مقاله اولیه اشتغال زنان

 

 

غرب زدگی فرهــنگی

در موضوع اشتغال زنان

 

تهیه کننده: سیّد حسین منافی

پی‌نوشت: ***

 

 

فهرست :

مقدّمه ………………………  ص 2

فصل اوّل: ادلّه ی اشتغال زنان …………………. ص 3

دلیل اوّل: ازدواج و تربیت فرزندان ………………. ص 3

دلیل دوم: روایات ناهیه از حضور زن در نماز جمعه و جماعت ………………. ص 4

دلیل سوم: روایاتی که بر ماندن زن در خانه تأکید می کند ……………….. ص 6

دلیل چهارم ………………………….. ص 8

دلیل پنجم: روایت نهی زن از تکلّم با مرد اجنبی …………………. ص 10

دلیل ششم: روایات ناهیه از کسب علم …………………. ص 10

دلیل هفتم: روایات مذمّت سلطنت کردن زن ………………….. ص 10

مؤیّدات حرمت اشتغال زن در خارج از خانه ……………………. ص 12 

فصل دوم: ادلّه ی جواز اشتغال زنان …………………… ص 15

کلمات فقهاء متأخر در مورد این مسأله ………………… ص 18

خاتمه: تأثیرات روانی اشتغال زنان …………………………ص 19    

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

«غرب زدگی فرهنگی درموضوع اشتغال زنان»

کلید واژگان: « زن – اشتغال – فساد – ادلّه »

چکیده: این مقاله به بررسی موضوع اشتغال زنان در خارج از خانه از دیدگاه شرع و آثار روانی آن می پردازد. در این رساله در دو فصل ادلّه ی جواز و منع به طور تفصیلی مورد بررسی قرار گرفته و در آن اثبات شده که شارع مقدّس با این موضوع به شدّت مخالف است و این مطلب ازچند دسته از روایات استفاده می شود ودر خاتمه به آثار روانی آن در اشخاص و جامعه اشاره شده است.

مقدّمه : یکی از مسائلی که در عصر حاضر مورد ابتلای شدید قرار گرفته و آثار سوء فراوانی را به دنبال داشته، مسأله ی حضور زن در اجتماع واشتغال او در خارج از خانه دو شادوش مردان است. از این رو تحقیق در مورد حکم شرعی آن، ضروری به نظر می آید. از این جهت که این موضوع پیش زمینه ی تحقیقی چندانی ندارد، ضرورت تحقیق در مورد آن دو چندان شده است. در این امر نیز مثل همه ی امور، وظیفه ی ما رجوع به فرمایشات رسول اکرم وائمه ی معصومین (علیهم السلام) است تا ایشان ما را به راه رستگاری ارشاد و راهنمایی کنند.در این عصر اگر کسی این روایات مبنی بر عدم رضایت شارع به حضور زن در اجتماع را مطرح کند، به تهجّر متّهم می شود. اگر عمل به دستور خداوند و عدم تأثیر پذیری از جوّ حاکم بر کشور و جهان تهجّر است،پس تهجّر بسیار امر نیکویی است. ذکر این نکته لازم است که بررسی یک مسأله فقط به این نیست که آن مسأله به طور صریح در آیات و روایات آمده باشد، بلکه باید به لوازم موضوع نیز دقّت داشت که نظر شارع در مورد آن لوازم چیست و در مسأله ی  اشتغال زنان بیشتر از همین راه برای استفاده ی حکم آن بهره برده می شود. یکی از نکات مهم در برخورد با آیات و روایات، این است که با ذهنی کاملاً عرفی با آنها مواجه شویم، نه اینکه قبل از مواجهه ی با آیات و روایات، ذهن خویش را از قواعدی پر کنیم و آن قواعد را مسلّم گرفته و بعد از آن به تحلیل آیات و روابات بپردازیم؛ زیرا که خطاب آیات و روایات به عرف آن عصر بوده است، پس نباید با قواعدی که بعد ازعصر نصّ رواج پیدا کرده به سراغ آیات و روایات رفت.

