندارد. ایشان می فرماید: «و قرّب فی الدراسات الإشکال، بأنّ جعل وجوب الحجّ على کلّیّ المستطیع لا شکّ فی ثبوته، و جعل وجوب الحجّ على خصوص هذا الشخص بعنوان مخصوص لا شکّ فی عدم تحقّقه، فأیّ شی‏ء یستصحب؟! و أجاب عنه بأنّ الحکم انحلالیّ ینحلّ بعدد أفراد الموضوع، فالشکّ فی فرد زائد یستتبع الشکّ فی جعل زائد یستصحب عدمه‏.


و یرد علیه: أنّ التعدّد و الإنحلال‏ الحاصل بتعدّد الموضوع إنّما هو فی عالم المجعول بالعرض و فعلیّة الحکم الّذی یتحقّق بتحقّق الموضوع. و أمّا الجعل الثابت فی نفس المولى على موضوع کلّی فهو شی‏ءٌ واحدٌ عرفاً و عقلاءاً، و المفروض أنّ حدوث الفرد فی الخارج إنّما یوجب فی ذاته تعدّد المجعول و فعلیّة الحکم لا بما هو معلوم للمولى، فقد یتّفق حدوث الفرد من دون علم المولى به، أو مع غفلة المولى عن أصل الجعل و یوجب تکثّر المجعول و فعلیّته، فی حین أنّه یستحیل أن یؤثّر أمرٌ خارجیٌّ فی ذاته و من دون علم المولى به فی عالم نفس المولى.


و الخلاصة: أنّ الإنحلال لیس فی مرحلة الجعل الّتی هی عالم المجعول بالذات و إنّما هو فی مرحلة التطبیق التی هی عالم المجعول بالعرض. »

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٩

مبانی اصولی انسداد

در اصول، برخی مبانی وجود دارد که هر یک از این مبانی به تنهایی منتهی به انسداد خواهد شد، اگرچه به دلایلی برخی از قائلین به این مبانی، إنسداد را منکر هستند.
1- قول به إختصاص حجّیّت خبر واحد به صورت إفاده إطمینان. (اگرچه آیت الله سیستانی با وجود پذیرش این مبنا، إنسداد را قبول ندارد.)
2- قول به عدم حجّیّت توثیق رجالیین (به خاطر عدم احراز حسّی بودن توثیق ایشان.)
3- قول به عدم جریان أصل عدم قرینه متّصله و منفصله مگر در صورت إطمینان به آن.
4- إنکار حجّیّت استصحاب قهقرایی در مورد ظهورات نسبت به ظهورات زمان عصر صدور نصّ.
5- إنکار أصالۀ کون المتکلّم فی مقام البیان کما قال به المیرزا المجدّد الشیرازی.
6- اختصاص حجیّت ظهور به مقصودین به افهام و اینکه ما نه مقصود به افهام ائمّه هستیم و نه مقصود به افهام روات.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢۱

استدلال بر حرمت قمه زنی

 
 
از مربی قرآن حجة الاسلام قرائتی دامت برکاته نقل شده که :
 
 

در یکی از شهرها با وجود توصیه‏‌های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمه‎زنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست ‏برنمی‏ داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می‏آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
 
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده‏ای برای قمه‎زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» (1)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه‏ای دارد و قصه‏اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرام‎تر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .
 
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می‏شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می‏شود از ریشه «رعی‏» گرفت و هم از ریشه «رعن‏». اگر از «رعی‏» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن‏» است، ولی اگر از ریشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت ‏به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
 
وقتی که مسلمانان می‏گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن‏» را اراده می‏کردند، ولی یهودی‎ها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمان‎ها به پیغمبرشان می‏گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه‏ای را که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند به کار نبرید .
 
بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می‏زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می‏کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه‏ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می‏کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده می‏کرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث‏ به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می‏دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه‏زنی شما سوء استفاده می‏کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی‏زنیم .
منبع : رجا نیوز
  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

رحلت ( شهادت)پیامبر اسلام صلی الله علیه واله به سال شمسی

تاریخ رحلت ( شهادت ) پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله :

روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجری قمری

مصادف با 7 خرداد سال 11 هجری شمسی

و 28 می سال 632 میلادی است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

پرداخت یارانه از دیدگاه فقه

عده ی زیادی درباره پرداخت یارانه ها به اقشار پردرآمد اظهار نظر میکنند اما از انجا که بسیاری از این افراد کارشناس مسائل فقهی نیستند گفته های آنها جای تامل و تاسف دارد و هر کس در مساله ای  که تخصص ندارد سخنی بگوید ، ان سخن باعث رسوایی است.

آیا پرداخت یارانه ای که جزء بیت المال مسلمین است به اقشار پر درآمد جامعه صحیح است یا خیر ؟

جواب : محل مصرف بیت المال مسلمین ، مصالح آنها است ، و نباید خیال کرد که همه ی مسلمین از بیت المال به طور مساوی حق استفاده دارند ،خیر ، محل مصرف بیت المال مصالح مسلمین است و چون استفاده ی اقشار پر در آمد از یارانه  مصلحت مسلمین محسوب نمیشود بنابراین پرداخت یارانه به آنها صحیح نیست.

