تکلیف و یک نکته روانشناختی

بسیاری از مردم بخاطر اینکه وجدان خود را خاموش کنند منکر اصل وجود یک حقیقت میشوند. مثلا وقتی میگوییم چرا امر به معروف نمیکنیم میگویند : "ما در زندگی دیگران دخالت نمیکنیم" مگر ما فضولیم و ... .

وقتی میگوییم چرا برای اینده فکر نمیکنید میگویند : هر چی خدا بخواد میشه. ما هیچکاره ایم. ( قدرت خود را نفی میکنند)

وقتی میگوییم چرا درس نمیخوانید ، میگویند : من استعداد ندارم.(در حالی که واقعا علاقه دارند اما برای توجیه درس نخواندن خود به این حرف ها تمسک میکنند)

چرا مطالعه جنبی ندارید : میگویند من علاقه ندارم. ( در حالی که علاقه دارند اما تنبلی میکنند )

چرا تبلیغ نمیروید : میگویند : من توان ندارم. برای این کار ساخته نشده ام.

چرا در مقابل دشمن  اقدامی نمیکنید ؟ : جواب میدهند که توهم توطئه دارید. دشمن کجا بود. !

و و و و .... . البته نمیگویم هر کسی این حرفها را بزند حتما دارد وجدان خود را خاموش میکند ، اما در بسیاری از موارد هم اینگونه هست و شیطان به هر روشی کلاه سر ادمیزاد میگذارد.

.....................

پ ن : دوستی در مسجدی درباره ربا صحبت میکرد . بعد از اتمام سخنرانی یکی از حضار شاکی شد که شما منظورتون به من بوده. هر چقدر هم ان دوست ما میگفت که من اصلا شما را نمیشناسم و منظورم شما نبوده اید اما ان شخص قبول نمیکرد.

حال برخی دوستان ما به جهت برخی شباهت های اتفاقی گمان نکنند که نویسنده قصد تعریض به این عزیزان را داشته است. حاشا و کلا.

/ 0 نظر / 32 بازدید