فصل اوّل:بررسی ادلّه ی ممنوعیت اشتغال زنان :

برای اثبات ممنوعیت اشتغال زنان می توان از دسته های مختلفی از روایات بهره جست که در این جا به این دسته از روایات اشاره می شود:

1- این دسته از چند مقدمه تشکیل می شود: الف – آیات و روایات فراوانی در تشویق مردان وزنان به ازدواج وارد شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود: خداوند در سوره ی نور می فرماید:« وأنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم وإمائکم إن یکونوا فقراء یُغنِهم الله و الله واسعٌ علیمٌ »[1]و روایت امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا که فرمود:« ما بُنی بناءٌ فِی الإسلام أحبّ إلی الله عزّوجلّ من التزویج .»[2]

و صحیحه ی محمّد بن مسلم ازامام صادق (علیه السلام):«قال أمیر المؤمنین (علیه السلام):تزوّجوا فانّ رسول الله(صلی الله علیه وآله) قال:«من أحبّ أن یتّبع سنتّی فانّ من سنتّی التزویج.»[3]و روایات بسیار دیگر. (1)

ب- در بعضی از روایات به استحباب فرزند دار شدن و کثرت آن اشاره شده است: مثل روایت نبوی:« إنّ خیر نسائکم الوَلود الودود العفیفة ...  .[4]» در این روایت ازتعبیر «وَلود» که صیغه ی مبالغه است استفاده شده است.و صحیحه ی محمّد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) که فرمود:« إنّ رسول الله (صلّی الله علیه و آله) قال: تزوّجوا فانّی مکاثرٌ بکم الاُمم غداً یوم القیامة حتّی انّ السقط یجیءُ محبنطئاً علی باب الجنّة فیقال له : اُدخل الجنّة فیقول: لا حتّی یدخل أبوای الجنّة قبلی[5] .» (2)

ج- در بعضی از روایات بر تربیت فرزندان توسّط پدر و مادر تأکید شده است: مثل روایت نبوی:« أکرموا أولادکم و أحسنوا آدابهم یُغفر لکم[6].» و این مطلب روشن است که تربیت پدر و مادر نقش بسزایی در رشد و هدایت فرزندان دارد. و این مطلب هم روشن است که زن اگر به کاری در خارج از خانه مثل ادارات مشغول شود ، علاوه بر دوری فرزند از برخورداری از مهرمادری به مقدار مورد نیاز ،فرزند به شکل صحیح تربیت خانوادگی پیدا نمی کند و در نتیجه پایگاه الفت و محبتش با اشخاصی در خارج خانه شکل می یابد که مضرّات آن بر هیچ عاقلی پوشیده نیست.(3)

این دلیل را به گونه ی دیگری نیز می توان تقریر کرد که بنابر آن تقریر، دلیل منع مختص زنانی می شود که دارای فرزند باشند به این تقریب که زنانی که دارای فرزند می باشند نباید در خارج از خانه مشغول کار شوند ؛ زیرا در غیر این صورت نمی توانند به شکل صحیح فرزندان خود را تربیت کنند به بیانی که در مقدّمه ی سوم تقریب اوّل گذشت.

2- روایاتی که بیانگر این مطلب است که نماز زن در خانه از شرکت او در مساجد برای اقامه ی نماز جماعت یا جمعه افضل است: مثل این روایات :   الف – قال الصادق (علیه السلام):«خیر مساجد نسائکم البیوت.[7]» ب – قال النبی(صلی الله علیه و آله): « صلاة المرأة وحدها فی بیتها کفضل صلاتها فی الجمع خمساً و عشرین درجه[8].» ج- «صحیحه ی هشام بن سالم از ابی عبدالله (علیه السلام) قال: «‌صلاة المرأة فی مخدعها أفضل من صلاتها فی بیتها و صلاتها فی بیتها أفضل من صلاتها فی الدار[9].» د – در روایت طویل جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) آمده است :« لیس علی النساء أذان و لا إقامة ولا جمعة ولا جماعة ... .[10]» این دستور از طرف شارع در حالی است که نماز در مسجد واقامه ی نماز جماعت وجمعه فضیلت بسیاری دارد که به گوشه ای از آن اشاره می شود : الف- روایت نبوی : « لاصلاة لجار المسجد الّا فی المسجد ... .[11]» ب- « عن ابی عبدالله (علیه السلام): یا فضل! لا یأتی المسجد من کلّ قبیلة الّا وافدها و من کلّ أهل بیت الّا نجیبها... .[12]» ج- روایت نبوی :«من أتی الجمعة ایماناً واحتساباً إستأنف العمل... .[13]» د-  روایت نبوی دیگر: « صلاة الجماعة أفضل من صلاة الفرد بخمسٍ و عشرین درجة... .[14]» با وجود این همه تأکید بر رفتن به مسجد واقامه ی نماز جماعت و جمعه و ثواب فراوانی که برآن ها مترتّب است، ولی شارع به زن دستور داده که از حضور در این موارد صرف نظرکند. این مطلب به خوبی نگرش شارع نسبت به حضور زن در اجتماع را تبیین می کند و واضح است که اشتغال زن در خارج از خانه مهم تر از مسجد رفتن واقامه ی نماز جمعه وجماعت نیست مگر در موارد اضطرار که حرمت آن برداشته می شود همان طور که بقیه ی محرمات نیز این چنین می باشند. (4)