بله اگر به هر دلیلی ثابت شود که پرداخت یارانه به سایر اقشار هم جزء مصلحت مسلمین است ، پرداخت یارانه به آنها اشکال ندارد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۸/٢

رفع فیلتر فیس.بوک

گفته میشود برخی سایت ها نظیر فیس.بوک در آستانه رفع فیلتر هستند. سوال این است که از نظر فقه و قواعد شریعت اسلامی ، آیا رفع فیلتر اینگونه سایت ها جایز است یا خیر ؟

جواب : لااقل به دو دلیل ممکن است قائل به حرمت رفع فیلتر این سایت شویم. 

دلیل اول : یکی از مباحث مطرح در فقه ، مساله حرمت حفظ کتب ظلال است. یعنی حرام است کسی کتاب های گمراه کننده را نگهداری کند. حال چگونه میشود قائل به حرمت نگهداری یک کتاب صد صفحه ای گمراه کننده باشیم اما سایتی که تمام مقدسات را زیر سوال میبرد و گمراه کنندگی قسمت عمده ی آن اظهر من الشمس است ، حفظ ، نگهداری ، و استفاده از آن جایز باشد ؟

دلیل دوم :  یکی از جهاتی که برای نجاست کفار گفته شده این است که مسلمانان اختلاط و مجالستشان با کفار به حد اقل برسد و الا نجاست کافر یک امر ذاتی - مثل نجاست شراب - نیست ، بلکه این حکم فقط جنبه سیاسی اجتماعی دارد. حال چگونه میشود سایتی که عمده ان را اهل کفر ، ملحدین و نواصب هستند ، به راحتی در دسترس مسلمین باشد و به این صورت با انها اختلاط داشته باشند؟ 

بگذریم از ادله ی دیگر ، نظیر مبتذل بودن ، و یا جاسوسی از مسلمین ، که هر یک از این ادله خود به تنهایی برای حکم به حرمت کافی است.

فایده : 

از مرحوم آیت الله بهجت ره نقل شده : 
هم جنسی و هم شکلی و اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسانتر میسازد .

در محضر بهجت 1/32
Homogeneity and conformity and mixing with non-Muslims makes it easier to dominate and rule over muslims. 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٧/٢٤

فرق اصالة الحظر و الاباحه و اصالة البرائة ( الاباحة) و الاشتغال

ّ جهة البحث عن کون الأصل فی الأشیاء الحظر أو الإباحة تغایر جهة البحث عن أصالة البراءة و الاشتغال من وجهین:

أحدهما: انّ البحث عن الحظر و الإباحة ناظر إلى حکم الأشیاء من حیث عناوینها الأوّلیة بحسب ما یستفاد من الأدلة الاجتهادیة، و البحث عن البراءة و الاشتغال ناظر إلى حکم الشک فی الأحکام الواقعیة المترتبة على الأشیاء بعناوینها الأوّلیة، فللقائل بالإباحة فی تلک المسألة أن یختار الاشتغال فی هذه المسألة و بالعکس.

ثانیهما: أنّ البحث عن الحظر و الإباحة راجع إلى جواز الانتفاع بالأعیان الخارجیة من حیث کونه تصرفا فی ملک اللّه تعالى و سلطانه، و البحث عن البراءة و الاشتغال راجع إلى المنع و الترخیص فی فعل المکلف من حیث إنّه فعله و إن لم یکن له تعلق بالأعیان الخارجیة کالتغنّی، فتأمّل.

و قد یقال: إنّ البحث عن مسألة الحظر و الإباحة ناظر إلى حکم الأشیاء قبل ورود البیان من الشارع، و البحث عن البراءة و الاشتغال بعد ورود البیان. و هذا بظاهره فاسد إن أرید من القبلیة و البعدیة الزمانیة، إلّا أن یکون المراد أنّ البحث عن مسألة الحظر و الإباحة إنّما هو بلحاظ ما یستقل به العقل مع قطع النّظر عن ورود البیان من الشارع فی حکم الأشیاء، و البحث عن البراءة و الاشتغال إنّما یکون بعد لحاظ ما ورد من الشارع فی حکم الأشیاء، و على کل تقدیر: لا تلازم بین المسألتین فضلا عن عینیة إحداهما للأخرى.

فواید الاصول ج3 ص 329

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٧/۱٩
تگ ها : نکته ، اصول فقه

منظور از عبارت : الانصاف " درکلمات شیخ اعظم ره.

سوال :

اینکه مرحوم شیخ انصاری رحمه الله مکرر می فرماید «الانصاف» مگر غیر از ادله اربعه دلیل دیگری به نام انصاف وجود دارد؟ لطفا وجه آن را بیان کنید.

دوست عزیزی پاسخ داده اند که :

منشأ انصاف یکی از این امور است:
1- اینکه مرحوم شیخ چون بی تمایل به نظریّه انسداد نیست، حجّیت ظنّ غیر حجّت بالخصوص را با تعبیرانصاف بیان می کند.
2- مذاق شریعت. یعنی ممکن است مطلبی را با دلیلی نتوان اثبات کرد، ولی مذاق شریعت آن را اقتضاء می کند.