3- روایاتی که فضیلت زن را در این می داند که مردی او را نبیند و بر ماندن زن در خانه تأکید کرده است :الف- « روی عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام): إنّ رسول الله (صلی الله علیه و آله)قال:أخبرونیِ أیّ شیء خیرٌ للنساء؟ فقالت فاطمة (علیها السلام): أن لایَرَین الرّجال ولایراهّن الرجال فاعجب النبی (صلی الله علیه و آله) وقال: إنّ فاطمة بضعۀ منّی.[15]» ب-روایتی که بیان می کند که امیرالمؤمنین بر حضرت زهرا وارد شد در حالی که امیرالمؤمنین ناراحتی شدیدی داشت پس حضرت زهرا از سبب ناراحتی ایشان پرسیدند، پس حضرت فرمودند:رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)درباره ی زن پرسید، پس در جواب گفتیم که زن عورت است، پس ایشان پرسیدند :چه زمانی زن به پروردگارش نزدیک تر است؟و ما جواب آن را ندانستیم. پس حضرت زهرا به امیر المؤمنین فرمود:« به سوی رسول اکرم بازگرد و به او خبر ده که نزدیک ترین حالت زن به خدا، آن زمانی است که ملازم قعر خانه اش باشد، پس امیر المؤمنین به سوی رسول اکرم حرکت کرد و به ایشان این مطلب را خبر داد، پس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:« إنّ فاطمة بضعۀ منّی.[16]» (5)

ج- روایت امیرالمؤمنین از رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال:«النساء عورة احبسوهنّ فی البیوت و استعینوا علیهنّ بالعری.[17]» د- « عن فاطمة بنت الحسین عن أبیها عن جدّها علی بن أبی طالب(علیه السلام) عن النبی (صلی الله علیه وآله) قال:« النّساء عیّ وعورات فداووا عیّهن بالسکوت وعوراتهّن بالبیوت.[18]» یعنی : زنان عاجز و عورتند پس عجزشان را به سکوت و عوراتشان را با نگه داشتن ایشان در خانه مداوا کنید. وشبیه این مضمون را هشام بن سالم از امام صادق از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است.[19]. و – روایت عبد الرحمن بن سیّابة  از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: « إنّ الله خلق حوّا من آدم فهمّة النساء الرجال فحصّنوهنّ فی البیوت.[20]» ه- روایت وهب از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: « قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): خلق الرجال من الأرض و إنّما همّهم فی الأرض و خُلقت المرأة من الرجال و إنّما همّها فی الرجال فاحبسوا نسائکم یا معاشر الرجال.[21]»

ی- روایت عمّار بن موسی از امام صادق (علیه السلام) قال: قلت له: هل یؤمّ الرجل بأهله فی صلاة العیدین فی السطح أو بیت؟ قال(علیه السلام): لایؤمّ بهنّ و لایخرجنَ و لیس علی النساء خروجٌ و قال: أقلّوا لهنّ من الهیئة حتی لایسألن الخروج.[22]»  ز- امیرالمؤمنین در وصیّت به امام حسن (علیه السلام)  فرمودند:«إیّاک ومشاورة النّساءفإنّ رأیهنّ إلی أفَن وعزمهّن إلی وهن فاکفُف علیهّن من أبصارهنّ بحجابک ایّاهنّ فإنّ شدّة الحجاب أبقی علیهنّ ولیس خروجهّن بأشدّ مِن إدخالک مَن لایُوثَق به علیهّن و إن استطعتَ أن لا یعرفنَ غیرک فافعَل .[23]» ترجمه: « از مشورت با زنان بپرهیز که نظرشان روبه ضعف وتصمیم ایشان رو به سستی است و با پنهان کردن ایشان جلوی چشمانشان را بگیر؛ به درستی که شدّت حجاب و مخفی کردن برای آنها باقی تر ومنفعت دار تر است و خارج شدن آنها از خانه شدید تر از این نیست که کسانی که به آنها اطمینان نداری را وارد بر زنان کرده و با آنها آشنا کنی و اگر توانستی کاری کنی که زنان مردی غیر از تو را نشناسند این کار را انجام ده. » به مقتضای این دسته از روایات، اشتغال زن در خارج از خانه مورد رضایت شارع نیست و تا جایی که امکان دارد باید از آن جلوگیری کرد.

4- دسته ی چهارم : روایاتی است  که به شکل های مختلف و در موارد گوناگونی  که لازمه ی امری، خروج زن در جامعه است ،از حضور او در جامعه نهی می کند و به او دستور می دهد که تا جایی که ممکن است به این امور نپردازند؛ زیرا که لازمه ی آن امور، حضور خروج او از خانه است. ولی اموری که لازمه ی آن خروج از خانه نیست ، شارع آن را برای زنان تجویز می کند، مثل بافندگی که بحث از آن خواهد آمد. اینک به این روایات اشاره می شود:

الف- روایاتی که زن را از حضور در غرفه ها ( بالا خانه ها ) نهی می کند مثل روایت طویل جابر جعفی  از امام باقر(علیه السلام) که فرمود:« ولایجوز لهّن  نزول الغُرف.[24]» وروایت امام صادق (علیه السلام) :قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«لا تنزلوا النساء الغُرف[25] ...»

ب- روایاتی که از سوار شدن زنان بر مرکب نهی می کند مثل روایت نبوی:  «نهی النبی أن یرکب السّرج بفرج یعنی المرأة ترکب بسرج .[26]»

و سخن امیر المؤمنین(علیه السلام) که فرمود:« لاتحملوا الفروج  علی السروج فتهیّجوهنّ للفجور.[27]» که در این روایت، حکمت نهی از سوار شدن زنان بر مرکب، زمینه سازی این عمل برای شهوت رانی وفجور زنان بیان شده است .و در روایت جابر آمده است :«ولایجوز للمرأة رکوب السرج الّا مِن ضرورة أو فی سفر[28].» (6)

ج-روایاتی که از حضور زنان در تشییع جنازه نهی می کند مثل سخن امام باقر(علیه السلام) که فرمود: «لا تخرج المرأة الی الجنازة[29].» وهم چنین در روایت طویل جابر جعفی آمده است :« لیس علی النساء...ولا اتّباع الجنائز.[30]» و هم چنین در وصیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به امیر المؤمنین از این مطلب نهی شده است[31]. این در حالی است که ثواب تشییع جنازه بر کسی پوشیده نیست . ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود:« کان فیما ناجی به موسی ربّه أن قال: یا ربّ ما لِمَن شیّع جنازة ؟قال: اُوکّل به ملائکة من ملائکتی معهم رایات یشیّعونهم من قبورهم إلی محشرهم[32].» د- روایاتی که ازعیادت زنان از مریض نهی می کند.در روایت جابر[33]و وصیت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به امیر المومنین (علیه السلام) به این مطلب اشاره شده است[34]. این در حالی است که عیادت مریض ثواب فراوانی دارد.

و- روایتی که از حضور زنان بر سر قبر نهی می کند وآن روایت طویل جابر جعفی است[35].