و پاسخ ما هم چین بود :

ظاهرا منظور شیخ انصاری ره از عبارت " و الانصاف " همان تجمیع ظنون هست که نشان میدهد تراکم ظنون به قدری در نظر ایشان قوی شده باشد که از قواعد فقهی یا اصولی رفع ید کند و به احتیاط و امثال آن تمسک کند. با این بیان این شبهه از بین میرود که : مگر انصاف جزو ادله فقهی هست که شیخ اعظم ره این چنین تعبیر میکند ؟

 

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته

معنای عبارت مما انفردت به الامامیه

عبارت «ممّا انفردت به الإمامیّه» که در کلمات سید مرتضی ره مخصوصا در کتاب الانتصار بکار رفته است به چه معنی است ؟

برخی گمان کرده اند این عبارت به معنی اجماع امامیه است ولکن حق این است که :

که این تعبیر به معنی اجماع نیست بلکه معنای این تعبیر، این است که این نظریّه فقط در میان فقهای شیعه وجود دارد، نه اینکه همه فقهای شیعه به آن قائل باشند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٤/٥
تگ ها : فقه ، نکته

حرمت زعفران

شماره فتوى :7081

مفتی :أ.د.أحمد الحجی الکردی

عالم موسوعه فقهیه .. ویکی از اعضاء هیئت افتاء کویت

تاریخ نشر فتوى :2006-09-21

عنوان فتوى :حکم خوردن زعفران

سؤال :

میکویند که زعفران ضمن مواد مخدر است وحرام میباشد , ایا این خبر صحت دارد ؟

جواب :الحمد لله رب العالمین , درود بر حضرت خاتم انبیا ورسل محمد وبر آل وتمامی اصحابش وتابعین , وکسانی که به احسان تابع انها هستند تا روز قیامت , واما بعد :زعفران مواد مخدر است , خوردنش جایز نیست وهمجنین مخلوط کردنش با غذا نزد أکثر فقهاء , وبعضی ازانها کمی از زعفران را که مخدر کننده نباشد جایز میدانند . وخدای بزرک داناتر است

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۳

نظر ابن تیمیه درباره سیده زنان عالم حضرت زهرا سلام الله علیها

ابن تیمیه ، دختر پیامبر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) را شعبه ای از نفاق میداند . !!!!!!!
استاد حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّیه والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى نویسد :
ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۳

معاویه شراب میخورد !!!

عبدالله بن بریده می گوید:من و پدرم نزد معاویه رفتیم او دستور داد طعام آوردند میل کردیم سپس مشروب آوردند و معاویه تناول کرد و به پدرم نیز تعارف و تقدیم کرد. پدرم گفت: از آن روزی که پیامبر اکرم(ص) آن را حرام کرده من ان را نیاشامیدم.(مسنداحمد ج5ص 347)


عجب خال المومنینی !

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/٢٢

قبل و بعد از اسلام تفاوتی ندارد !

جاهلیت  برخی صحابه بعد از اسلام !!!!

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧

عایشه و جوانان قریش !!!

 ابن ابی شیبه در کتاب خویش المصنف می گوید:

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧

قصد وجه در عبادات

گفته شده که قصد وجه ( یعنی قصد وجوب و استحباب ) در عبادات لازم نیست هر چند برخی از قدما به آن معتقد بوده اند. این بحث که قصد وجه لازم است یا خیر هم  طبق مباحثی بوده که ظاهرا برخی از متکلمین در آثار خود مطرح کرده اند.

و لکن در بین معاصرین تقریبا اجماع است که نیازی به قصد وجه در عبادات نیست و تنها دلیل ادعا شده هم اجماع بوده که این اجماع بر لزوم قصد وجه نا تمام بلکه  برخی گفته اند اجماع بر خلاف آن داریم.

همچنین گفته اند صرف اینکه بدانیم این فعل مورد طلب مولاست و امر به جامع بین وجوب و استحباب تعلق گرفته برای تحریک و انبعاث  به سوی مطلوب کفایت میکند و نیازی به قصد وجه نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٦/٢٧
تگ ها : فقه ، نکته

ایمان به غیب اولین شرط طلبگی

حکیمی میگفت : " اولین شرط طلبگی ایمان به عالم غیب است. " یعنی ایمان داشته باشد که در راه اهداف مقدسش خداوند متعال او را یاری و هدایت میکند و اگر به وظیفه اش در این هدف الهی توجه داشته باشد خدای بزرگ او را تنها نخواهد گذاشت.

قوله تعالی : " من یتق الله یجعل  له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه "

"هر کس تقوا پیشه کند خداوند برای او راه چاره ای قرار خواهد داد و به گونه ای که فکرش هم نمیکرد او را روزی میدهد و هر کس توکل بر خداوند کند خدای بزرگ او را کفایت میکند". طلاق / ایه 2 و 3

شرط دیگر طلبگی توکل بر خداست که هر کس بر خدا توکل کند خداوند اورا کفایت میکند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

ملاک در تعارض و تزاحم و ثمره ضابطه ی تزاحم

 در تعارض مشکل از ناحیه جعل نیست بلکه مشکل از ناحیه عجز مکلف در امتثال است. در مثل حرمت غصب و وجوب نجان نفس ، متعلق امر و نهی دو چیز است و به لحاظ مقام امتثال انجام یکی مقارن با عصیان دیگری شده نه متحد با آن. به عبارت دیگر دو عنوان از حیث مصداق  ملازم شده اند نه از حیث مصداق.

بنابراین ضابطه تزاحم این است که امتثال یکی ملازمه اتفاقی با امتثال دیگری دارد ( اگر ملازمه دائمی بود باز هم مساله از باب تعارض بود نه تزاحم)

و لکن در تعارض : هر دو عنوان ممکن است یکی باشد اما از حیث مصداق بر هم منطبق میشود، مثل صلوة در دار غصبی.