5- روایتی که از تکلّم زن با مرد نامحرم نهی می کند. این روایت را شیخ صدوق در امالی در خبر مناهی ذکر نموده است.« إنّ النبیّ(صلّی الله علیه و آله) نهی أن تخرج المرأة من بیتها بغیر إذن زوجها ... و نهی أن تتکلّم المرأة عند غیر زوجها و غیر ذی محرم منها أکثر من خمس کلمات ممّا لابدّ لها منه[36].» علّت این نهی نیز روشن است و آن سببیت تکلّم زن نسبت به وجود فحشای احتمالی است. در حالی که اشتغال زن در خارج از خانه موجب تکلّم فراوان با نا محرم است. (7)

6- روایاتی که از  این که زنان کسب علم کنند نهی کرده است مثل روایت امام صادق(علیه السلام): «‌قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)» «لا تنزلوا النساء الغُرَف ولا تعلّموهنّ الکتابة وأمروهنّ بالمغزل وعلّموهنّ سورة النور[37].» یعنی: زنان را در بالا خانه ها جای ندهید و به آن ها نوشتن را نیاموزید و ایشان را به بافندگی امر کنید و به آن ها سوره ی نور را بیاموزید. در روایت طویل جابر جعفی نیز به این مطلب اشاره شده است. و روشن است که اشتغال در خارج از خانه غالبآً نیازمند تعلیم است، یعنی زن باید آموزش دیده باشد تا بتواند در زمینه ی خاصّی مشغول به کار شود. (8)

7- روایات فراوانی که از سلطنت وتدبیر کردن زنان نهی کرده است .روشن است که این واژگان به معنای خصوص رئیس کلّ کشور یا شهری شدن نیست، بلکه هر نوع کار اداری که زن ارباب رجوع شود را شامل می شود.اینک به این روایات اشاره می شود:

الف- « عن الصادق (علیه السلام) من آبائه قال: شکا رجلٌ من أصحاب امیر المؤمنین (علیه السلام) نسائه فقام (علیه السلام)خطیباً فقال: معاشر الناس لا تُطیعوا النساء علی حال و لاتأمنوهنّ علی مالٍ ولا تذروهنّ یدبّرن أمر العیال...[38]» ب- «صحیحه ی عبدالله بن سلیمان از ابی عبدالله (علیه السلام): لَیأتینّ علی الناس زمانٌ یظرف فیه الفاجر و یقرب فیه الماجن و یضعف فیه المنصف .قال: فقیل له: متی یا امیر المومنین ؟ فقال: إذا تسلّطنَ النساء وتسلّطن الإماء واُمّر الصیان... .[39]» این نکته لازم به ذکر است  که وقتی امری از علائم آخر الزمان به این نحو ذکر می شود، دلیل بر این است که آن امر به شدّت مورد نهی شارع است، علاوه بر اینکه در سیاق امور محرّمه ذکر شده است.ج-«عن ابن عبّاس قال :حججنا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) ... فقال :« مِن أشراط القیامة إضاعة الصّلوات واتّباع الشّهوات والمیل الی الأهواء... فقال: فعندها تکون أمارة النساء و مشاورة الإماء.[40]» (9)

د- در روایت جابر جعفی آمده است :«و لا تولّی المرأة القضاء و لا تولّی الأمارة ولاتستشار...[41]»

و- سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرمودند:«لاتطلعوا النساء علی حالٍ و لا تأمنوهنّ علی مالٍ ولا تثقوا بهنّ فیِ الفعال فإنّهنّ لا عهد لهنّ عند عاهدهنّ و لا ورع لهنّ عند حاجتهنّ ولا دین لهنّ عند شهوتهنّ یحفظن الشّر و ینسین الخیر... .[42]» ه- روایت نبوی : « لا یفلح قومٌ ولّوا أمرهم إمرأة.[43]» ی- روایت نبوی دیگر: « لن یفلح قومٌ أسندوا أمرهم إلی إمرأة.[44]» چگونه ممکن است که زن در خارج از خانه در اداره یا غیر آن مشغول کار شود در حالی که وظیفه ی دیگران این باشد که او را بر مالی امین قرار ندهند و بر فعل او اتّکا نکنند. (10)

در پایان این فصل به روایاتی که مؤیّد مبغوضیت اشتغال زنان در خارج از خانه نزد شارع است پرداخته می شود :