ضابطه تزاحم از حیث ثمره : هر کجا تزاحم ممکن باشد ترتب ممکن است و هر کجا ترتب ممکن است تزاحم است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
تگ ها : اصول فقه ، نکته

شاه پسوند و شاه پیشوند / تفاوت بین پسوند و پیشوند شاه

برخی ها را رضا شاه و برخی ها را شاه رضا مینامند. گفته شده که بین این دو گونه تعبیر فرق است. اگر کلمه " شاه " مقدم شود به معنای "سید" است و دلالت دارد بر اینکه آن شخص از بنی هاشم و فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها است اما اگر کلمه ی " شاه " در اخر کلمه اضافه شود به همان معنای معروف سلطان و حاکم است.

مثلا پادشاهان صفوی که بنا به نقلی "سید" بوده اند را ، با تقدم کلمه " شاه " استعمال میکنند : شاه اسماعیل ، شاه سلطان حسین ، شاه عباس ...

اما سایر پادشاهان نظیر قاجاریه و پهلوی و افشاریه را که " سید" نبوده اند چنین بکار میبرند : محمد شاه ، رضا شاه ، نادر شاه ...

از دقت در این نکته معلوم میشود که چرا بسیاری از امامزادگان دارای پیشوند " شاه " هستند و معنای شاه هم به معنای سید است نه معنای معروف. : به نام چند امامزاده دقت کنید : شاه عبدالعظیم الحسنی ( شهر ری ) شاه جمال ( قم ) شاه سید علی ( قم ) و ...

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٤

دو شبهه فقهی-حقوقی/1: پخش اعترافات بر ضدافراد/2: نقل تخلف قبل از اثبات دردادگاه

دو مساله که از لحاظ فقهی برای بنده جای سوال دارد :

اول : آیا پخش اعترافات شخصی در تلویزیون بر علیه اشخاص دیگر صحیح است یا خیر؟ نظیر آنچه در برنامه مثلث درباره یکی از کاندیداهای انتخابات 88 پخش شد. آیا صرف اعتراف شخصی بر علیه شخص دیگر و قبل از اثبات آن در دادگاه و بدون حضور متهم از لحاظ حقوقی امری مورد تایید است؟

آیا در هر صورت شخصی که اعترافات بر علیه او پخش شده حق دفاع از خود در همان رسانه را دارد یا خیر؟

آنچه ابتداءا و بر اساس قواعد به ذهن میرسد جایز نبودن همچین اقداماتی هست.

دوم : انچه که معروف شده که نقل تخلف اشخاص قبل از اثبات ان در دادگاه جرم است آیا صحیح است یا خیر؟ هم جهت حرمت مورد تامل است و هم جهت جواز.

وجه منع چنین اقدامی این است که : تا جرمی در محکمه ی صالحه اثبات نشود ممکن است هر گونه نقل آن نوعی تجاوز به حقوق متهم محسوب شود و ... .

وجه جواز : مثالهای نقضی است که به ذهن میرسد. مثلا اگر از شما بپرسند فلانی عادل است و بدرد نماز جماعت میخورد یا خیر ؟ شما در جواب میگویید خیر فلانی کذاب است ، در حالی که کذاب بودن او به عنوان یک جرم و معصیت در دادگاه ثابت نشده و گمان نکنم کسی در این مورد قائل به حرمت نقل کذاب بودن او کرده باشد.

یا مثل اینکه کسی از شما بپرسد آیا فلانی برای معامله و شراکت خوب است یا خیر ؟ شما بگویید خیر فلانی کلاهبردار است در حالی که کلاهبرداری او هنوز ثابت نشده. آیا در جایی که یقین به تخلفی داریم و این تخلف در دادگاه ثابت نشده ، مجاز به نقل آن نیستیم؟

در صورت منع نقل معاصی دیگران در موارد نیاز و در مقاطع مختلف زندگی اجتماعی آیا نتیجه ی آن اختلال نظام و ... نیست ؟

همچنین ممکن است در مساله تفصیل دهیم که در جایی که حقی از کسی ضایع شده ، صاحب حق میتواند برای دیگران - و قبل از اثبات در دادگاه - نقل کند که مثلا فلانی تخلفی کرده و حق مرا ضایع نموده بدلیل روایت عامی : ان لصاحب الحق مقالا ( صحیح مسلم 3/1225 و بخاری 3/155)

اما غیر صاحب حق نمیتواند جرم و تخلف را قبل از اثبات در دادگاه برای دیگران بازگو نماید.

( آنچه نوشته شد اولا : از حیث حکم تکلیفی بود و نه وضعی ثانیا : صرفا جهت بحث علمی است و نفیا و اثباتا در مقام رد یا تایید نیست )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠

فضیلت ترویج دین حتی برای اموات

استفتاء شماره 1410 از مجموعه استفتائات آیت الله بهجت ره جلد اول :

سوال : با فضیلت ترین عملی که میتوان برای میت انجام داد چیست؟

جواب : کاری در ترویج مذهب حق ، از قبیل نشر کتب و ... انجام دهد و ثواب آنرا به او هدیه کند.

...

( تذکر : البته این کار بعد از پرداخت بدهی ها و حقوق واجب شرعی که بر عهده میت است انجام شود )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٠
تگ ها : فقه ، نکته ، تبلیغ

تفصیل ، قاطع شرکت است

در کتب فقهی و اصولی عبارتی هست بدین صورت که : " تفصیل قاطع شرکت است."

مراد از این تعبیر این است که اگر شارع در موضوعی یا مساله ای تفصیلی را بیان کرد معلوم میشو که این دو موضوع حکمشان یکی نیست زیرا در غیر این صورت تفصیل دادن امری لغو و بیهوده است.

مثلا اگر فرمود : شراب دو قسم است شراب سرخ و شراب شفاف ، باید حکم این دو شراب با هم فرق کند و الا اگر حکم هر دو یکی باشد چه ضرورتی دارد که شارع مقدس  موضوعات را از هم جدا کند ؟ اگر حکم هر دو حلیت است بگوید شراب حلال است و اگر حرمت است بگوید شراب حرام است و وجهی ندارد که بخواهد همه اقسام شراب را جداگانه نام برده و بعد هم در نهایت یک حکم برای همه صادر کند. به همین دلیل است که گفته اند تفصیل قاطع شرکت است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٦/٢۸
تگ ها : فقه ، نکته

عظمت دانش فقه

در مجلسی بحث از وسعت گستردگی دانش فقه بود، و این که برای اداره حکومت اسلامی در عصر غیبت نیاز به دانش گسترده ی  فقه است، بزرگی فرمودند : امام خمینی ره بعد از بازگشت از پاریس مبانی فقهی شان تغییر کرد. ( ظاهرا منظورشان این بود که برای اداره ی حکومت نیاز به مبانی جدید و دقیقتری است.)

سپس فرمودند : امام ره حدود پنج شب در تفسیر عرفانی سوره حمد صحبت کردند اما بخاطر عده ای از جهال آنرا تعطیل کردند اما اگر ایشان فقط دو شب در دانش فقه بعد از بازگشت از پاریس سخن میگفتند  مجبور به تعطیل کردن درس خود میشدند. ( کنایه از اینکه دانش فقه به قدری دقیق و وسیع است که خیلی ها طاقت حتی شنیدن انرا نداشتند)

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها : نکته ، فقه

استفاده شخصی از اموال دولتی و پرداخت بهای آن قبل یا بعد از استفاده

سوال : آیا کارمند میتواند از اموال اداره یا مرکز دولتی استفاده شخصی کند و بعد از استفاده هزینه ی آنرا پرداخت کند؟  همچنین میتواند از ابتدا و قبل از استفاده پولی بابت استفاده از وسایل دولتی پرداخت کند و بعد از اموال ان اداره استفاده کند؟ مثلا  در ابتدای ورود به اداره مبلغی به حساب اداره واریز کند و بعد از تلفن و برق اداره استفاده کند. و یا  ابتدا از برق اداره استفاده کند و بعد مبلغی بابت آن به صندوق اداره پرداخت کند؟

 در کل آیا استفاده شخصی از اموال دولتی در قبال پرداخت وجه آن اشکال دارد یا خیر؟

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : فقه ، نکته

ملاک موارد رجوع به حاکم شرع

در بسیاری از مسائل نظیر مقاصه ، اجرای حدود ، جهاد و غیره باید به حاکم شرع مراجعه کرد.

حال سوال این  است که در چه مسائلی باید به حاکم شرع مراجعه کرد و به عبارت دیگر : ملاک رجوع به حاکم شرع چیست؟  آیا در هر مساله ای باید به حاکم شرع مراجعه کرد؟   اگر در مساله ای فقها فتوا داده اند که اذن حالک  لازم است ملاکش چیست؟

انچه در ابتدای نظر به ذهن میرسد این است که در مسائل فردی نیاز به رجوع به حاکم نباشد اما در مسائلی که مربوط به اجتماع است یا مسائلی که فردی است اما تبعات اجتماعی به دنبال دارد  نیاز به اذن حاکم است.

یکی از مصادیق این بحث : جواز سب به سب است. یعنی اگر کسی دیگری را سب کرد شخص مقابل هم حق دارد در مقابل به وی سب کند. اما آیا اذن و اجازه حاکم شرع هم لازم است یا خیر؟

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/٢٩
تگ ها : مباحثه ، نکته ، فقه

گریه های امام رضا در عزای امام حسین علیه السلام

مطلب مرتبط

................

مرحوم  صدوق ره روایت جالبی را از امام رضا علیه الصلوة و السلام نقل میکند که بیانگر شدت عزا و ماتم اهل بیت علیهم السلام در دهه اول محرم الحرام است ، بگونه ای که نظیرش در بین ما کم و نایاب است.

به مناسبت ماه محرم و ایام عزای سید الشهدا بجاست اصل حدیث با ترجمه آن و همچنین برخی از منابع و آن را تقدیم عزاداران حسینی کنیم :

لازم به ذکر است که ترجمه ی حدیث از نویسنده میباشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٩
تگ ها : حدیث ، نکته ، عمومی

امام رضا علیه السلام و ماه محرم / اعمال ماه محرم و فضیلت عزاداری

مطلب مرتبط

............

این نوشته روایت معروفی است که برخی از قسمت های انرا زیاد شنیده اید ، همان حدیثی که امام رضا علیه السلام میفرمایند :" ای پسر شبیب : اگر میخوای بر چیزی گریه کنی پس بر حسین گریه کن ". بنده به یاد ندارم که ترجمه ی کاملی از این حدیث شریف را دیده باشم لذا تمام این حدیث را نقل و سپس ترجمه کرده و به ساحت مقدس شهدای کربلا خصوصا سید و سالار شهدا آقا اباعبد الله الحسین علیه السلام تقدیم میدارم. 