1- روایاتی که از حضور زنان در حمام ومجالس عروسی و عزا نهی می کند مثل روایت نبوی :« من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلا یدعُ حلیلته تخرج إلی الحمّام[45].» و در روایت جابر جعفی آمده است :« و لا یجوز للمرأة أن تدخل الحّمام فانّ ذلک محّرم علیها[46].» (11) و روایت امام صادق (علیه السلام):«قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : مَن أطاع امرأته أکبّه الله علی وجهه فی النّار. قال : و ما تلک الطاعة؟ قال: تطلب إلیه الذهاب الی الحّمامات و العُرسات و العیدان و النائحات و الثیاب الرقاق فیجیبُها[47].» (12) وجه تقریب استدلال به این دسته این است که رفتن به حمام و عروسی وعزا موضوعیتی ندارد و از باب نمونه برای رفتن زن از خانه است، مخصوصاً شرکت در مراسم عزا؛ زیرا ممکن است رفتن آنها به مراسم عروسی یا حمام درآن زمان موجب مفسده ای می گردیده است، ولی شرکت در مراسم عزا به خودی خود مفسده ای در آن متصّور نیست؛ ضعف استدلال به این دسته به این خاطر است که در شرکت زنان در مراسم عزا نیز مفسده هایی متصّور است و آن ها  پریشان کردن مو در هنگام مصیبت در مقابل نامحرمان یا حضور زن در مجلسی که  زنان دیگر موهای خود را در هنگام مصیبت پریشان می کردند. و لذا حدیث در این جهت مجمل می شود، پس نمی توان به این دسته از روایات استدلال کرد.

2- مؤید دوم: سخن امیر المؤمنین (علیه السلام) می باشد که فرمود:« إنّما المرأة لُعبة فمن اتّخذها فلیُغطِّها.[48]» به درستی که زن بازیچه است پس هر کس زن گرفت باید او را بپوشاند. بنابراین که مراد از تغطیه عدم حضور زن در جامعه باشد.ولی استدلال به این روایت صحیح نیست ؛ زیرا اوّلاً :مراد از تغطیه مجمل است وممکن است که مراد از آن، پوشش کامل وحجاب زن باشد نه عدم حضور او در جامعه .و ثانیاً: این روایت به تعابیر مختلفی وارد شده است.میرزای نوری در مستدرک الوسائل از امیرالمؤمنین به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این روایت را نقل می کند ولی در آخر روایت از تعبیر «فلیصنَعها» استفاده شده است.[49]در کتاب مکارم الأخلاق [50] تعبیر «فلیَصُنها» به کار رفته است. در کافی[51]ازتعبیر «فلایضیّعها» استفاده شده است.آیت الله برجردی در کتاب «جامع أحادیث الشیعة»[52]می فرماید:«در کتاب غررالحکم دو نسخه وجود دارد: در یکی از تعبیر «فلیَعظها» و در دیگری از تعبیر«فلیغطّها» استفاده شده است.» با وجود اینکه فقط یکی از این تعابیر از حضرت صادر شده واختلاف تعابیر به خاطر اشتباه برخی از نُسّاخ است ،لذا نمی توان به روایت استشهاد کرد؛زیرا برخی از این تعابیر مثل «فلایضیّعها»و«فلیعظها»و«فلیصنَعها» برمنع از حضور زن درجامعه دلالت نمی کند. (13)

3- مؤید سوم : در روایتی از امام صادق از پدرشان (علیها السلام)آمده است: «تقاضی علیّ وفاطمة إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی الخدمة فقضی علی فاطمة بخدمة ما دون الباب و قضی علی علیّ بما خلفه. قال: فقالت فاطمة (علیها السلام): فلا یَعلم ما دخلنی من السّرور الّا الله بإکفائی رسول الله تحمّل رقاب الرجال[53].» و در روایت زید بن حسن از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمودند:«کان أمیرالمؤمنین (علیه السلام) یحتطب و یستقی و یکنس وکانت فاطمة (علیها السلام) تطحن و تعجن وتخبز.[54]» یعنیک امیر المؤمنین هیزم جمع می کرد و خانه را جارو می زد و حضرت زهرا آرد درست می نمود و آن را خمیر می کرد و با آن نان درست می کرد.  با وجود اینکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) وظیفه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) که برترین زنان عالمین است را کار در خانه قرار داده وخود حضرت زهرا (علیها السلام) به آن راضی تر بوده است، پس معلوم می شود که خداوند حضور زن در خارج از خانه را دوست نمی دارد . ولی استدلال به این روایات نیز محلّ اشکال است؛ زیرا اوّلاً: این روایت فقط برتری اشتغال زن در خانه نسبت به اشتغال  او در خارج از خانه را می فهماند نه اینکه اشتغال زن در خارج از خانه مورد نهی شارع باشد. ثانیاً: شاید شرایط آن زمان مناسب با اشتغال زن در خارج از خانه خصوصاً زنان اصیلی مثل دختر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نبوده است ، مخصوصاً اینکه اشتغال در خارج از خانه که در آن زمان برای زن ممکن بوده  منحصر در مواردی چون حمل هیزم و مشک و اموری از این قبیل بوده است.

4- مؤید چهارم : آیه ی شریفه ی سوره ی احزاب: « یا نساء النبیّ لستنّ کأحدٍ من النساء إن اتّقیتنّ فلا تخضعنَ بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرض و قُلنَ قولاً معروفاً و قَرنَ فی بیوتکنّ ولا تبّرجنَ تبرّج الجاهلیة الاولی[55]» به این تقریب که خداوند در این آیه قرار و ماندن در خانه را برای زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) واجب کرده و زنان حضرت موضوعیتی ندارند و حکم شامل همه ی زنان می شود. ولی این استدلال ناتمام است ؛ زیرا خود رسول خدا(صلی الله علیه و آله)غالباً در جنگها و مسافرت ها یکی از همسران خود را همراه خود می برده است، پس شاید مراد آیه به قرینه ی فقره ی بعد آن ، این باشد که زینت کرده در خارج از خانه حاضر نشوید یا اینکه خروجی که موجب هتک حرمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گردد را انجام ندهید. شاهد این معنا روایتی است که سیّد هاشم بحرانی در تفسیر برهان به نقل از عبدالله بن مسعود نقل کرده است :«قلتُ للنبّی (صلی الله علیه وآله) :یا رسول الله!مَن یغسلک اذا متّ ؟قال:«یغسل کلّ نبّی وصیّه .قلتُ :فمن وصیّک یا رسول الله ؟ قال: علیّ بن أبی طالب .قلتُ: کم یعیش بعدک یا رسول الله ؟ قال: ثلاثین سنته فانّ یوشع بن نون وصیّ موسی عاش بعد موسی ثلاثین سنة و خرجت علیه صفراء بنت شعیب زوجه موسی فقالت: أنا أحقّ منک بالأمر فقاتَلَها فقتل مقاتلیها و أسرها فأحسنَ أسرَها و إنّ ابنة أبی بکر ستخرج علی علیّ فی کذا وکذا ألفاً من امّتی فیقاتلها فیقتل مقاتلیها ویأسرها فیحسن أسرها و فیها أنزل الله عزوجّل :«و قرنَ فی بیوتکن ّ و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیّة الاولی یعنی صفراء بنت شعیب.[56]» حتی اگر در قرینیت فقره ی بعدی یعنی «ولا تبرّجن تبرّج الجاهلیّة » شک کنیم، نمی توان به اطلاق «قرن فی بیوتکنّ» اخذ کرد؛ زیرا شک در قرینیت موجود، مانع از انعقاد اطلاق است.

فصل دوم: بررسی ادله ی جواز اشتغال زنان

1- موارد متعدّدی در صدر اسلام وجود دارد که زنان پایاپای  مردان در جامعه حضور پر رنگ داشتند و ردعی از جانب معصومین (علیهم السلام) نشدند وگاهی حضرت زهرا(سلام الله علیها) این کار را انجام دادند که برخی از این موارد اشاره می شود :

الف-بیعت پیامبر رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) با زنان: حضرت زنان را به شرکت در بیعت فرا می‌خواند و در آن جامعه ی بدوی و به دور از فرهنگ وتمدّن که زن مایه ی نکبت به شمار می آمد ، این حرکت ایشان تحّولی عظیم در ارزش دادن به حضور زن در اجتماع است. این حرکت در سه مورد تحّقق یافت: 1-در ابتدای دعوت به اسلام [57] 2-پس از فتح مکّه ودر اوج قدرت [58]3-در غدیر خم برای بیعت زنان با امیرالمؤمنین (علیهم السلام)[59].