* خلاصه ای از حدیث : در این حدیث امام رضا علیه السلام مطالبی درباره ی روزه ی روز اول ماه محرم بیان میکنند و میفرمایند : در این روز حضرت زکریا ع دعا کرده و دعایش به اجابت رسیده و هر کس در این روز روزه بگیرد و دعا کند خداوند همانگونه که برای حضرت زکریا ع دعایش را مستجاب کرد خداوند نیز دعای او را به اجابت میرساند.

همچنین مطالبی درباره ی ثواب زیارت و گریه برای امام حسین علیه السلام و دستور العمل های خاصی از امام رضا علیه السلام از مطالب این حدیث است.

* ناگفته نماند که که روز اول ماه محرم اعمالو دعاهای مفصلی دارد که در کتاب اقبال سید بن طاووس ذکر شده.

 اصل حدیث و ترجمه در ادامه مطلب.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٤
تگ ها : حدیث ، عمومی ، نکته

چرا به عید غدیر عید الله الاکبر گفته اند ؟

* عید جمعه اتمام یک هفته بندگی و عبودیت است.

* عید فطر اتمام یک ماه روزه داری است .

* عید قربان اتمام اعمال حج است.

* اما عید سعید غدیر عید اتمام دین میباشد چنان که خداوند متعال میفرماید :

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا. مائده : 3

و گویا به همین جهت است که به عید غدیر خم ، عید الله الاکبر گفته اند.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۱٦

کرامات حضرت معصومه سلام الله علیها

مدتها در ذهنم بود که چرا علی رغم علو مقام و فضائل حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها چرا کرامات این بانوی جلیل القدر که چهار امام سفارش به زیارتش کرده اند چندان بارز و مشهود نیست ؟

تا این که چند روز قبل از دانشمندی حکیم شنیدم که فرمودند : امام رضا علیه السلام غریب الغربا هستند ، همدم و مونسشان حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بودند و زمانی که حضرت  رضا علیه السلام به ایران آمدند حضرت معصومه نیز تصمیم میگیرند که به ایران بیایند تا همدم برادر بزرگوارشان باشند ولکن در قم بیمار میشوند و از دنیا میروند و لکن برای اینکه عظمت و بزرگی حضرت رضا علیه السلام محفوظ باشد و تحت الشعاع بزرگواری وکرامات حضرت معصومه علیها السلام قرار نگیرد ، کرامات خود را مخفی میکنند و بیشترخواص هستند که متوجه آن میشوند.

خلاصه کلام این که :به احترام عظمت حضرت رضا علیه السلام ، این بانوی بزرگوار کرامات خود را مخفی میکنند.

این بزرگواری هم خود یکی از فضائل و کرامات حضرت معصومه سلام الله علیها است.

یا فاطمة اشفعی لنا فی الجنة

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٦

ارتباط با حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه

 از محضر مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت ره سوال شده :

این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم.

ایشان در جواب فرموده اند :

زیاد صلوات، اهدای وجود مقدسش نمائید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران، مشرف شوید با ادای نمازهایش.    منبع++

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٢۱

اوقات فراغت در روستا + عکس

عصرهای ماه رمضان 1391 برای برگزاری کلاس قرآن به یکی از روزستاهای نزدیک شهر میرفتم ، در یکی از روزها وقتی وارد روستا شدم از تفریح عجیب بچه های روستا متعجب شدم ، همانهایی که منتظر ورود حاج آقا به روستا بودند، شاید هم میخواستند با این کارشان زودتر متوجه ورود حاج اقا شوند.

به محض اینکه با ماشین وارد روستا شده و این منظره عجیب را دیدم با تلفن همراه ،چند تا عکس گرفتم ، عکس هایی که برای هر بیننده ای میتواند دریایی از حرف باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٥/٢٩

روایتی که ممکن است درباره انقلاب اسلامی باشد/ ویرایش اول انجام شد

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ‏ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ یَحْیَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:

کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ‏ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.[1]

امام باقر علیه السلام : گویا قومی را میبینم که در مشرق قیام میکنند و حق را طلب میکنند؛ پس حق به آنها داده نمیشود ؛ بار دیگر حق خواستار حق میشوند ولی باز هم از حق منع میشوند ؛ زمانی که چنین میشود ؛ شمشیرهایشان را بیرون میکشند و در نتیجه حق خود را میگیرند ... .

و این پرچم را جز به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه تسلیم نمیکنند ( پرچم را به ایشان تحویل میدهند) ؛ کشته های اینها شهید هستند ؛ همانا اگر من آن زمان را درک کنم ؛ جان خودم را برای صاحب این امر (  و درک زمان ظهور ) حفظ میکنم.

 نکات :

1 – این روایت در مقام بیان مقدمات ظهور حضرت ولی عصر عج است ؛ و میفرماید که عده ای قبل از قیام حضرت ولی عصر عج ؛ قیام میکنند و این قیام آنها مقدمه ی  ظهورآن حضرت است. ( قیام تمهیدی و مقدماتی )

2 – عبارت " کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ " : در زمان ائمه علیهم السلام مشرق به معنی ایران و مغرب امپراطوری روم ( بیزانس) بوده. پس این روایت میفرماید : قومی در ایران قیام میکنند و ... .

 3 – شنیده ام که برخی علما با توجه به عبارت : " أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ " احتمال داده اند ( نه به طور یقینی ؛ فقط به صورت احتمال ) : که فاصله بین این قیام مقدماتی تا ضهور حضرت ولی عصر عج بیشتر از عمر یک انسان معمولی نیست ؛ زیرا امام باقر علیه السلام فرمودند : اگر من زمان قیام مقدماتی را درک کنم جان خودم را حفظ میکردم تا زمان ظهور حضرت حجت را درک کنم.

4 – از این روایت استفاده میشود که قیام در عصر غیبت ؛  به طور کلی مردود نیست بلکه برخی قیامها هست که مورد تایید ائمه علیهم السلام واقع شده.

5_ شاید بتوان از عبارت آخر روایت استفاده کرد که هر چند شهادت افتخار عظیمی هست ولی در آن دوران مادامی که انسان بتواند حفظ نفس کند بهتر است کاری کند که شهید نشود بلکه کاری کند تا زنده مانده و آن دوران را درک کند. ( زیرا امام علیه السلام فرمود : اگر ان دوران را درک کنم سعی میکنم زنده بمانم ...) البته اگر جهاد واجب عینی باشد مشخص است که باید حتما در جهاد شرکت کرد و هیچ امری نمیتواند جلو واجب را بگیرد.

  

________________________________________
کتابنامه : ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة( للنعمانی)، 1جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1397ق.



[1] الغیبة( للنعمانی) ؛ النص ؛ ص273 حدیث 50

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۳/٥
تگ ها : نکته ، حدیث

حرمت تشریع و ایه افتراء

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَاماً وَ حَلاَلاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ / یونس/﴿59﴾

هر چند تشریع از محرمات مسلمه است و لکن از این آیه کریمه نمیتوان حرمت آنرا استفاده کرد کما ذکر فی : ابحاث اصولیه . مباحث الحجة .الجزء الثانی. ص 136 من جزوات الاستاذ آیت الله الشهیدی. مد ظله.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸

نهایه و مبسوط شیخ طوسی ره

نهایه ی شیخ طوسی ره از مبسوط متقن تر است و بعد از مبسوط هم نوشته شده. نهایه و تهذیب از مهمترین کتابهای شیخ الطائفه ره هستند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

بهترین کتاب برای اطلاع از اجماعات قدما

 یکی از بهترین منابع برای اطلاع از اجماعات قدما کتاب " تنقیح الرائع " فاضل مقداد ره است ، نام کامل کتاب : تنقیح الرائع لمختصر الشرایع است و نام کامل نویسنده : حلی ، مقداد بن عبد الله سیوری ( متوفی 826 ه ق ) است . این کتاب در چهار جلد به چاپ رسیده.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩

ممکن است شروط عقلائیه را نادیده گرفت؟

عقلا گویند معوض به دست کسی می رسد که عوض از او گرفته شده، حال آیا ممکن است شروط عقلائیه را لحاظ نکرد و بر خلاف آن شرط کرد؟ ( بر خلاف شروط شرعیه که نمی شود بر خلاف ان شرط کرد یا آن را نادیده گرفت )

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق بین معروف و مشهور

ممکن است گفته شود : "مشهور" در مقام احکام و شهرت فتوایی استعمال میشود ولی   " معروف " مربوط به موضوعات است، و شاید به این جهت در  در قواعد فقهی گفته اند : المعروف عرفا کالمشروط شرعا." ( تنها جایی که این قاعده را دیده ام کتاب منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی اثر آیت الله محمد ابراهیم جناتی مد ظله ص 405 میباشد)

شاید  هم " معروف " در جایی استعمال شود که قولی قائلین زیادی داشته باشد ولی هنوز به سر حد مشهور نرسیده، بهر حال این مجموع آنچه بود که از اساتید معظم شنیده بودم ولکن فکر میکنم  شایداختلاف در تعبیر اعاظم چیزی جز تفنن در عبارت نیست.

× مثل این که میگویند فلان نظر بین فقها معروف است یا فلان قول مشهور است .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه

فرق بین هبه و هدیه

شاید شاید فرق میان هبه و هدیه این باشد که هدیه مطلق الارسال است ولی هبه عقد است.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق میان اوجه و اوفق در مکاسب

شیخ اعظم انصاری ره در مکاسب گاه تعبیر به اوفق میکند و گاه تعبیر به اوجه ، و ممکن است فرق بین آن دو این باشد که : اوجه یعنی :به نظر خود نویسنده ( شیخ انصاری ره) و اوفق یعنی : مطابق قواعد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

فرق بین اباحه و جواز

ممکن است گفته شود  فرق است بین اباحه و جواز. اباحه یعنی مقتضی الزام ندارد ولی جواز یعنی مقتضی جواز را دارد. به عبارت دیگر عدم المقتضی ( اباحه ) غیر از مقتضی العدم ( جواز ) است.  

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : فقه ، نکته

سیره ی عقلا و سیره ی متشرعه و فرق آن دو

نکته ای مهم درباره سیره ی متشرعه : سیره ی متشرعه یعنی : لولا تعبد الشارع لکان لغوا. مثل اینکه در نماز " شدّ الوسط " (بستن کمر) مستحب باشد و اگر تعبد شارع نبود این " شدّ الوسط " لغو است، بنابراین سیره متشرعه در تعبدیات است.

بین سیره ی متشرعه و سیره عقلا هم فرق مهمی وجود دارد :

 در حجیت سیره عقلا دو امر شرط است :

 اول : اتصال به زمان  معصوم

دوم : امضاء معصوم علیه السلام

ولی در سیره ی متشرعه این دو شرط نیست ، به این معنی که خود سیره ی متشرعه یعنی ما اُخذ من الشرع ، به عبارت دیگر خود سیره ی متشرعه کاشف از وجود حکمی شرعی است و امضاء و اتصال در بطن آن نهفته است.