ب- دفاع حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جانشینی بر حقّ امیرالمؤمنین(علیه السلام) واعتراض او به حکومت وقت و رفتن به در خانه ی مهاجرین و انصار برای افشای ماهیّت پلید حکومت گران وطلب کمک.این گونه اعمال از شخصی معصوم مانند حضرت زهرا (سلام الله علیها) وتأیید امامی معصوم همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشان از وظیفه ی زنان نسبت به حضور در جامعه دارد.

ج-هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهم السلام) از بیعت با ابوبکر امتناع می ورزد، امّ مسطح به دفاع از حضرت بر خاسته وکنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) رفته واشعاری در شکایت از وضع موجود می سراید[60].

نقد: این موارد ذکر شده در شرایط خاص و برای امر ویژه ای است و ربطی به حضور زن در جامعه و اشتغال او در خارج از خانه ندارد؛ زیرا مورد اوّل که مسأله ی بیعت زنان بود، امری است که به خاطر پایبندی زنان بر اسلام امری لازم است؛ زیرا دین اسلام دینی مخصوص مردان نیست و زنان دوشادوش مردان باید به آن معتقد شده و با آن بیعت کرده وبه دستورات آن عمل کنند. امّا مسأله ی غصب خلافت لوث شده و در تاریخ محو می گشت و مسأله ی دفاع از ولایت مسأله ای ویژه و در شرایط ویژه بوده و لذا نمی توان حکم آن را به موارد دیگر تسرّی داد. (14)

2- دلیل دوم جواز اشتغال زن این است که روایاتی که بیانگر لزوم خانه نشینی زنان وارد شده با شرایط فرهنگی جامعه ی آن روز وارد شده است. شرایطی که زن در آن هیچ ارزش اجتماعی نداشت و رسول اکرم وائمه (علیهم السلام) به تدریج ارزش اجتماعی زنان را به آنها اعطا کردند و ممکن نبود که در آن زمان ، معصومین (علیهم السلام) بر حضور پر شور زنان در جامعه تأکید کنند و اگر این کار را می کردند مورد پذیرش قرار نمی گرفت. ولذا نمی توان در عصر حاضر به این روایات استناد کرد، پس با اجراء  أصل برائت، جواز اشتغال زنان اثبات می شود.

نقد: اوّلاً : اصل اوّلی در قضایا، حقیقیه بودن آنهاست و خارجیه بودن قضیه نیازمند دلیل است. وثانیاً: بسیاری از روایاتی که به آنها در اثبات منع استدلال شد، قابل حمل بر قضیه ی خارجیه نیست که به بعضی از آن روایات اشاره می شود:

الف: روایاتی که علّت وجوب حبس زنان در خانه را عورت بودن آنها بیان می کند[61]. ب- روایتی که علّت منع از سوار شدن زنان بر مرکب را ایجاد هیجان و فجور بیان می دارد.[62] ج- در خطبه ی امیرالمؤمنین(علیه السلام) علّت نهی از سپردن امر خانواده به زنان را اینگونه بیان می کند:«فانّهنّ إن ترکن و ما أردنَ أوردنَ المهالک و عدون أمر المالک فانّا وجدناهنّ لاورع لهنّ عند حاجتهنّ و لاصبر لهنّ عن شهوتهنّ، البذخ لهنّ لازمٌ و إن کبرن و العجب بهنّ لاحقٌ و إن عجزنَ... [63]» در روایت جابر جعفی[64] و روایت خصال[65] که مسألۀه ی عدم خروج زن از

/ 2 نظر / 166 بازدید
فاطمه

این روایات از کجا درست باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعضی هاش مسخره است.مگه ما آدم نیستیم؟؟؟؟؟اصلا اگه قراربود این طوری اسیر باشیم چرا ما رو آفرید؟؟؟؟فقط وسیله لذت شوهر؟؟؟؟تولید مثل؟؟؟؟ بشور و بساب؟؟؟؟؟اسلام رو خراب نکنید لطفا.

زن با مرد افریده شد

چرت ترین مطالب عمرم بود اگه اسلام تعریفش از زن این یاشه که تمام زنان ما کافر بشن بهتره می گن غزب نگاهش به زن شهوته در صورتیکه مردای ایراتتد که فکر شهوتشون هسن