نکته : سیرهی عقلائیه اگر در موضوع باشد نه اتصال میخواهد و نه امضاء ، بلکه فقط در احکام است که نیاز به امضاء و اتصال دارد.

نکته : سیره ی عقلا باید مصادم با حکم شرعی نباشد .

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها : اصول فقه ، نکته

روش برخورد شهید ثانی ره با قول مشهور

فانّ دآبه ( ای : دآب الشهید الثانی ره ) عدم جعل الشهره – بل و لا عدم ظهور الخلاف بمجرّده – دلیلا و ان وجد له من الاخبار الغیر الصحیحه شاهدا.  ( ریاض ج 12 ص 165).

روش شهید ثانی ره این است که شهرت را به عنوان دلیل قبول نمیکند هرچند که اخبار ضعیفی هم مطابق با قول مشهور وجود داشته باشد.

 بر خلاف صاحب النـُجعه ( علامه تستری ره) که گویا قائل به این بوده که نظر مشهور خود دلیل شرعی است. ( نظر صاحب النجعه از مسموعات نویسنده است).

 

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : اصول فقه ، نکته

طبری به چه کسانی اطلاق شده ؟

 طبری بر دو نفر اطلاق می شود :

اولی : شیعه مذهب و قلیل الکتاب است ، نامش : ابوجعفر ،محمد بن جریر بن رستم آملی و صاحب کتاب دلائل الامامۀ است، وی از فقهاء قرن پنجم و معاصر با شیخ طوسی ره و نجاشی ره است.

دومی : محمد بن جریر طبرى و سنی مذهب است (متولد : 224ه.ق طبرستان  و متوفی 310ه.ق بغداد) و صاحب کتاب تاریخ الرسل و الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری ، و نیز صاحب تفسیر معروف میباشد. با این همه ندیدم ماجرای واقعه مسلم و قطعی غدیر را در کتاب تاریخ معروفش که قریب 16 جلد است را نقل کرده باشد. نیز شنیده ام که محققی بنام گفته : اگر کسی از اینجا تا چین برود برای تهیه کتاب تاریخ طبری، کار بزرگی نکرده است.

با اینهمه سید توبلى ره در مدینة المعاجز و علامه مجلسى ره در بحار الأنوار و علامه سید هاشم بحرانى ره در مقدمه مدینة المعاجز این دو را یک نفر دانسته‏اند.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸

شرایط الغاء خصوصیت

 تاکنون مقاله ی مجزایی درباره شرایط الغاء خصوصیت که به طور مبسوط مساله را مورد بحث قرار داده باشد ندیده ام اما در مجموع میتوان گفت :

الغاء خصوصیت سه شرط دارد :

 الف : وجود قرینه بر الغاء خصوصیت ، مثل اینکه فرموده اند الخمر حرام لانه مسکر، این عبارت لانه مسکر قرینه بر این است که خمر خصوصیت ندارد ، والعلۀ تعمّم کما تخصص.

ب : آن مورد مخالف قاعده نباشد ، پس از حکم مخالف قاعده اولیه نمیشود الغای خصوصیت کرد. مثلا دختر باکره ی رشیده باید از پدر اذن بگیرد ، حال اگر دختر ثیّب باشد میتوان الغاء خصوصیت کرد؟

ج : آن حکم ، حکم تعبدی نباشد، مثلا معفو بودن خون کمتر از درهم حکم تعبدی است ، هر چند عرف بین خون کمتر از درهم و بیشتر از ان فرقی نمی بیند ولی الغاء خصوصیت از آن ممکن نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، اصول فقه ، نکته

اجماعِ بر عدم جواز وطی جاریه حجت است یا خیر؟

اجماع ( لو سلم ) بر عدم جواز وطی جاریه تعبدی نیست بلکه چون نظر به احتیاط داشته اند ،در حقیقت اجماع بر احتیاط است و احتیاط هم حکم عقل است پس اجماع بر حکم تعبدی نیست و معلوم است که اجماع تعبدی است که میتواند حجت باشد.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : فقه ، نکته

مسائلی که گفته اند تنها دلیل آن اجماع فقها است

مطلب ذیر را در کتاب یا نوشته ای ندیده ام اما یکی از اساتید محترم سالها قبل این را مطرح فرمودند و بنده نیز انرا در گوشه یادداشت کردم تا بعد ها بتوانم در موردش تحقیق کنم.

میفرمودند : ادعا شده که صد مساله فقهی داریم که تنها دلیل آن اجماع است اما از آیت الله بروجردی نقل شده که فقط 20 یا 25 مساله داریم که تنها دلیل ان اجماع است، برخی هم گفته اند تنها ده مساله است که تنها دلیل ان اجماع است که عبارتند از :

1-حرمت قطع نماز واجب در حال اختیار

2-مبطلیت تعلیق در عقود

3-اعتبار لفظ در عقد نکاح

4-مبطلیت فعل کثیر در نماز

5-بطلان وقف منقطع الاخر

6-فوریت ازاله نجاست از مسجد خواه بی احترامی باشد یا خیر

7-عدم صحت اسقاط ما لم یجب

8-اعتبار بلوغ در مفتی

9-به ارث برده شدن خیار(یا به ارث برده نشدن. تردید از نویسنده است)

10-نجاست ولد کافر

استاد فرمودند : البته این ده مساله هم صحیح نیست.

  
نویسنده : معین الحـق ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : فقه ، نکته ، مباحثه